خبر خراسان جنوبی

جنجالی‌ترین روزنامه‌نگار و نویسنده معروف ایرانی در آستانه بازگشت به کشور/ مسعود بهنود؛ از پرسش از رئیس ساواک تا ماجرای اتوبوس ارمنستان و زندان و بی بی سی

جنجالی‌ترین روزنامه‌نگار و نویسنده معروف ایرانی در آستانه بازگشت به کشور/ مسعود بهنود؛ از پرسش از رئیس ساواک تا ماجرای اتوبوس ارمنستان و زندان و بی بی سی
📌 ظاهراً موج بازگشت‌ها به ایران دارد ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کند و در آخرین مورد، خبر بازگشت مسعود بهنود، روزنامه‌نگار و نویسنده معروف ایرانی، منتشر شده است. بهنود در گفت‌وگو با وب‌سایت خبرآنلاین گفته قصد بازگشت به وطن دارد و با توجه به اینکه ۸۰ سال دار...
ظاهراً موج بازگشت‌ها به ایران دارد ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کند و در آخرین مورد، خبر بازگشت مسعود بهنود، روزنامه‌نگار و نویسنده معروف ایرانی، منتشر شده است. بهنود در گفت‌وگو با وب‌سایت خبرآنلاین گفته قصد بازگشت به وطن دارد و با توجه به اینکه ۸۰ سال دارد، حضور در ایران را در سال‌های باقی‌مانده زندگی بهترین گزینه می‌داند. مسعود بهنود یکی از روزنامه‌نگاران مشهور ایرانی است که سال‌ها پیش از انقلاب فعالیت روزنامه‌نگاری خود را آغاز کرد. اما اوج شهرتش به دهه هفتاد و دوران اصلاحات برمی‌گردد؛ دورانی که همراه با چهره‌هایی مانند اکبر گنجی و عمادالدین باقی، از معماری روزنامه‌نگاری دوران اصلاحات را طراحی کردند. بهنود را می‌توان تاریخ زنده مطبوعات ایران دانست؛ مردی که نامش با حاشیه و روایت‌های جنجالی گره خورده است؛ روایت‌هایی که از غلامرضا تختی تا فروغ فرخزاد و مرتضی آوینی را دربرمی‌گیرد. مردی که فارغ از عقایدش، باید او را بخشی از تاریخ روزنامه‌نگاری ایران دانست. مسعود بهنود متولد ۲۸ مرداد ۱۳۲۵ است. او فعالیت روزنامه‌نگاری خود را از سال ۱۳۴۲ آغاز کرد و کار جدی‌تر روزنامه‌نگاری را از سال ۱۳۴۶ شروع کرد. بهنود در آن زمان با نشریه آیندگان همکاری داشت و ابتدا خبرنگار پارلمانی بود و سپس به‌عنوان دبیر سیاسی انتخاب شد. او به‌تدریج به جایگاه معاون سردبیر رسید و در سال ۱۳۵۰ سردبیر اخبار آیندگان شد. فیلم مشهوری از مسعود بهنود در جوانی وجود دارد که او را در قامت یک خبرنگار پرسشگر مقابل پرویز ثابتی در معدود نشست های خبری رئیس ساواک نشان میدهد. پرسش بهنود، یک پرسش تاریخی بود. او از پرویز ثابتی درباره شایعه وجود پنج میلیون مامور سوال می کند. خود بهنود تیراژ آیندگان را چیزی بین هفتصد تا هشتصد هزار نسخه دانسته است. او خبرنگار پشت میز‌نشین نبود. خودش تعریف می‌کند که در آن سال‌ها با لباس نظامی و یک خودروی جیپ، خود را جای نیروهای بازرسی ارتش شاهنشاهی می‌زند و به چاپخانه محل انتشار بودجه سالیانه می‌رود تا پیش از رونمایی از لایحه بودجه در مجلس، روزنامه آیندگان آن را منتشر کند و بعد، به قول خود او، با «لطایف‌الحیل» نسخه اصلی را به چاپخانه بازگرداند. خاطره دیگری که بهنود تعریف می‌کند، مربوط به زمانی است که در نقش یک پاپاراتزی از یک بازیگر خارجی هنگام معاشرت با زنی عکس می‌گیرد. این دو خاطره، روحیه و سبک کاری بهنود را به‌خوبی نشان می‌دهد. بهنود همچنین مجری رادیو و تلویزیون ملی ایران بود که بعدها در مصاحبه‌ای درباره مسعود بهنود ادعا کرد که او در ۱۶ شهریور ۱۳۵۷، شب تظاهرات ۱۷ شهریور، اقدام به پخش تصاویر سید روح‌الله خمینی در برنامه زنده تلویزیونی خود کرده و در آن برنامه از خمینی تجلیل کرده است. بعد از انقلاب اسلامی، نشریه آیندگان تعطیل شد. بهنود در سال‌های بعد از انقلاب از کشور مهاجرت نکرد و پس از تعطیلی آیندگان، به‌عنوان سردبیر سی شماره تهران مصور را منتشر کرد. مسعود در سال‌های بعد از انقلاب، زمانی که تهران مصور هم تعطیل شد، تقریباً بیکار بود و به جای روزنامه‌نگاری مشغول نگارش کتاب «از سیدضیا تا بختیار» شد؛ کتابی که محصول گفت‌وگوهای او در سال‌های پیش از انقلاب با چهره‌های مطرح سیاسی بود. خود بهنود درباره نحوه انتشار این کتاب می‌گوید: «کتاب تمام شد ولی امکان چاپش نبود. اما آقای خاتمی وزیر ارشاد بود. برای ایشان پیغام دادم. گفته بود بیاورند بخوانیم. کتاب من را بازبین‌ها همه‌شان نوشته بودند اشکالی ندارد، نویسنده اشکال دارد. بعد آن هم داده بود به رئیس‌جمهور وقت که آقای خامنه‌ای بود. آقای خامنه‌ای هم خوانده بودند. شنیده‌ام، اما مطمئن نیستم به این حرف که آقای خامنه‌ای گفته بود کتاب اشکال ندارد؛ بنابراین اجازه دادند کتاب من درآید. سال ۶۵ یا ۶۶.» طبق روایت خود بهنود، سال ۶۴ یا ۶۵ بود که سیروس علی‌نژاد سراغ مسعود بهنود آمد و به او گفت که مجوز یک نشریه را گرفته است. به علت بی‌پولی، بهنود و سایرین تصمیم می‌گیرند دوهفته‌نامه آدینه را در قطع مترویی منتشر کنند؛ نشریه‌ای که بعد از چند شماره تبدیل می‌شود به مهم‌ترین نشریه جریان روشنفکری بعد از انقلاب. بهنود می‌گوید تا شماره ۱۶ یا ۱۷ اسم او را هم پای مطالب می‌گذاشتند. نشریه‌ای که به مدت سیزده سال منتشر شد و در دوران اکبر هاشمی رفسنجانی، تنها نشریه‌ای بود که صدای جریان روشنفکری ایران را منتشر می‌کرد. در همین دوران بود که حادثه اتوبوس ارمنستان رخ داد. زمانی که یک فرد ارمنی از اعضای کانون نویسندگان دعوت می‌کند تا برای تبادل فرهنگی، تعدادی از اعضای کانون نویسندگان به ارمنستان بروند. در طول سفر، راننده تلاش می‌کند دو بار اتوبوس را به دره بیندازد و بیست‌ویک سرنشین را بکشد که به شکل معجزه‌آسایی و با سرعت عمل شهریار مندنی‌پور و محمدعلی طوفان، از مرگ نجات پیدا می‌کنند. فرج سرکوهی درباره وقوع این حادثه با نقل از بهنود می‌گوید: «پیش از آن آقای مسعود بهنود زنگ زد و گفت که در اداره گذرنامه به او گفته‌اند که ممنوع‌الخروج است و او نباید به سفر برود. اعتراض کرده بود و گفته بود که تازه از سفر خارج آمده‌است و ممنوع‌الخروج نیست. اداره گذرنامه در اختیار وزارت اطلاعات بود. آقای بهنود به من گفت که با آقای مهاجرانی، مشاور رئیس‌جمهور که با او در ارتباط بود، تماس گرفته‌است و او گفته‌است مانعی نیست و کار گذرنامه را درست می‌کند. تمام راه آقای مسعود بهنود در انتظار راننده‌اش بود تا پاسپورت او را بیاورد.» اتهامات بهنود شامل توهین و افترا، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، عبور از خطوط قرمز نظام، همکاری با رسانه‌های بیگانه، مشارکت در فروش مواد مخدر و نگهداری مواد مخدر، مشروبات الکلی و ابزار استعمال مواد مخدر بود در دوران اصلاحات، مسعود بهنود در کنار آدینه، در نشریه پیام امروز نیز فعالیت می‌کرد تا اینکه در سال ۱۳۷۹ و در ماجرای توقیف فله‌ای مطبوعات دستگیر شد. اتهامات بهنود شامل توهین و افترا، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، عبور از خطوط قرمز نظام، همکاری با رسانه‌های بیگانه، مشارکت در فروش مواد مخدر و نگهداری مواد مخدر، مشروبات الکلی و ابزار استعمال مواد مخدر بود. بهنود بعدها در دادگاه درباره اتهام وجود مواد مخدر در محل دستگیری‌اش گفت: «آن مکان خانه ییلاقی و محل سکونت دائم من نیست و کلید آن در دست دوستان، آشنایان و بستگانم هست، بنابراین از وجود مواد مخدر در خانه‌ام بی‌خبرم، با این حال مسئولیت آن را می‌پذیرم.» مسعود بهنود در اواخر دوران اصلاحات، در حالی که نوشته بود: «اینجا خانه ماست. به دعوت کسی نیامده‌ایم که حالا با تشر او برویم»، بهنود علی‌رغم این نوشته، بعدها به خارج از ایران و انگلستان مهاجرت کرد. مسعود بهنود خودش را جمهوری‌خواه معرفی کرده و در اتحادیه جمهوری‌خواهان نیز شرکت کرده بود. او از اصلاح‌طلبان داخل ایران و اندیشه سیدمحمد خاتمی دفاع می‌کرد و اکبر هاشمی رفسنجانی را تنها فرد بدون جانشین در سپهر سیاسی ایران معرفی می‌کرد. مسعود بهنود در سال ۱۳۹۲ نیز تحریم انتخابات در جمهوری اسلامی را یک شوخی دانسته بود و در این‌باره نوشته بود: «همه استدلال‌های مخالفان شرکت در انتخابات را خواندم، به زعم قبول هم خواندم که مبادا در تصمیم برای رای دادن گرفتار عادت شده باشم. عادتی که قبح عمل را از برابر چشم دور کند. اما در عالم واقع هیچ استدلال تازه‌ای که آدمی را از رفتن به سوی صندوق رای بازدارد نخواندم جز همان که سی‌وچند سال است تکرار می‌شود: شرکت در انتخابات مشروعیت دادن به نظام است. به گمانم گسترش این نگاه که شرکت نکردن کسانی در انتخابات موجب کاهش مشروعیت نظام می‌شود، به شوخی از سر عادت می‌ماند. به ویژه ضعف این استدلال وقتی روشن می‌شود که بدانیم به هر حال در ایران، مطابق تجربه و سابقه، بیش از نیمی از واجدین شرایط در انتخابات، به هر دلیل، شرکت می‌کنند.» او در مصاحبه‌ای نیز قاسم سلیمانی را «سردار عارف» نامیده بود. شاید به همین دلیل است که پرویز ثابتی در کتاب «در دامگه حادثه»، او را به مزخرف‌نویسی متهم و «میرزای بنویس جمهوری اسلامی» معرفی می‌کند. بهنود به‌شدت به محمد مصدق علاقه دارد و او را نماد ملی‌گرایی ایرانیان می‌داند. مسعود بهنود یکی از روزنامه‌نگاران جنجالی نیز بوده و گاهی روایت‌های جنجالی از چهره‌های سرشناس تاریخ معاصر ایران به دست می‌دهد که محل مناقشه است. یکی از این روایت‌های جنجالی، حضور او به‌عنوان شاهد در مراسم خواستگاری و ازدواج تختی است؛ اتفاقی که با توجه به سن و سال بهنود، بعید است رخ داده باشد. نقل‌قول جنجالی دوم بهنود در این سال‌ها درباره عشق سوزان مرتضی آوینی به غزاله علیزاده، نویسنده مشهور، در سال‌های منتهی به انقلاب است؛ روایتی که باعث شد تصویر متفاوتی از آوینی پیش از انقلاب در افکار عمومی شکل بگیرد. بهنود آوینی را این‌طور توصیف می‌کند: «مرتضی آوینی را من از زمانی که دانشکده بود می‌شناسم. مرتضی بچه تندرویی بود که در هر دوره یک حالی داشت. هر کار می‌کرد تا تهش می‌رفت. بعد یک دوره هیپی شد. موهایش را گذاشته بود بلند شود. مدرن شده بود. جین می‌پوشید. دست‌بند می‌بست و از این جور کارها. اما شانس یا بدشانسی که آورد این بود که سال ۵۶ زد به عرفان و ادبیات عرفانی و بقیه کارها را کنار گذاشت.» بهنود در ادامه از عشق سوزان غزاله به آوینی می‌گوید؛ عشقی که به روایت او، انقلاب باعث شد مسیر این دو از هم جدا شود. این مقاله خشم اصولگرایانی مانند تسنیم و جوان را برانگیخت و این حرف‌های بهنود را تصفیه‌حسابی علیه آوینی دانستند که جواب مقاله «حکومت آسان» را با مقاله «تحلیل آسان» داده بود. اما یکی دیگر از ادعاهای جنجالی بهنود به عقد موقت فروغ فرخزاد برمی‌گردد که جنجال زیادی به پا کرد و خانواده فرخزاد، خصوصاً خواهرش پوران فرخزاد، این موضوع را تکذیب کردند. بهنود همچنین در اظهارنظر جنجالی دیگری اعلام کرده بود پروانه فروهر در سال ۱۳۷۶ به سیدمحمد خاتمی رأی داده است؛ ادعایی که بعدها توسط دختر فروهرها تکذیب شد و گفت: «پدر و مادرش اساساً به رأی دادن در جمهوری اسلامی باور نداشتند.» بهنود بعدها بابت این اظهارنظر غلط عذرخواهی کرد و اعلام کرد آن را در کتابی خوانده است و باید در نقل آن دقت بیشتری به خرج می‌داده است. حالا مسعود بهنود، این جنجالی‌ترین روزنامه‌نگار زنده ایرانی، در آستانه بازگشت به ایران است؛ بازگشتی که می‌تواند بعد از یک عمر زندگی جنجالی، او را به ساحل آرامش برساند. شصت سال زندگی پرماجرا از بهنود چهره‌ای متفاوت در حوزه پرخطر روزنامه‌نگاری ساخته است؛ حوزه‌ای که برای کوچک‌ترین نوشته باید پاسخگو بود و حالا بهنود، بعد از گذار از تمام این موانع، به وطن خویش بازمی‌گردد؛ وطنی که او را تبدیل به روزنامه‌نگاری مشهور کرده است.
📡 منبع: خبر فوری
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/19 - 18:00

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.