خبر خراسان جنوبی

ترامپ علاقه خود را به جنگ با ایران از دست داده، اما جنگ همچنان به او علاقه‌مند است/ اردوکشی او به ایران یک شکست تمام‌ عیار سیاستی بوده که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را تکه پاره کرده/ جنگ برای ایالات متحده بسیار بدتر از آن چیزی پیش می‌رود که قابل تصور

ترامپ علاقه خود را به جنگ با ایران از دست داده، اما جنگ همچنان به او علاقه‌مند است/ اردوکشی او به ایران یک شکست تمام‌ عیار سیاستی بوده که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را تکه پاره کرده/ جنگ برای ایالات متحده بسیار بدتر از آن چیزی پیش می‌رود که قابل تصور بود
📌 رسانه the nation نوشت: ایالات متحده در این درگیری در حال باختن است، به هرج‌ومرج در منطقه دامن می‌زند و فاجعه اقتصادی را به جان می‌خرد؛ و همه این‌ها در حالی است که هیچ پایانی برای آن متصور نیست. ترامپ علاقه خود را به جنگ با ایران از دست داده، اما جنگ ...
رسانه the nation نوشت: ایالات متحده در این درگیری در حال باختن است، به هرج‌ومرج در منطقه دامن می‌زند و فاجعه اقتصادی را به جان می‌خرد؛ و همه این‌ها در حالی است که هیچ پایانی برای آن متصور نیست. ترامپ علاقه خود را به جنگ با ایران از دست داده، اما جنگ همچنان به او علاقه‌مند است. به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: در حالی که جنگ بی‌پایان با ایران — یا بهتر است بگوییم «اردوکشی» به ایران — با تلوتلو خوردن به سمت هشتمین ماه خود پیش می‌رود، به نظر می‌رسد پرزیدنت دونالد ترامپ آن‌قدر سرگرم رشوه دادن به رأی‌دهندگان، ایجاد جنجال‌های دیپلماتیک در مسابقات گلف خود و انتشار تصاویر هوش مصنوعیِ بی‌محتوا از خودش است که با چهره‌ای عبوس از فضا به زمین حمله می‌کند، که دیگر وقتی برای پایان دادن به این جنگ ندارد. از جهاتی، رهایی از سخنان هفتگی و بازار-دستکاریِ ترامپ درباره اینکه ایران به خاطر نابودی کامل ارتشش «التماس می‌کند» تا یک توافق فوق‌العاده انجام دهد، مایه خرسندی است. اما بی‌تفاوتیِ ظاهری کاخ سفیدِ ترامپ نسبت به روند واقعی درگیری، ما را بدون هیچ برنامه‌ای برای ترمز گرفتن، با سرعت به سمت پرتگاه فاجعه می‌راند. ترامپ آشکارا این تظاهر را که مقامات تهران به‌زودی برای مذاکره التماس‌کنان بازخواهند گشت، کنار گذاشته است. زمانی که ترامپ در راه رفتن به «همایش میان‌دوره‌ای» ناامیدانه و سرهم‌بندی‌شده‌ی جمهوری‌خواهان در دالاس بود، ادعای گیج‌کننده‌ای را با خبرنگاران مطرح کرد که جنگ «بلافاصله پس از انتخابات ما پایان خواهد یافت». او سپس در سخنرانی بمب‌افکنانه خود در دالاس ادعا کرد: «آن‌ها به امید اینکه ما ببازیم، به شدت مقاومت می‌کنند تا بتوانند با دموکرات‌های احمق و ضعیف معامله کنند و به بمب هسته‌ای خود برسند.» البته در واقعیتِ مورد توافق، این اکثریت‌های فرضی دموکرات در یک یا هر دو مجلس کنگره، تا ژانویه ۲۰۲۷ قدرت را در دست نخواهند گرفت و همچنان مسئول مذاکرات با ایران نخواهند بود. اما این‌ها همان جزئیات دردسرسازی هستند که رئیس‌جمهور با سرسختی در رویاپردازی‌های عجیب و خودخواهانه خود نادیده می‌گیرد. تا زمانی که تسلیم اجتناب‌ناپذیر آمریکا همچنان در افق دیده می‌شود، رئیس‌جمهور مجبور نخواهد بود مسئولیت بسیاری از فجایعی که جنگش به بار آورده را بپذیرد. او قطعاً نمی‌خواهد کسی نگاه دقیقی به آنچه روز‌به‌روز در خلیج‌فارس رخ می‌دهد، بیندازد. رک و پوست‌کنده بگوییم، جنگ برای ایالات متحده بسیار بدتر از آن چیزی پیش می‌رود که هشت یا حتی سه ماه پیش قابل تصور بود. تنگه هرمز همچنان عمدتاً بسته است و ترافیک کشتی‌رانی هنوز بخش ناچیزی از آن چیزی است که در آستانه درگیری وجود داشت. در حالی که ایالات متحده و ایران به تبادل ضربات ادامه می‌دهند، عبور روزانه تانکرها از این آبراه در این ماه عمدتاً تک‌رقمی بوده است (در مقایسه با حدود ۱۰۰ عبور در روز قبل از اشتباه ترامپ). قیمت نفت خام برنت این هفته بار دیگر با قیمتی بسیار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله شد؛ همان آستانه نامرئی که نویسندگان تیترها را مجبور می‌کند از فونت‌های بزرگ‌تر استفاده کنند و سرمایه‌گذاران دیگر نتوانند وانمود کنند که اوضاع روبه‌راه خواهد بود. بسیاری از کشورها تاکنون با استفاده از ذخایر استراتژیک خود یا کاهش مصرف، ضربه اقتصادی ناشی از کاهش چشمگیر صادرات نفت از خلیج‌فارس را تا حدی خنثی کرده‌اند. با این حال، قیمت‌ها در حال خزیدن به سمت بالا هستند، به‌ویژه در مورد گازوئیل که برای حمل‌ونقل و کشاورزی در ایالات متحده حیاتی است و به تازگی به بالاترین حد خود یعنی بیش از ۶ دلار در هر گالن رسیده است. متحدان حوثی ایران در یمن نیز در این ماه به تهدیدی به‌مراتب جدی‌تر از آنچه در آغاز درگیری به نظر می‌رسید، تبدیل شده‌اند؛ خط لوله نفت در عربستان نیز اکنون برای هفته‌ها بسته خواهد بود. آسیب‌پذیری خطوط لوله طولانی و عملاً بی‌دفاع در برابر این نوع حملات، چالشی است که ظاهراً به ذهن هک‌های (طرفداران متعصب) دنیای ترامپ که خود را متقاعد کرده بودند راه‌حل آسان و دائمی برای مشکل تنگه هرمز وجود دارد، خطور نکرده بود. نیروهای انصارالله همچنین بندر مُخا در دریای سرخ و جزیره پریم در دهانه تنگه استراتژیک باب‌المندب بین یمن و سومالی را تصرف کردند. این مانور احتمال اختلالات بیشتر در حمل‌ونقل و پیشروی‌های ارضی بیشتر علیه دولت رسمی تحت حمایت عربستان را افزایش می‌دهد. نیروهای انصارالله قطعاً متوجه شده‌اند که ایران برای متوقف کردن ترافیک تنگه هرمز، نیازی به غرق کردن حتی یک تانکر نداشته است؛ آن‌ها همچنین به‌طور کاملاً منطقی محاسبه کرده‌اند که عملیات عادی کشتی‌رانی تا زمانی که توافقی برای توقف دائمی جنگ صورت نگیرد، از سر گرفته نخواهد شد. دولت ترامپ تاکنون درخواست‌های عربستان برای کمک را نادیده گرفته است، زیرا ایالات متحده توان آن را ندارد که در جنگی که اکنون به یک کابوس منطقه‌ای تبدیل شده، وارد جبهه دیگری شود. رفتار بی‌پروا و نسنجیده ترامپ با موازنه قدرت در منطقه، حتی موفق شده دزدی دریایی را در امتداد سواحل سومالی احیا کند. اوضاع در تلاش برای استفاده از محاصره کشتی‌رانی ایران به منظور تسلیم کردن جمهوری اسلامی نیز بهتر پیش نمی‌رود. نیروهای نظامی ایران همچنان سرسخت و تهاجمی باقی مانده‌اند. حتی بدون از کار انداختن هیچ‌کدام از ناوهای جنگی آمریکا، ایران باعث شده ایالات متحده کشوری در حال فرار به نظر برسد — به‌ویژه از آنجا که تدارکات محاصره دریایی از هزاران مایل دورتر مدیریت می‌شود. ایران که مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در بحرین را در اوایل جنگ نابود کرد، اکنون طبق گزارش‌ها، بخشی از ظرفیت پیش از جنگ خود برای تولید موشک‌های بالستیک را احیا کرده است. ظاهراً مقامات نظامی ایران تأسیسات جدیدی را در اعماق بیشتر زیر زمین ساخته‌اند تا آن‌ها را از دسترس بمب‌های سنگرشکن آمریکا خارج کنند. هشت ماه پیش، این ایده که ایران نه‌تنها می‌تواند در برابر یک حمله طولانی‌مدت آمریکا دوام بیاورد، بلکه در موقعیت استراتژیک به‌مراتب بهتری از چنین درگیری‌ای خارج شود، مضحک به نظر می‌رسید. اما ایالات متحده در نابود کردن ذخایر پهپادها و موشک‌های بالستیک ایران شکست خورده و هنوز نتوانسته ظرفیت دفاع هوایی ایران برای کنترل حریم هوایی کشور را به‌اندازه کافی تضعیف کند. با وجود تمام جشن‌های زودهنگام درباره نابودی پایگاه صنعتی دفاعی ایران از سوی جنگ‌طلبان واشنگتن، به نظر می‌رسد تهران همچنان قدرت آتش فراوانی در اختیار دارد و تجهیزات بیشتری نیز در راه است. این امر رئیس‌جمهورِ به‌طور فزاینده‌ای منزوی‌شده آمریکا را با ابزارهای اندک برای پایان دادن به جنگ مواجه کرده است. بنابراین، او همچنان به یاوه‌گویی‌هایش ادامه می‌دهد و در عین حال ذخایر موشکی آمریکا را در این امید ناامیدانه تخلیه می‌کند که محاصره بی‌اثرش، پیش از آنکه رأی‌دهندگان آمریکایی کنگره را به دموکرات‌ها بسپارند، ایران را به زانو درآورد. امروز، این ایالات متحده است، نه ایران، که به نظر می‌رسد در آستانه زانو درآوردن است. و برای چه؟ به لطف تورمی که این ماجراجویی احمقانه امپریالیستی ایجاد کرده، فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش می‌دهد و خرید خانه و خودروی نو را از دسترس بسیاری از آمریکایی‌ها خارج کرده است. بازده اوراق قرضه ایالات متحده در بالاترین سطح خود از سال ۲۰۰۸ قرار دارد که باعث وحشت خاموش میان سرمایه‌گذاران و تحلیلگران اقتصادی شده است، کسانی که حس می‌کنند بدترین روزها هنوز در پیش است. موضع نظامی آمریکا در بهترین حالت، در برابر تحولات اخیر که ظاهراً هیچ‌کس در پنتاگون پیش‌بینی نکرده بود، به‌شدت آسیب‌پذیر نشان داده شده است. روایت مستقیمِ پیامدهای منطقه‌ای این جنگ فوق‌العاده تاریک است. ایران توانایی خود را برای هدف قرار دادن دارایی‌های ایالات متحده در سراسر منطقه و ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی با چند حمله موشکیِ به‌موقع به تانکرها نشان داده است. مقامات ارشد ایرانی اکنون داده‌های تازه‌ای درباره اینکه چقدر باید عمیق‌تر حفاری کنند تا از کارخانه‌های موشک و پهپاد و همچنین سایت‌های غنی‌سازی هسته‌ای محافظت کنند، در اختیار دارند. ایرانی‌ها اورانیوم غنی‌شده خود را حفظ کرده‌اند و متحدانشان در یمن در حال پیشروی هستند — و به نظر می‌رسد در آستانه ظهور به عنوان پیروز جنگ داخلی طولانی‌مدت این کشور قرار دارند. من تقریباً برای آن عروسک‌های خیمه‌شب‌بازیِ «ماگا» (MAGA - طرفداران ترامپ) که هنوز مجبورند مقالاتی بنویسند و ادعا کنند که این‌ها در واقع یک پیروزی بزرگ است، دلسوزی می‌کنم. این پیروزی نیست. جنگ با ایران یک شکستِ تمام‌عیار سیاستی بوده که اعتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا را تکه‌پاره کرده و جایگاه اصلی‌ترین رقیب منطقه‌ای ما را به‌شدت تقویت کرده است. در کشمکش بن‌بست‌آمیز برای کنترل خلیج هرمز، این درگیری یک سلاح اقتصادی به ایران داده که هر زمان خودکامگان جدید تهران بخواهند امتیازات سیاستی از ایالات متحده و متحدانش بگیرند، می‌توانند از آن استفاده کنند. این جنگ ممکن است به رشد اقتصادی طولانی‌مدتی که پس از بحران کووید-۱۹ آغاز شد، پایان دهد و همچنان میلیون‌ها آمریکایی را که برای تأمین معاش خود در تلاش هستند، به فقر بکشاند. از این جهت، این یک فاجعه تمام‌عیار «ماگا» است — یک فاجعه تکانشی و از نظر اخلاقی ورشکسته که توسط ترامپ و همدستان منفورش طراحی شده، با رنج‌های بیشتری که در راه است و همچنان هیچ پایانی برای آن دیده نمی‌شود.
📡 منبع: پایگاه خبری انتخاب
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/17 - 13:30

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.