روایتی از سفر به بصره: رقص آبیها روی اروند رود!

📌 روایت یک سفر زمینی به بصره، از پرچمهای آبی در مرز تا گلی که نیمهشب خستگی را از تن استقلالیها بیرون کرد. با وجود معطلی، فضای سالن کاملاً فوتبالی بود. هواداران از همان محل کنترل گذرنامه استقلال را تشویق میکردند و پرچمهای آبی گاهی تا نزدیکی سقف بال...
روایت یک سفر زمینی به بصره، از پرچمهای آبی در مرز تا گلی که نیمهشب خستگی را از تن استقلالیها بیرون کرد. با وجود معطلی، فضای سالن کاملاً فوتبالی بود. هواداران از همان محل کنترل گذرنامه استقلال را تشویق میکردند و پرچمهای آبی گاهی تا نزدیکی سقف بالا میرفت. لیدرهای استقلال در استان خوزستان نیز با چند پرچم بزرگ در میان جمعیت حضور داشتند. مشخص بود هدف فقط رسیدن به ورزشگاه نیست و آنها میخواستند بخشی از ورزشگاه بصره را به رنگ آبی درآورند. پس از عبور از گیت ایران، نوبت به یک مسیر پیادهروی نسبتاً طولانی در تونل میان دو بخش مرزی رسید. دو طرف مسیر به بازاری کوچک و خودجوش تبدیل شده بود. فروشندههایی که تقریباً همگی زنانی با پوشش عربی بودند، روی زمین بساط کرده و از تخممرغ و سبزی تا خوراکیهای مختلف میفروختند. ترکیبی جالب از مرز، بازار و کاروان فوتبال که احتمالاً فقط در شلمچه میتوان همزمان دید. کنترل گذرنامه و بازرسی در بخش عراقی برخلاف تصور اولیه با سختگیری زیادی همراه نبود و خیلی زود به محوطهای رسیدیم که اتوبوسهای در نظر گرفتهشده برای هواداران استقلال در آن مستقر بودند. چند دستگاه اتوبوس مشکی و شیک با نشان استانداری بصره منتظر مسافران بودند. مسئولان فرهنگی و افسر امنیتی باشگاه نیز همانجا حضور داشتند و بلیتهای مسابقه را داخل اتوبوس میان هواداران توزیع میکردند. در اتوبوس، جغرافیای سکوهای استقلال از قبل شکل گرفته بود. هواداری از خرمآباد با همان لباسهای متفاوتی که پیشتر تصاویرش در فضای مجازی دیده شده بود، با صدای بلند از استقلال و ناصر حجازی میگفت. چند هوادار نیز صبح همان روز از ایلام خود را به مرز رسانده بودند. اهواز، آبادان، خرمآباد، ایلام و شهرهای دیگر در یک اتوبوس جمع شده بودند و تنها زبان مشترک آنها استقلال بود. فاصله مرز تا بصره برای ما خیلی زود طی شد. با ورود به عراق، خودروهای مدلبالا و تابلوهایی که نام مکانها را با خط زیبای عربی و انگلیسی نمایش میدادند، جلب توجه میکرد. ظاهر متفاوت اتوبوسهای حامل هواداران نیز نگاه رهگذران را به خود میکشید و بعضیها از کنار خیابان با کنجکاوی به مسافرانی نگاه میکردند که از پشت شیشه پرچم آبی نشان میدادند. در میانه راه از روی پلی مرتفع و بزرگ عبور کردیم که زیر آن شطالعرب جریان داشت. همان رود پهنی که در ایران اروندرود نامیده میشود. شطالعرب از پیوند دجله و فرات در شمال بصره شکل میگیرد و در حوالی خرمشهر، آب رود کارون نیز به آن میپیوندد. عرض رود در آن بخش بسیار بیشتر از کارونی بود که در اهواز میشناسیم و آب آرام و نسبتاً زلال آن همراه با قایقهای تفریحی، یکی از زیباترین تصاویر مسیر را ساخت. حدود یک ساعت پیش از باز شدن گیتها به ورزشگاه رسیدیم. هواداران زن و مرد استقلال پشت ورودیها منتظر بودند و در میان آنها چند طرفدار صنعت نفت آبادان با پرچم برزیل و نمادهای آبادان دیده میشدند. آنها برای حمایت از نماینده ایران آمده بودند و آن شب، زرد و آبی بدون دردسر کنار یکدیگر ایستاده بودند تا استقلال در بصره احساس غربت نکند. ورود ما از در شماره سه ورزشگاه بینالمللی بصره انجام شد. ورزشگاهی که عراقیها آن را جذع النخله به معنای تنه نخل مینامند، چون طراحی آن از نخل الهام گرفته شده است. استادیومی با گنجایش بیش از ۶۵ هزار نفر که وسعت مجموعه، تعدد ورودیها و فاصله زیاد بخشهای مختلف آن، از همان دقایق نخست یاد ورزشگاه آزادی را زنده میکرد. پیدا کردن جایگاه خبرنگاران خودش بخش دیگری از سفر بود. مسیر زیادی را در محوطه ورزشگاه طی کردیم و اگر همکار اهوازی ما در ورزش سه به زبان عربی مسلط نبود، شاید تا شروع مسابقه همچنان دنبال ورودی رسانه میگشتیم. در پارکینگ، نیروهای امنیتی به صورت دستهجمعی نماز میخواندند و وقتی به طبقه سوم رسیدیم، مأموران آن بخش نیز مشغول نماز بودند. پس از پایان، با برخوردی گرم مسیر را نشان دادند. استقبال کارکنان ورزشگاه از خبرنگاران صمیمانه بود. تلفنهای همراه را به اینترنت ورزشگاه متصل کردند و این برای خبرنگاری که باید همزمان خبر، عکس و ویدئو ارسال کند، چیزی نزدیک به یک پاس گل محسوب میشود. جایگاه رسانه تقریباً پر شده بود و نزدیک به ۵۰ خبرنگار عراقی و ایرانی مسابقه را پوشش میدادند. حدود ۱۵ خبرنگار نیز همراه استقلال از تهران آمده بودند. جایگاه ما به بخش ویژه دید داشت. مصطفی متدین، مدیرعامل جدید استقلال، علی تاجرنیا، سعید فتاحی و دیگر مدیران باشگاه آنجا مستقر بودند. پذیرایی از مهمانان به اندازهای مرتب و پیوسته انجام میشد که تقریباً هر بار سرمان را به آن سمت میچرخاندیم، یک سینی تازه وارد قاب میشد. مسئولان ورزشگاه در میزبانی چیزی کم نگذاشته بودند. در بخشی دیگر از سکوها حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ تماشاگر الشمال مستقر بودند. بعدتر در ویدئوهای منتشرشده از سوی برخی شبکههای عراقی عنوان شد که بخشی از این جمعیت ساکن بصره با هماهنگی و پرداخت هزینه از طرف باشگاه قطری برای تشویق الشمال به ورزشگاه آمدهاند. با این حال، از نظر صدا و شور سکوها قابل مقایسه با هواداران استقلال نبودند. ابراهیم تهامی و داریوش یزدی، دو چهره شناختهشده فوتبال خوزستان، نیز برای حمایت از استقلال در ورزشگاه حضور داشتند. در جایگاه ویژه دو هوادار عراقی را دیدیم که پرچمهای ایران و عراق را به یکدیگر متصل کرده بودند. فارسی بلد نبودند، اما با همان چند واژه عربی و اشاره دست توضیح دادند که برای حمایت از نماینده ایران آمدهاند. بعضی پیامها واقعاً به مترجم نیاز ندارند. پیش از مسابقه، یک دقیقه سکوت به یاد حمید علیدوستی و حسن حبیبی برگزار شد. لحظاتی بعد نخستین نگرانی به اردوی استقلال رسید. علیرضا کوشکی که در ترکیب اصلی قرار داشت، هنگام گرم کردن دچار مشکل شد و اسماعیل قلیزاده جای او را گرفت. کوشکی بعد از مسابقه توضیح داد که ضربهای به قفسه سینهاش خورده و به دلیل مشکل تنفسی نتوانسته بازی کند. با آغاز مسابقه، استقلال بهتدریج کنترل بیشتری پیدا کرد و موقعیتهای مناسبتری ساخت، اما هر بار ضربه آخر یا با واکنش باباکار سک همراه میشد یا مسیر دروازه را پیدا نمیکرد. جایگاه خبرنگاران تا دقیقه ۹۰ بیشتر شبیه جایگاه حسرتخوران شده بود. هر موقعیت از دسترفته با صدای آه دستهجمعی همراه میشد و همه از این میترسیدند که شب خوب استقلال با دو امتیاز از دسترفته تمام شود. الشمال نیز در دقایق پایانی خطرناک شد و ریاض محرز در دقیقه ۸۸ با یک ضربه زمینی حبیب فرعباسی را وادار به واکنش کرد. همان صحنه برای چند ثانیه سکوت سنگینی روی سکوها انداخت. استقلال چندین موقعیت ساخته بود، اما کافی بود یک شوت وارد دروازه شود تا همه آن برتری و تلاش به حاشیه برود. سرانجام در دقیقه ۱+۹۰، محمدحسین اسلامی از سمت راست حرکت کرد و توپ را برای یاسر آسانی فرستاد. ضربه شماره هفت استقلال به گوشه دروازه رفت و ورزشگاه بینالمللی بصره یکباره منفجر شد. سکوها، نیمکت استقلال، جایگاه ویژه و بخش خبرنگاران همزمان از جا بلند شدند. تمام آههای قبلی در چند ثانیه به فریاد تبدیل شد و آسانی بار دیگر نقش منجی را برعهده گرفت. پس از گل، یوسف سابالی با دریافت کارت زرد دوم اخراج شد و استقلال دقایق باقیمانده را مدیریت کرد تا پیروزی یک بر صفر قطعی شود. آبیها با این برد به ۹ امتیاز رسیدند و اولین شکست آسیایی الشمال را رقم زدند. آسانی نیز به دلیل گل سهامتیازی و نمایش مؤثرش به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد. بعد از سوت پایان، بازیکنان استقلال به سمت هواداران رفتند و جشن ایسلندی را اجرا کردند. در میانه خوشحالی، یک جیمیجامپ وارد زمین شد و خودش را به روزبه چشمی رساند. مأموران امنیتی خیلی سریع او را گرفتند. چشمی قصد داشت پیراهنش را به او بدهد و ابتدا با مخالفت مأموران روبهرو شد، اما در نهایت پیراهن کاپیتان به آن هوادار رسید. چند بازیکن دیگر نیز پیراهنهای خود را به سمت سکوها پرتاب کردند و هوادارانی که مسیر طولانی تا بصره را آمده بودند، سهمی مستقیم از جشن پیروزی گرفتند. آن لحظات شاید بهترین پاداش برای کسانی بود که از شهرهای مختلف راه افتاده، در صف مرز ایستاده و ساعتها برای رسیدن به ورزشگاه زمان گذاشته بودند. پس از پایان جشن، راهی میکسدزون شدیم. بازیکنان الشمال تمایل چندانی به گفتوگو نداشتند. ریاض محرز در حالی که کمی لنگ میزد، بدون صحبت ورزشگاه را ترک کرد. بغداد بونجاح به درخواست خبرنگاران عراقی پاسخ منفی داد و عبدالکریم حسن، بازیکن سابق پرسپولیس، نیز توقف نکرد. سکوت بازیکنان قطری به اندازه نتیجه تابلو، حالوهوای شکست را نشان میداد. در سمت مقابل، علیرضا کوشکی، صالح حردانی و محمدحسین اسلامی مقابل خبرنگاران ایستادند و درباره مسابقه صحبت کردند. سفر بازگشت دوباره با اتوبوسهای تدارکدیدهشده انجام شد، اما فضای آن هیچ شباهتی به مسیر رفت نداشت. هواداران و خبرنگاران درباره گل دقیقه ۹۱ حرف میزدند و راننده عراقی با پخش آهنگهای شاد عربی، جشن را تا مرز شلمچه ادامه داد. حوالی ساعت دو بامداد به اهواز رسیدیم. سفر طولانی بود، اما بعضی بردها دقیقاً همان کاری را میکنند که آسانی کرد، خستگی را در آخرین لحظه از بین میبرند.
📡 منبع: ورزش 3
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/04 - 14:00
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/04 - 14:00

نظرات (0)