گلوله برفی وارن بافت بعد از ۹ دهه هنوز میغلتد
📌 وارن بافت در ۹۶سالگی بازنشسته میشود؛ اما داستان اصلی او تازه در میراثی که ساخته دیده میشود. گلوله برفی را روی زمین بیندازید و هل بدهید. اول اتفاق خاصی نمیافتد. گلوله کوچک است و مسیر کوتاهی را طی میکند. اما اگر برف کافی باشد و مسیر ادامه پیدا کند،...
وارن بافت در ۹۶سالگی بازنشسته میشود؛ اما داستان اصلی او تازه در میراثی که ساخته دیده میشود. گلوله برفی را روی زمین بیندازید و هل بدهید. اول اتفاق خاصی نمیافتد. گلوله کوچک است و مسیر کوتاهی را طی میکند. اما اگر برف کافی باشد و مسیر ادامه پیدا کند، هر دور چرخیدن، برف بیشتری به آن اضافه میکند. وارن بافت سالها از همین تصویر برای توضیح یک ایده ساده استفاده کرد: چیزهای کوچک، اگر به اندازه کافی دوام بیاورند، میتوانند بسیار بزرگ شوند. زندگی مالی بافت را هم میشود همینطور دید. او از کودکی شروع کرد، پولهای کوچک را جمع کرد، سرمایهگذاری کرد، اشتباه کرد، دوباره سرمایهگذاری کرد و مهمتر از همه، عجله نکرد. نتیجه، ثروتی بود که طی چند دهه روی خودش رشد کرد. حالا این مسیر به یک نقطه مهم رسیده است. بافت در ۹۶سالگی از ریاست هیئتمدیره برکشایر هاتاوی کنار میرود، هرچند در هیئتمدیره میماند و عنوان رئیس افتخاری را خواهد داشت. اما برای فهمیدن اینکه چطور به اینجا رسید، باید به عقب برگشت؛ به زمانی که خبری از میلیاردها دلار نبود. به گزارش زومان، بافت خیلی زود به پول و معامله علاقهمند شد. در ۱۱سالگی نخستین سهامش را خرید و بعدها تحصیلاتش را ادامه داد و نزد بنجامین گراهام، یکی از چهرههای مهم سرمایهگذاری، آموزش دید. چند سال بعد هم در ۱۹۵۶ به اوماها برگشت و فعالیت سرمایهگذاری خودش را آغاز کرد. در آن سالها، روش او با چیزی که بعدها به آن معروف شد، تفاوت داشت. دنبال شرکتهایی میگشت که قیمتشان پایین باشد و هنوز چیزی برای بیرون کشیدن از آنها باقی مانده باشد. اما به مرور، نگاهش تغییر کرد. چارلی مانگر، دوست و همراه فکری بافت، نقشی کلیدی در این تحول ایفا کرد. منطق پشت این دیدگاه این بود: خرید یک شرکت بسیار خوب با قیمتی منصفانه، بهمراتب بهتر از خرید شرکتی معمولی صرفا بهدلیل ارزانبودن آن است. این تغییر مسیر، یکی از مهمترین اتفاقات زندگی حرفهای بافت بود. او کمکم به جای اینکه فقط دنبال «ارزان بودن» باشد، دنبال کسبوکارهایی رفت که مردم واقعاً به آنها نیاز دارند و رقبا به آسانی نمیتوانند جایگزینشان کنند. کوکاکولا یکی از نمونههای شناختهشده این نگاه بود. بافت دنبال شرکتهایی بود که بتوانند سالها دوام بیاورند. یک برند شناختهشده، مشتری وفادار یا کسبوکاری که رقبا بهسادگی نتوانند وارد آن شوند، برای او ارزش زیادی داشت. این همان چیزی است که بعدها با استعاره «خندق اقتصادی» توضیح داده شد؛ انگار یک شرکت قلعهای است که باید راهی برای دور نگه داشتن رقبا از خود داشته باشد. برای مثال، کوکاکولا به عنوان شرکتی با برند قدرتمند معرفی شده است. مودیز هم نمونهای از کسبوکاری است که خدمات آن برای مشتریان اهمیت ویژهای دارد. دسته دیگری هم شرکتهایی هستند که با هزینه پایین و فروش بسیار زیاد فعالیت میکنند؛ مانند والمارت و کاستکو. اما برای بافت یک سؤال از همه مهمتر بود: آیا این مزیت میتواند باقی بماند؟ چون اگر پاسخ مثبت باشد، زمان میتواند به نفع سرمایهگذار کار کند. ثروت بافت همیشه یک مسیر صاف نداشت. طبق ارقام منتشرشده در فوربس، دارایی او در سال ۲۰۱۷ حدود ۷۵.۶ میلیارد دلار بود. در سال ۲۰۱۸ به ۸۴ میلیارد دلار رسید، اما در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ کاهش یافت و به ترتیب ۸۲.۵ و ۶۷.۵ میلیارد دلار ثبت شد. بعد دوباره مسیر صعودی شد: ۹۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱، ۱۱۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲، ۱۰۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ و ۱۳۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴. در سال ۲۰۲۵ نیز رقم ۱۵۴ میلیارد دلار در گزارش آمده و برای ۲۰۲۶، ۱۴۹ میلیارد دلار ثبت شده است. این اعداد یک نکته مهم را نشان میدهند: حتی ثروت در این ابعاد هم هر سال فقط بزرگتر نمیشود. اما وقتی افق زمانی چند دهه باشد، افتوخیزهای سالانه بخشی از مسیر میشوند. یکی از مثالهای روشن بافت، سرمایهگذاری ۱۱ میلیون دلاری او در واشینگتنپست در سال ۱۹۷۳ است. طبق دادههای گزارش، او این سرمایهگذاری را ۳۵ سال نگه داشت و ارزش آن در این مدت به ۱.۴ میلیارد دلار رسید. شاید همین مثال بهتر از هر فرمولی نشان دهد که منظور بافت از «صبر» چیست. یکی از ویژگیهای بافت این بود که همیشه لازم نمیدید همراه بازار حرکت کند. در دوره حباب داتکام، زمانی که بسیاری از سرمایهگذاران به سمت شرکتهای فناوری رفتند، بافت از این موج فاصله گرفت و به دلیل همین رویکرد مورد انتقاد قرار گرفت. اما او ترجیح داد بر معیار خودش بایستد؛ چیزی که آن را «کارت امتیاز درونی» مینامید. منظورش این بود: اگر تصمیمی را فقط برای اینکه دیگران تأییدتان کنند بگیرید، ممکن است تصمیم خودتان نباشد. بافت برای توضیح همین موضوع، مثال دیگری هم داشت. میگفت فرض کنید در تمام زندگی فقط ۲۰ بار اجازه سرمایهگذاری دارید و هر تصمیم یکی از این فرصتها را مصرف میکند. در چنین شرایطی، احتمالاً قبل از هر انتخاب بیشتر فکر میکنید. این نگاه در تضاد با تصویری است که گاهی از بازار سرمایه ساخته میشود؛ بازاری که در آن باید دائماً خرید و فروش کرد و همیشه دنبال فرصت بعدی بود. برای بافت، گاهی بهترین تصمیم، انجام ندادن هیچ کاری بود. حالا که او از ریاست برکشایر هاتاوی کنار میرود، بحث فقط درباره پایان کار یک مدیر ۹۶ساله نیست. سؤال مهمتر این است که چه چیزی از روش او باقی میماند. بافت فقط درباره پول حرف نزده است. در نگاه او، اعتبار و آبرو هم چیزی است که طی سالها ساخته میشود و ممکن است خیلی سریع در کمتر از ۵ دقیقه از بین برود. او همچنین بارها از اشتباهات خودش، از جمله خرید اولیه برکشایر هاتاوی، صحبت کرده است. در نهایت، شاید سادهترین راه برای فهمیدن زندگی بافت همان گلوله برفی باشد. در ابتدا کوچک بود. بعد کمی بزرگتر شد. بعد دوباره بزرگتر. بخش مهم ماجرا یک تصمیم خارقالعاده نبود. مجموعهای از تصمیمهای نسبتاً ساده بود که برای مدت بسیار طولانی تکرار شدند. وارن بافت حالا صندلی ریاست برکشایر را ترک میکند. اما داستانی که بیش از ۹ دهه طول کشیده، با رفتن او از آن صندلی تمام نمیشود. گلوله برفی، اگر مسیرش را درست طی کرده باشد، حتی بعد از کنار رفتن کسی که آن را هل داده هم میتواند برای مدتی به حرکت ادامه دهد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/19 - 19:00
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/19 - 19:00

نظرات (0)