چهار متهم آشفتگی بازار اوراق آمریکا؛ جنگ ایران متهم ردیف اول
📌 بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، فدرالرزرو و تب هوش مصنوعی بازار اوراق را تحت فشار گذاشتهاند؛ اما عامل اصلی فعلاً جنگ ایران است. بازار اوراق آمریکا این روزها از چند طرف تحت فشار است. بدهی دولت از ۴۰ تریلیون دلار گذشته، رئیس جدید فدرالرزرو حاضر نیست مسیر بعد...
بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، فدرالرزرو و تب هوش مصنوعی بازار اوراق را تحت فشار گذاشتهاند؛ اما عامل اصلی فعلاً جنگ ایران است. بازار اوراق آمریکا این روزها از چند طرف تحت فشار است. بدهی دولت از ۴۰ تریلیون دلار گذشته، رئیس جدید فدرالرزرو حاضر نیست مسیر بعدی نرخ بهره را برای بازار روشن کند و شرکتها برای تأمین مالی تب هوش مصنوعی حجم بزرگی اوراق منتشر میکنند. با این همه، والاستریتژورنال میگوید برای پیدا کردن مهمترین عامل جهش اخیر بازده اوراق باید جای دیگری را نگاه کرد: جنگ ایران و بازگشت تورم از مسیر انرژی. بازده اوراق دولتی در هفتههای اخیر نه فقط در آمریکا که در بخش بزرگی از جهان بالا رفته است. معنای ساده این اتفاق آن است که سرمایهگذاران برای قرض دادن پول خود، سود بیشتری مطالبه میکنند. اما چرا؟ والاستریتژورنال چهار نیرو را پشت این اتفاق میبیند. اولین مسیر از پمپبنزین میگذرد. پس از فروپاشی آتشبس آمریکا و ایران، قیمت سوخت دوباره بالا رفته است. همزمان حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز فشار بیشتری بر بازار فرآوردههای نفتی وارد کرده است. در آمریکا، نگرانی اصلی فقط بنزین نیست؛ گازوئیل اهمیت بیشتری دارد. میانگین قیمت خردهفروشی گازوئیل در آمریکا روز چهارشنبه از ۵ دلار و ۶۸ سنت برای هر گالن عبور کرد؛ حدود دو دلار بیشتر از یک سال قبل و تنها ۱۳ سنت پایینتر از رکوردی که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ ثبت شده بود. اهمیت گازوئیل در این است که فقط سوخت خودروهای شخصی نیست. کامیون، قطار، ماشینآلات ساختمانی و تجهیزات کشاورزی به آن وابستهاند. بنابراین گران شدن آن میتواند هزینه حملونقل، کشاورزی و تولید کالا را همزمان بالا ببرد. بازار هم انتظار ندارد این فشار فوراً تمام شود. قراردادهای آتی گازوئیل برای تحویل اکتبر تنها طی یک هفته حدود ۱۳ درصد گران شدهاند. برای بازار اوراق، پیام روشن است: اگر انرژی گران بماند، پایین آوردن تورم دشوارتر میشود. و اگر تورم بالاتر بماند، سرمایهگذار برای نگهداری اوراق بلندمدت آمریکا بازده بیشتری طلب میکند. اما جنگ تمام داستان نیست.دومین فشار از خود واشنگتن میآید. بدهی ناخالص دولت آمریکا ماه گذشته برای نخستین بار از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد و نسبت بدهی عمومی در دست سرمایهگذاران به اقتصاد آمریکا در حال نزدیک شدن به سطوحی است که از زمان جنگ جهانی دوم دیده نشده بود. رابطه این بدهی با بازار اوراق چندان پیچیده نیست. وقتی دولت بیشتر از درآمدش خرج میکند، برای تأمین کسری باید بیشتر قرض کند؛ یعنی اوراق بیشتری بفروشد. هرچه عرضه اوراق بیشتر شود و نگرانی درباره بازپرداخت، تورم و آینده مالی دولت افزایش پیدا کند، خریداران ممکن است برای خرید این اوراق سود بیشتری مطالبه کنند. این نگرانی فقط آمریکایی نیست. بازده اوراق دولتی بریتانیا افزایش یافته و دولت را برای مهار بدهی تحت فشار گذاشته است. در ژاپن نیز بازده اوراق دهساله به بالاترین سطح در حدود سه دهه گذشته رسیده است. سومین عامل کمی فنیتر است: صرف سررسید.برای فهم آن کافی است خودتان را جای کسی بگذارید که قرار است پولش را ده سال به دولت آمریکا قرض بدهد. در این ده سال ممکن است تورم بالا برود، دولت بدهکارتر شود، نرخ بهره تغییر کند یا خریداران کمتری برای اوراق پیدا شوند. بنابراین سرمایهگذار میگوید برای پذیرفتن این عدماطمینان، سود بیشتری میخواهم. این سود اضافه همان چیزی است که بخشی از آن در «صرف سررسید» دیده میشود. این شاخص اخیراً افزایش یافته، هرچند والاستریتژورنال میگوید بخش بزرگی از حرکت آن پس از آغاز جنگ ایران اتفاق افتاده است. در عین حال، بالا بودن این صرف در اروپا و ژاپن نشان میدهد نگرانی درباره بدهی دولتها مسئلهای فراتر از آمریکاست. آخرین قطعه پازل به کوین وارش و فدرالرزرو برمیگردد.سخنرانی وارش در جکسون هول بخشی از نگرانی بازار را کاهش داد که فدرالرزرو شاید برای مقابله با تورم به اندازه کافی جدی نباشد. اما یک مشکل تازه باقی مانده است: بازار دقیقاً نمیداند قدم بعدی فد چیست. وارش برخلاف رؤسای قبلی فدرالرزرو علاقهای به ارائه راهنمای روشن درباره تصمیمهای آینده نشان نداده است. این روش شاید دست فدرالرزرو را بازتر بگذارد، اما برای بازار یک هزینه دارد: عدماطمینان. دیوید کلی، استراتژیست ارشد جهانی جیپی مورگان اَسِت منیجمنت، معتقد است از زمان روی کار آمدن وارش، حتی چیزی شبیه یک «صرف ریسک فدرالرزرو» وارد بازار شده است؛ یعنی سرمایهگذاران به دلیل نامعلوم بودن مسیر سیاست پولی، بازده بیشتری مطالبه میکنند. کنار هم گذاشتن این چهار عامل تصویر روشنتری میدهد.یک طرف، دولت آمریکاست که بدهی آن از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و همچنان باید اوراق بیشتری بفروشد. طرف دیگر، جنگ ایران است که از مسیر نفت و گازوئیل دوباره خطر تورم را بالا برده است. همزمان فدرالرزرو مسیر آینده نرخ بهره را برای بازار روشن نمیکند و موج سرمایهگذاری هوش مصنوعی نیز عرضه اوراق شرکتی را افزایش داده است. اما وزن این عوامل یکسان نیست.ارزیابی والاستریتژورنال این است که ماشه اصلی جهش اخیر بازده، فعلاً نگرانی از تورم است و مهمترین نیروی پشت آن افزایش قیمت انرژی ناشی از جنگ ایران. بازار اوراق آمریکا هنوز وارد بحران نشده، اما پول برای دولت آمریکا گرانتر شده است. بازده اوراق دهساله به نزدیکی ۵ درصد رسیده؛ بخشی بهدلیل جهش انرژی و نگرانی از تورم پس از جنگ ایران و بخشی بهدلیل بدهی ۴۰ تریلیون دلاری، عرضه سنگین اوراق و ابهام درباره مسیر فدرالرزرو. اگر این نرخها بالا بمانند، مسئله به بازار اوراق محدود نمیماند: دولت برای بدهیهایش بهره بیشتری میپردازد و وام مسکن و تأمین مالی شرکتها هم گرانتر میشود. آزمون مهم بعد از آرام شدن نفت است. اگر بازده هم پایین بیاید، شوک جنگ عامل اصلی بوده؛ اگر پایین نیاید، بازار احتمالاً برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا به دلایلی فراتر از جنگ، سود بیشتری مطالبه میکند. بازار اوراق در واقع دارد برای یک سؤال قیمت تعیین میکند: تورم این بار تا چه اندازه ماندگار خواهد بود؟
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/03 - 08:01
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/03 - 08:01

نظرات (0)