خبر خراسان جنوبی

آخرین لژیونر فوتبال ایران: می‌خواهم مدت زیادی نیایم!

آخرین لژیونر فوتبال ایران: می‌خواهم مدت زیادی نیایم!
📌 نیما میرزازاد، لژیونر جدید ایرانی در گفت‌وگویی با ورزش سه در رابطه با انتقالش به فوتبال دانمارک صحبت کرد. کولدینگ در معرفی دروازه‌بان جدیدش روی تجربه او در فوتبال حرفه‌ای ایران و همچنین شرایط فیزیکی‌اش تأکید کرده است. میرزازاد با قد ۱۹۷ سانتی‌متری یک...
نیما میرزازاد، لژیونر جدید ایرانی در گفت‌وگویی با ورزش سه در رابطه با انتقالش به فوتبال دانمارک صحبت کرد. کولدینگ در معرفی دروازه‌بان جدیدش روی تجربه او در فوتبال حرفه‌ای ایران و همچنین شرایط فیزیکی‌اش تأکید کرده است. میرزازاد با قد ۱۹۷ سانتی‌متری یکی از دروازه‌بان‌های بلندقد فوتبال ایران محسوب می‌شود و حالا باید خود را با شرایط فوتبال دانمارک و تیم جدیدش تطبیق دهد. در همین شرایط، خبرنگار ما گفت‌وگویی با میرزازاد داشته و این دروازه‌بان درباره انتقالش به کولدینگ، تصمیم برای ترک فوتبال ایران و شروع نخستین تجربه لژیونری خود صحبت کرده است. *در ادامه گفت‌وگوی نیما میرزازاد با ورزش سه را می‌خوانید: *اول از انتقال به دانمارک شروع کنیم. پیشنهاد کولدینگ دقیقاً از چه زمانی به دستت رسید و چه چیزی باعث شد در نهایت تصمیم بگیری فوتبال ایران را ترک کنی؟قبل از اینکه به دانمارک بیایم، فکر می‌کنم حدود سه ماه قبل پیشنهاد رسمی را دریافت کردم، چون قرار بود از سپاهان جدا شوم و بازیکن آزاد شوم. صحبتی که با مدیران این باشگاه داشتم، انجام شد و مربی تیم نیز با من تماس گرفت. با خود مربی تیم صحبت کردم و یک ویدئوکنفرانس هم داشتیم و درباره شرایط با یکدیگر گفت‌وگو کردیم.اینکه بازیکن آزاد بودم، می‌توانست خیلی به من کمک کند و در نهایت با سپاهان به توافق رسیدم و جدایی من انجام شد. بعد از آن نیز به تیم دانمارکی پاسخ مثبت دادم و از همان زمان درخواست ویزای من ثبت شد، اما به دلیل شرایط خاص کشورمان، این روند بسیار طولانی شد و باعث شد حدود هشت هفته را از دست بدهم.در مجموع، بعد از گذشت هشت هفته کارهای مربوط به ویزا انجام شد و به تیم اضافه شدم. شرایط خودم و کشور را در نظر گرفتم و تصمیم گرفتم به اینجا بیایم. از این پیشنهاد بسیار خوشحال شدم، چون دوست داشتم بازی در لیگ اروپا را تجربه کنم. تیمی که به آن آمده‌ام نیز تیمی باقدمت است، تاریخچه دارد و از امکانات زیادی برخوردار است. از اینکه به این تیم آمده‌ام، بسیار خوشحالم. *نکته جالب این است که خرداد ۱۴۰۳، بعد از قهرمانی جام حذفی با سپاهان، خودت گفتی از دانمارک پیشنهاد داری. آیا آن پیشنهاد ارتباطی با کولدینگ و انتقال امروزت داشت یا از باشگاه دیگری بود؟ چرا آن انتقال در آن مقطع انجام نشد؟درست است. زمانی که در سپاهان بودم، بعد از قهرمانی با این تیم در مصاحبه‌ای گفتم که از لیگ دانمارک پیشنهاد داشتم، اما آن پیشنهاد مربوط به این باشگاه نبود و از تیم دیگری در همین لیگ بود.من در سالی که در سپاهان حضور داشتم، پیشنهادهای متفاوتی داشتم و باید آنها را به باشگاه منتقل می‌کردم و با توجه به قراردادی که داشتم، تصمیم‌گیرنده باشگاه بود. آن انتقال به سرانجام نرسید. از پرتغال، فنلاند و حتی ترکیه پیشنهاد داشتم و همان زمان با آقای مورایس درباره این پیشنهادها صحبت کردم، اما ایشان مخالفت کردند و گفتند روی من حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند و اجازه جدایی ندادند.من هم تصمیم گرفتم بمانم، چون ماندنم می‌توانست به من کمک کند و خدا را شکر می‌کنم که در ادامه روزهای خوبی در باشگاه سپاهان داشتم. به همین دلیل آن انتقال انجام نشد، اما این بار شرایط متفاوت بود. خیلی دوست داشتم این اتفاق رخ بدهد و خدا را شکر که این انتقال انجام شد. *باشگاه کولدینگ در معرفی تو روی دو موضوع تأکید کرده: تجربه بالای فوتبال حرفه‌ای و فیزیک مناسب یک دروازه‌بان. در مذاکرات چه شناختی از تو داشتند و دقیقاً چه انتظاری از تو مطرح کردند؟فوتبال دانمارک، با وجود اینکه از نظر فنی و تاکتیکی شرایط خوبی دارد، دروازه‌بان‌های فیزیکی زیادی دارد. من در این دو هفته‌ای که اینجا هستم، به دلیل انجام شدن مراحل ویزا، سه یا چهار بازی کولدینگ را از نزدیک دیدم. در بازی‌های تیم‌های حریف نیز بازیکنان خوب و قدرتمندی حضور داشتند و بسیاری از دروازه‌بان‌ها هم فیزیک مناسبی داشتند.با این حال، باشگاه و مربیان تیم صلاح دانستند یک دروازه‌بان فیزیکی جذب کنند و روی این موضوع نیز تأکید زیادی داشتند. اینکه من را از نزدیک دیدند، برای خودشان بسیار جالب بود و از این موضوع سورپرایز و خوشحال شدند.همان‌طور که می‌دانید، در فوتبال اروپا از دروازه‌بان در بازی‌سازی نیز بسیار استفاده می‌شود و در شرایطی که تیم نیاز داشته باشد، دروازه‌بان باید در بازی‌سازی به تیم کمک کند. مهم‌ترین مسئله‌ای که در مذاکرات درباره آن صحبت شد نیز همین بود. برای من هم بسیار جالب بود که باشگاه چنین نگاهی به ویژگی‌های من داشت. *کولدینگ در سطح دوم دانمارک بازی می‌کند و فصل گذشته به مرحله رقابت برای صعود رسید. وقتی با مسئولان باشگاه صحبت کردی، هدفی که برای ادامه فصل مطرح کردند چه بود؟من در یک‌سری خبرگزاری‌ها هم خواندم که این موضوع اشتباه نوشته شده و کولدینگ در سطح دوم دانمارک بازی می‌کند، در حالی که این تیم در سطح اول فوتبال دانمارک حضور دارد؛ همان چیزی که می‌توان آن را با لیگ برتر خودمان مقایسه کرد و کیفیت مناسبی دارد.البته از طرف دیگر، سوپرلیگ دانمارک نیز تیم‌های بسیار قدرتمندی دارد که حتی در رقابت‌های اروپایی مقابل تیم‌هایی مانند رئال مادرید بازی می‌کنند. به همین دلیل، بازی در سوپرلیگ این کشور بسیار دشوار است.بازیکنان ایرانی هم قبلاً در این تیم حضور داشته‌اند و با همین تیم شاید دوباره به سطح اول سقوط کرده‌اند. در مجموع، سطح فوتبال اینجا خوب است. کولدینگ فصل گذشته شرایط خوبی داشت و به صعود نزدیک شد.خود باشگاه نیز از باشگاه‌های خوب دانمارک است و هواداران زیادی دارد. امکانات قابل توجهی دارد و استادیوم این شهر نیز بازسازی شده و امکانات جدیدی به آن اضافه شده است.هدف باشگاه، صعود به سوپرلیگ است تا بتواند از این امکانات استفاده کند و اتفاق‌های خوبی برای تیم رقم بخورد. خوشحالم که ذهنیت آنها برنده است، به آینده فکر می‌کنند و به دنبال صعود هستند. *تفاوت فوتبال دانمارک با ایران را در همین روزهای ابتدایی در چه چیزهایی دیده‌ای؟ تمرین دروازه‌بان‌ها، سرعت بازی، امکانات، نظم باشگاهی یا مسائل تاکتیکی کدام بیشتر برایت جلب توجه کرده؟تفاوت فوتبال دانمارک با ایران، به نظر من، بسیار زیاد است. از نظر ساختاری، به نظرم مهم‌ترین فاکتور، امکاناتی است که تیم‌ها در اینجا دارند. شرایط موجود، کیفیت مطلوب چمن‌ها، استادیوم‌ها و بسیاری از امکانات تمرینی که در اینجا وجود دارد، برای من بسیار قابل توجه و جالب بود.از نظر نظم باشگاهی نیز دانمارک کشوری است که نظم در اولویت قرار دارد. این موضوع را هم در خیابان‌ها و هم در محافل عمومی به‌وضوح می‌توان دید. خودشان جزو نخستین افرادی هستند که نظم را رعایت می‌کنند و دیگران نیز طبق همین اصول پیش می‌روند.به همین دلیل، فکر می‌کنم با توجه به نظمی که در این تیم و این کشور وجود دارد، به جزئیات بسیار توجه می‌شود؛ جزئیاتی که شاید در کشور خودمان گاهی نادیده گرفته شوند. مهم‌ترین چیزی که برای من جالب بود، همین توجه به جزئیات در مسائل فنی، تاکتیکی و ساختاری باشگاه بود.اگر بخواهم از نظر فنی نیز به یک نکته دیگر اشاره کنم، سرعت بازی برای من بسیار جالب بوده است. کیفیت چمن، نوع و سبک بازی تیم‌ها و همچنین آماده‌سازی زمین پیش از تمرینات یا بازی‌ها، تأثیر زیادی دارد و برای من بسیار جالب بود که این اتفاقات را از نزدیک تجربه کردم. *شاید مهم‌ترین شب دوران تو در سپاهان همان فینال جام حذفی برابر مس رفسنجان باشد. فیکس شدی، کلین‌شیت کردی و سپاهان بعد از ۹ سال قهرمان جام حذفی شد. از آن مسابقه چه چیزی بیشتر در ذهنت مانده است؟من شاید به همان اندازه که خوش‌شانس بودم در انزلی به دنیا بیایم و روزی بازیکن ملوان شوم، خوشحالم که توانستم در نسلی از سپاهان حضور داشته باشم و بخشی از تاریخ این باشگاه باشم.بسیار خوشحالم که در نسلی حضور داشتم که توانستم دو جام با این تیم به دست بیاورم. سپاهان تیم بسیار بزرگی است که مردم واقعاً عاشقانه دوستش دارند و از بازی‌هایش لذت می‌برند. خوشحالم که توانستم در این تیم حضور داشته باشم.شاید ما در چند سالی که من در سپاهان بودم، می‌توانستیم تعداد جام‌ها را به سه یا چهار برسانیم، اما خدا را شکر می‌کنم که توانستم دو جام با این تیم به دست بیاورم و جزئی از تاریخ این باشگاه باشم.آن شب فینال جام حذفی برای من، فکر می‌کنم، بهترین شب زندگی‌ام بود. هر زمان که به استادیوم آزادی یا آن روز فکر می‌کنم، تنها چیزی که به یاد می‌آورم، همان جامی است که برای نخستین بار به دست آوردم. آن شب برای من بسیار خاطره‌انگیز بود و تا ابد در ذهنم باقی خواهد ماند. *در تابستان گذشته از سپاهان به صورت قرضی به مس رفتی و تقریباً همزمان دوباره به تیم ملی رسیدی. فکر می‌کنی تصمیم برای بازی مداوم یکی از عوامل بازگشتت به اردو بود؟من به صورت قرضی به مس رفسنجان رفتم. مس رفسنجان بازی اولش را انجام داده بود و من از هفته دوم به تیم اضافه شدم و اولین بازی‌ام را در هفته دوم مقابل تراکتورسازی انجام دادم.اما باید یک فلش‌بک به فصل قبل داشته باشیم؛ من مهم‌ترین بازی فصل سپاهان را در آخرین مسابقه آن فصل مقابل استقلال تهران انجام دادم. اگر پیروز می‌شدیم، سهمیه آسیا و سهمیه پلی‌آف آسیا را به دست می‌آوردیم و اگر شکست می‌خوردیم، هیچ چیزی نصیبمان نمی‌شد.فکر می‌کنم آن مسابقه مهم‌ترین بازی فصل بود که من انجام دادم و عملکرد خیلی خوبی داشتم. می‌دانستم مربی دروازه‌بان‌های تیم ملی قرار است این بازی را که یک مسابقه تعیین‌کننده بود، ببیند. بعد از آن بازی به من گفتند اگر به تیمی بروی و بازی کنی و عملکرد خوبی داشته باشی، قطعاً دعوت می‌شوی.وقتی به مس رفسنجان رفتم، در همان بازی اول مقابل تراکتورسازی عملکرد خیلی خوبی داشتم و چندین سیو خوب انجام دادم. به همین دلیل، بعد از آن بازی راهی تیم ملی شدم.خدا را شکر می‌کنم که آن سال یکی دیگر از آرزوهایم محقق شد و این فرصت بسیار خوبی برای من بود. *به کافا برسیم. بعد از مدت‌ها به اردوی تیم ملی بزرگسالان برگشتی و تا فینال مسابقات هم در جمع ملی‌پوشان بودی، اما فرصت بازی به تو نرسید. آن اردو را چطور تجربه کردی؟ حسرت بازی ملی برایت جدی‌تر شد؟بله، اردوی تیم ملی در ازبکستان و مسابقات کافا بود که فینال آن را نیز در ازبکستان بازی کردیم. خوشحالم که جزئی از این تیم بودم و فکر می‌کنم این اردو، آخرین اردو یا یکی مانده به آخرین اردوی تیم ملی قبل از جام جهانی بود.خیلی خوشحال بودم که در این جمع حضور داشتم تا بتوانم عملکردم را به مربی تیم ملی نشان بدهم. واقعاً از حضور در جمع بازیکنان تیم ملی لذت بردم و امیدوارم عملکردم به شکلی باشد که مجدداً به این تیم دعوت شوم.اردوی بسیار خوبی بود و شخصاً چیزهای زیادی از آن به دست آوردم. امیدوارم در آینده نیز بتوانم از تجربیاتی که در این اردو به دست آوردم، استفاده کنم.شاید تنها چیزی که در حال حاضر نیاز دارم تا به آن برسم، همان بازی ملی باشد. آن‌قدر تلاش می‌کنم و زحمت می‌کشم تا بتوانم به این هدف برسم. *تو هنوز بازی ملی بزرگسالان نداری، در حالی که اولین بار در ۱۹ سالگی زمان کارلوس کی‌روش به اردوی تیم ملی دعوت شدی. از اولین دعوت تا امروز تقریباً یک دهه گذشته. رسیدن به اولین بازی ملی تبدیل به یکی از اهداف اصلی‌ات شده.درست است که فاصله بین دو دعوت من به تیم ملی شاید زیاد بود و می‌توانست شرایط بسیار بهتر و متفاوت‌تری رقم بخورد. شاید می‌توانستم انتخاب‌های بهتری داشته باشم و این اتفاق زودتر رخ دهد.همه به من می‌گفتند در آن پنج سالی که در سپاهان بودم، به تیم دیگری بروم و جایی بازی کنم تا بیشتر دیده شوم و به تیم ملی دعوت شوم. این صحبت کاملاً درست بود، اما حس شخصی من این بود که در سپاهان آرامش دارم و اگر قرار باشد جایی دیده شوم، قطعاً در سپاهان بیشتر دیده خواهم شد.خودم خدا را شکر می‌کنم که این عزت را به من داد که مردم اصفهان هنوز هم به من احترام می‌گذارند و همیشه برایم قابل احترام بوده‌اند. در این مدت، مردم اصفهان احترام و عزت زیادی به من گذاشتند و از آنها ممنونم.فکر می‌کنم اگر تیم ملی را به دست نیاوردم و اگر بازی ملی یا اردوهای تیم ملی را به دست نیاوردم، خوشحالم که مردم اصفهان را تا ابد در کنار خودم دارم و شاید این موضوع برای من در این مدت کافی بوده است. *دروازه‌بانی ایران در سال‌های اخیر رقابت زیادی داشته و تو حالا امتیازی داری که خیلی از رقبایت ندارند: حضور در فوتبال اروپا. چقدر انتقال به دانمارک را مسیری برای نزدیک شدن دوباره به تیم ملی می‌بینی؟به نظر خودم، یک قدم بسیار بزرگ برداشتم. خیلی سخت می‌توانستم شرایطی با فشار و حجم کاری کمتر در داخل کشور داشته باشم. این انتخابی که انجام دادم، از نظر مالی شاید برای من هیچ سودی نداشته باشد و حتی شاید درآمد خاصی نسبت به ایران بیشتر نباشد، اما دوست داشتم چالش جدیدی برای خودم ایجاد کنم.می‌خواستم خودم را محک بزنم و ببینم شرایط فوتبال اروپا چگونه است، چه تفاوت‌هایی دارد، دروازه‌بان‌های اروپا چه کارهایی انجام می‌دهند و سطح آنها چقدر بالاتر است و من نیز بتوانم آن کارها را انجام بدهم.خودم را وارد یک چالش جدید کردم و این چالش برایم بسیار لذت‌بخش و دوست‌داشتنی است. البته سختی‌های زیادی دارد. مسیر بسیار سختی پیش رو دارم و این مسیری نیست که بتوان گفت هر کسی می‌تواند وارد فوتبال اروپا شود.باید در کشور خودت بازیکن خوبی باشی. همان‌طور که در سال‌های گذشته علیرضا بیرانوند و پیام نیازمند از فوتبال ایران به اروپا رفتند و شاید بعد از یک یا دو فصل به کشورشان بازگشتند.من امیدوارم با تلاشی که انجام می‌دهم و سختی‌هایی که قرار است تحمل کنم، بتوانم مدت زیادی در اینجا دوام بیاورم و کارم را به بهترین شکل انجام دهم. *آیا قبل از انتخاب کولدینگ از فوتبال ایران هم پیشنهاد جدی داشتی؟ از تیم‌های مدعی لیگ برتر پیشنهادی بود که برای رفتن به دانمارک رد کرده باشی؟من ابتدا با سپاهان قرارداد داشتم و باید در وهله اول تکلیفم را با سپاهان مشخص می‌کردم. فکر می‌کنم چندین بار نیز با سپاهان جلسه داشتم و به دلیل شرایط کشور و فولاد مبارکه از این باشگاه جدا شدم.وقتی پیشنهاد دانمارک رسید، خیلی با خودم صحبت کردم، چون مسیرم جدا شده بود و قرار بود فوتبال و کشور جدیدی را تجربه کنم.تصمیم گرفتم خودم را به چالش بکشم و حالا که به فوتبال اروپا آمده‌ام، تنها آرزویم بازی برای تیم ملی است که امیدوارم به‌زودی به این آرزو نیز برسم. *سال‌ها بعد اگر بخواهی نقطه‌ای را که مسیر حرفه‌ای‌ات را عوض کرد انتخاب کنی، کدام را می‌گویی: فینال جام حذفی با سپاهان، رفتن به مس برای بازی بیشتر، دعوت دوباره به تیم ملی یا همین تصمیم برای لژیونر شدن؟امروز که با شما صحبت می‌کنم، اولین روزی است که کارم را با کولدینگ شروع کرده‌ام و نمی‌توانم درباره آینده صحبت کنم. اما اگر بخواهم یک نقطه را به عنوان نقطه عطف عنوان کنم، قطعاً حضور در فینال جام حذفی را انتخاب می‌کنم.این افتخار را داشتم که برای تیم بزرگ سپاهان در یک بازی بزرگ به میدان بروم و در آن مسابقه یک برچسب و یک سطح جدید به مسیر زندگی حرفه‌ای من اضافه شد. آن بازی توانست من را یک سطح ارتقا دهد و نام و اعتبارم را از همان مسابقه به دست آوردم. هر افتخاری که به دست بیاورم، قطعاً سپاهان در شکل‌گیری آن نقش داشته است.
📡 منبع: ورزش 3
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/30 - 08:01

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.