پیام مهم چین به ترامپ
📌 چین بهجای تحمیل شروط واشنگتن بر ایران، میانجیگری منطقهای و کاهش نقش امنیتی آمریکا در خاورمیانه را دنبال میکند. به گزارش زومان، فارن پالیسی در تحلیل تازه خود معتقد است پکن در مواجهه با جنگ خاورمیانه و پرونده ایران، با احتیاط کامل روی یک خط باریک قد...
چین بهجای تحمیل شروط واشنگتن بر ایران، میانجیگری منطقهای و کاهش نقش امنیتی آمریکا در خاورمیانه را دنبال میکند. به گزارش زومان، فارن پالیسی در تحلیل تازه خود معتقد است پکن در مواجهه با جنگ خاورمیانه و پرونده ایران، با احتیاط کامل روی یک خط باریک قدم برمیدارد و هیچ برنامهای برای نجات دادن دونالد ترامپ از بحرانی که خود ساخته ندارد. در فاصله ۴۸ ساعت پس از حملات موشکی حوثیهای یمن به فرودگاه بینالمللی ریاض در عربستان سعودی، رسانههای دولتی چین بیش از هر چیز بر آمادگی تهران برای میانجیگری میان طرفهای درگیر متمرکز شدند. این پیشنهاد در جریان گفتوگوی تلفنی ۱۱ اکتبر میان وزرای امور خارجه ایران و عربستان مطرح شد؛ تماسی که تنها چند ساعت پس از اصابت موشکها و کشته شدن ۱۳ نفر و مجروحیت دهها تن دیگر صورت گرفت. به نوشته فارن پالیسی، بازتاب گسترده و مثبت پیشنهاد عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در رسانههای پکن در امتداد اخباری است که در ماه سپتامبر فاش شد؛ گزارشهایی که نشان میداد چین در پشت پرده، تهران را تشویق میکرد تا میان ریاض و حوثیها نقش میانجی ایفا کند. با این حال، این نشریه میگوید همین تحرکات به روشنی نشان میدهد که چرا پکن تمایلی ندارد ایران را برای تسلیم شدن در برابر خواستههای واشنگتن زیر فشار بگذارد. چین همواره از این ایده که منطقه خاورمیانه خود متولی امنیت پایدارش باشد پشتیبانی کرده و کاهش سلطه نظامی آمریکا در این جغرافیا، دهههاست که به یکی از اهداف راهبردی و مشترک در روابط پکن و تهران بدل شده است. کاهش سلطه نظامی آمریکا در خاورمیانه، دهههاست که به یکی از اهداف راهبردی و مشترک پکن و تهران بدل شده است به عنوان نمونه، در یک مطالعه پژوهشی در سال ۱۹۸۱، کارشناسان چینی به حاکمیت خود پیشنهاد کردند که پکن جایگاه ایران در خلیج فارس را تقویت کند تا جریان دسترسی آمریکا به نفت منطقه مختل شود و در عین حال راهکاری برای معافیت منافع نفتی خود چین ایجاد شود. همچنین در جریان جنگ هشتساله ایران و عراق (۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ میلادی)، مقامات پکن پیوسته خواهان خروج نظامیان آمریکا از آبهای خلیج فارس شدند و حتی در سال ۱۹۹۰، به مداخله نظامی ایالات متحده به سود کویت در جریان حمله ارتش صدام اعتراض کردند. این رسانه آمریکایی تصریح میکند که چین هرچند در سالهای اخیر از شدت لحن خود برای خروج سریع واشنگتن کاسته، اما همچنان پای این رویکرد ایستاده است که دولتها در چارچوب جهان چندقطبی مدنظر پکن، باید خود بار منافع امنیتیشان را به دوش بکشند؛ رویکردی که در قالب «ابتکار امنیت جهانی» پکن به شکل ملموس عرضه شده است. ابتکار امنیت جهانی (Global Security Initiative) طرح کلان راهبردی چین است که بر پایه حل مناقشات از مسیر مذاکره منطقهای و نفی حضور قدرتهای هژمونیک فرامنطقهای مانند آمریکا استوار است. فارن پالیسی مینویسد ممکن است برخی استدلال کنند منافع اقتصادی گسترده پکن در منطقه، چین را وابسته به چتر امنیتی آمریکا کرده است؛ همچنین مشخص است که چین پیوندی پیچیده و همواره محتاطانه با تهران داشته و هرگز به نیابت از ایران وارد جنگ مستقیم نخواهد شد. شاید بر پایه همین ارزیابیهای اشتباه بود که دولت ترامپ منافع بنیادین پکن را وارونه فهمید. بارزترین نمونه آن، درخواست ترامپ در ماه مارس از چین برای اعزام ناوهای جنگی به خلیج فارس با هدف حراست از خطوط کشتیرانی بود. چین این درخواست را رد کرد؛ اما دونالد ترامپ احتمالاً از این واقعیت تاریخی بیخبر بود که پکن حتی در دوران جنگ ایران و عراق نیز تنها عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل بود که هیچ شناور نظامی برای همراهی نفتکشها اعزام نکرد. چین در آن مقطع با وجود رأی مثبت به قطعنامه ۵۵۲ شورای امنیت، که از ایران میخواست به تجارت کشتیهای بیطرف در خلیج فارس حمله نکند، دست به تحرک نظامی نزد تا رابطه خود با تهران را تیره نکند و از ایران فاصله نگیرد. پکن حتی در دوران جنگ ایران و عراق نیز هیچ شناور نظامی برای همراهی نفتکشها اعزام نکرد به باور فارن پالیسی، اهداف راهبردی بلندمدت و مصلحتسنجیهای کوتاهمدت پکن کاملاً همپوشانی دارند: چین از یک سو خواهان خودکفایی امنیتی پایدار خاورمیانه است و از سوی دیگر، فعلاً از منافع جانبی زیرساختهای نظامی آمریکا نیز بهره میبرد. علاوه بر این، پکن همواره از کارت ایران در چانهزنیهای بزرگ با واشنگتن سود برده است. پس از تحریمهای تسلیحاتی غرب به دنبال حوادث میدان تیانآنمن در ۱۹۸۹، چین رسماً همکاریهای هستهای خود با تهران را تأیید کرد؛ اما سالها بعد هنگامی که جیانگ زمین، رئیسجمهور وقت چین، و بیل کلینتون، رئیسجمهور اسبق آمریکا، برای الحاق پکن به سازمان تجارت جهانی (WTO) به تفاهم رسیدند، چین در سال ۱۹۹۷ به عنوان نشانهای از حسن نیت این همکاری اتمی را تعلیق کرد. بر اساس این تجربه تاریخی، این نشریه معتقد است که نرمش چین در قبال ایران معمولاً به اهرمهای فشار متقابل واشنگتن گره خورده است؛ اما در حال حاضر کاملاً پیداست که کاخ سفید فاقد ابزار یا اراده لازم برای وادار کردن پکن به عقبنشینی در موضوع ایران است. کاخ سفید فاقد ابزار یا اراده لازم برای وادار کردن پکن به عقبنشینی در موضوع ایران است بنابراین، چین هیچ دلیل و انگیزهای ندارد که تهران را برای قبول شروط تحمیلی واشنگتن تحت فشار قرار دهد. در واقع، درست زمانی که اخبار مربوط به میانجیگری عراقچی فروکش کرد، رسانههای پکن تمرکز خود را به برتری موضع ایران در مذاکرات معطوف کردند و عناوینی مانند «ایران در حال بررسی پیشنهادهای آمریکا؛ شروط بازگشایی تنگه هرمز بدون تغییر است» و «ادعای ایران درباره عقبنشینی محسوس نیروی دریایی آمریکا» را برجسته ساختند. فارن پالیسی تأکید میکند چین نشان داده است که در برابر شوکهای تحریمی و قطعی واردات نفت نیز تابآوری شگفتانگیزی دارد. لو روکوآن، اقتصاددان ارشد شرکت ملی نفت چین (CNPC)، توضیح میدهد که بخشی از این تابآوری ناشی از توسعه ۲۲۵ میدان نفت و گاز جدید در داخل خاک چین بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ است. علاوه بر این، وابستگی چین به فرآوردههای نفتی به مراتب کمتر از اقتصادهای غربی است؛ در شرایطی که نفت ۳۸ درصد از کل مصرف انرژی در آمریکا را تشکیل میدهد، سهم آن در سبد انرژی چین تنها حدود ۱۸ درصد است. در مقابل، زغالسنگ با تأمین نزدیک به ۵۱ درصد از انرژی مورد نیاز چین، ستون فقرات امنیت انرژی این کشور محسوب میشود. پکن بیش از ۹۰ درصد زغالسنگ مصرفیاش را در داخل استخراج میکند و طی سالهای اخیر حتی با وجود افت مقطعی مصرف، بر حجم ذخایر استراتژیک افزوده است. پیشرفت در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نیز ضربهگیر دیگری برای اقتصاد چین بوده است. زغالسنگ با تامین نزدیک به ۵۱ درصد از انرژی مورد نیاز چین، ستون فقرات امنیت انرژی این کشور محسوب میشود اگرچه ترکشهای گرانی جهانی نفت میتواند اقتصاد چین را متأثر کند، اما پکن در ماههای منتهی به جنگ با خطر رکود قیمتها و تورم منفی دستبهگریبان بود، نه تورم فزاینده؛ از این رو افزایش قیمتهای حاملهای انرژی حتی میتواند به نوعی از فشار تورم منفی بر بازار داخلی بکاهد. به تحلیل این نشریه، اولویت اصلی پکن برای میانجیگری میان ایران و کشورهای عربی دو دلیل ریشهای دارد: ۱. بسترسازی برای خروج تدریجی خاورمیانه از چتر امنیتی ایالات متحده و پایهریزی یک نظم منطقهای مستقل. ۲. بازسازی وجهه دیپلماتیک پکن نزد پایتختهای عربی خلیج فارس که پیشتر از همکاریهای فنی و تسلیحاتی چین با ایران دلسرد شده بودند. با این وجود، رهبران پکن سادهانگار نیستند که تصور کنند این فرآیند بهسرعت به نتیجه میرسد یا کشورهای عربی بلافاصله خریدار عمده تسلیحات چینی میشوند. همانطور که نیو شینچون، کارشناس چینی مسائل خاورمیانه، ارزیابی کرده است: فارن پالیسی در جمعبندی هشدار میدهد در حالی که دونالد ترامپ آماده دور تازه مذاکرات با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در ماه نوامبر میشود، باید چشمانداز منافع بلندمدت پکن در خلیج فارس را مدنظر داشته باشد. ترامپ باید بداند که در کاخ کرملین یا پکن هیچ طناب نجاتی برای رهایی او از این باتلاق انداخته نخواهد شد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/08 - 18:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/08 - 18:30

نظرات (0)