خبر خراسان جنوبی

پشت صحنه تجارت ۴۰۰ میلیارد دلاری؛ چین چقدر به ایران وابسته است؟

پشت صحنه تجارت ۴۰۰ میلیارد دلاری؛ چین چقدر به ایران وابسته است؟
📌 ۴۰۰ میلیارد دلار وعده داده شد، اما چند میلیارد دلار سرمایه آمد. حالا تحریم‌های آمریکا یک سؤال جدی را پیش روی رابطه تهران و پکن گذاشته است. به گزراش زومان، روابط اقتصادی ایران و چین روی کاغذ با اعداد بزرگی تعریف شده است: یک توافق همکاری ۲۵ ساله، صحبت ...
۴۰۰ میلیارد دلار وعده داده شد، اما چند میلیارد دلار سرمایه آمد. حالا تحریم‌های آمریکا یک سؤال جدی را پیش روی رابطه تهران و پکن گذاشته است. به گزراش زومان، روابط اقتصادی ایران و چین روی کاغذ با اعداد بزرگی تعریف شده است: یک توافق همکاری ۲۵ ساله، صحبت از صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و بازاری که بخش عمده نفت ایران را جذب می‌کند. اما بلومبرگ با کنار هم گذاشتن داده‌های تجارت، سرمایه‌گذاری و نفت به نتیجه متفاوتی می‌رسد: رابطه اقتصادی دو کشور بسیار کوچک‌تر از تصویری است که توافق‌های سیاسی ساخته‌اند. این تفاوت اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. دولت آمریکا تهدید کرده کشورهایی را که به تجارت با ایران ادامه می‌دهند، با فشار اقتصادی بیشتری روبه‌رو کند. چین در ظاهر مهم‌ترین هدف چنین سیاستی است، اما بلومبرگ استدلال می‌کند هزینه عقب‌نشینی پکن از بخشی از روابط اقتصادی با ایران، شاید کمتر از چیزی باشد که تصور می‌شود. نمونه روشن، همان توافق ۲۵ ساله است. هنگام امضای آن در سال ۲۰۲۱، صحبت از ظرفیت تا ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری چین در ایران بود. اما آلیسیا گارسیا هررو، اقتصاددان ارشد آسیا و اقیانوسیه در ناتیکسیس، می‌گوید از زمان امضای توافق تنها حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری قابل تأیید بوده است. آمار رسمی چین هم فاصله میان وعده و واقعیت را نشان می‌دهد. موجودی سرمایه‌گذاری مستقیم چین در ایران تا پایان ۲۰۲۴ حدود ۴.۵ میلیارد دلار بود؛ در حالی که همین رقم برای امارات به ۹.۵ میلیارد دلار می‌رسید. حتی ردیاب سرمایه‌گذاری جهانی چین در مؤسسه امریکن اینترپرایز، مجموع سرمایه‌گذاری‌های بزرگ چین در ایران از سال ۲۰۰۵ را حدود ۴.۷ میلیارد دلار برآورد می‌کند. پس اگر تصور می‌کردیم ایران یکی از مقصدهای اصلی سرمایه چینی در منطقه است، داده‌ها تصویر دیگری می‌دهند. سرمایه‌گذاری چین در عربستان حدود ۱۶ میلیارد دلار برآورد شده و حوزه‌های متنوع‌تری از انرژی تا فناوری را پوشش می‌دهد. بلومبرگ یکی از مهم‌ترین دلایل احتیاط شرکت‌های چینی را تحریم‌های ثانویه آمریکا می‌داند. اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر بنیاد بورس و بازار، می‌گوید حضور شرکت‌های چینی در ایران در مقایسه با سایر کشورهای منطقه بسیار محدود است؛ چون شرکت‌های بزرگ چین نمی‌خواهند خودشان را در معرض تحریم‌های ثانویه آمریکا قرار دهند. اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد: موضع دولت چین درباره تحریم‌های آمریکا الزاماً همان موضع شرکت‌های چینی نیست. پکن تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه ایران را به رسمیت نمی‌شناسد، اما بانک‌ها و شرکت‌های چینی همچنان باید هزینه‌های اقتصادی ارتباط با ایران را محاسبه کنند. بانک‌های بزرگ دولتی چین پیش‌تر محدودیت‌های آمریکا علیه ایران و کره شمالی را رعایت کرده‌اند؛ چون دسترسی به نظام مالی و تسویه دلاری برای آن‌ها اهمیت بسیار بیشتری دارد. بنابراین ممکن است پکن از نظر سیاسی به تهران نزدیک باشد، اما یک شرکت چینی همچنان بپرسد: آیا بازار ایران آن‌قدر سود دارد که ارزش به خطر انداختن دسترسی ما به نظام مالی جهانی را داشته باشد؟ داده‌های گمرک چین بخش دیگری از ماجرا را نشان می‌دهد. تجارت ثبت‌شده میان دو کشور در سال‌های اخیر به‌طور محسوسی پایین‌تر از اوج خود در میانه دهه ۲۰۱۰ قرار گرفته است. واردات رسمی چین از ایران که در سال ۲۰۱۸ از ۲۰ میلیارد دلار عبور کرده بود، پس از آن کاهش یافت و دیگر به آن سطح بازنگشت. صادرات چین به ایران نیز نسبت به اوج خود پایین آمده است. البته این آمار همه رابطه اقتصادی تهران و پکن را نشان نمی‌دهد. به‌خصوص تجارت نفت ایران به دلیل تحریم‌ها همیشه به‌طور کامل در آمار رسمی تجارت دو کشور منعکس نمی‌شود. اما همین داده‌ها یک نکته مهم را روشن می‌کنند: نزدیکی سیاسی تهران و پکن الزاماً به معنای رشد متناسب تجارت و سرمایه‌گذاری میان دو کشور نیست. اینجا رابطه تغییر می‌کند. چین مهم‌ترین خریدار نفت ایران در دوران تحریم است. برآورد مورد استناد بلومبرگ نشان می‌دهد حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران راهی چین می‌شود. برای ایران، این یعنی چین تقریباً بازار مسلط نفت است. اما اگر ماجرا را از سمت چین نگاه کنیم، تصویر کاملاً متفاوت می‌شود. نفت ایران تنها حدود ۱۰ درصد واردات دریایی نفت چین را تشکیل می‌دهد. این نسبت شاید کلیدی‌ترین نکته گزارش باشد: چین برای نفت ایران مهم است، اما ایران برای تأمین نفت چین حیاتی نیست. پالایشگاه‌های چینی از خرید نفت تخفیف‌دار ایران سود می‌برند و طبیعتاً از دست دادن این منبع برایشان هزینه دارد. اما در صورت افزایش فشار آمریکا، پکن باید این منفعت را با هزینه احتمالی تحریم شرکت‌ها و محدودیت دسترسی آن‌ها به نظام مالی جهانی مقایسه کند. حالا تهدید تازه واشنگتن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. آمریکا تهدید کرده کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت می‌کنند، هدف فشار اقتصادی قرار دهد. چین در ظاهر مهم‌ترین هدف چنین سیاستی است، اما بلومبرگ می‌گوید هزینه عقب‌نشینی پکن از بخشی از روابط اقتصادی با ایران ممکن است کمتر از آن چیزی باشد که تصور می‌شود. چرا؟ چون چین همزمان روابط اقتصادی بسیار گسترده‌تری با سایر کشورهای منطقه و اقتصادهای بزرگ جهان دارد. سرمایه‌گذاری چین در ایران محدود بوده و تجارت غیرنفتی دو کشور نیز به اوج سال‌های گذشته بازنگشته است. در مقابل، وابستگی ایران به چین بسیار بیشتر است؛ به‌خصوص در بخش نفت. بنابراین اگر فشار آمریکا افزایش پیدا کند، مسئله اصلی فقط این نیست که چین دوست یا شریک ایران هست یا نه. سؤال واقعی این است: ایران برای پکن چقدر ارزش اقتصادی دارد که چین حاضر باشد برای حفظ این رابطه، هزینه تحریم‌های آمریکا را بپردازد؟ داده‌هایی که بلومبرگ کنار هم گذاشته، پاسخ ساده‌ای ندارد؛ اما یک واقعیت را برجسته می‌کند: پشت تصویر سیاسیِ «شراکت راهبردی» و وعده ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری، حجم سرمایه تحقق‌یافته بسیار کوچک‌تر است. در نهایت، شاید مهم‌ترین عدد در رابطه اقتصادی تهران و پکن نه ۴۰۰ میلیارد دلار روی کاغذ، بلکه همان چند میلیارد دلار سرمایه‌گذاری واقعی و سهم بالای چین از خرید نفت ایران باشد. و حالا فشار واشنگتن می‌تواند مشخص کند این رابطه تا کجا بر منافع اقتصادی واقعی استوار است و از کجا به بعد، هزینه‌های آن برای پکن بیشتر از منفعتش خواهد شد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/29 - 17:00

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.