دین؛ پناهگاه روان در روزگار بحرانها و آسیبهای اجتماعی است

📌 سالاری فر با تأکید بر نقش باورهای دینی در سلامت روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی گفت: دینداری واقعی با تقویت آرامش درونی، امید به آینده، کنترل خشم و افزایش مسئولیتپذیری میتواند به انسان در مواجهه با بحرانها و دشواریهای زندگی کمک کند و زمینهساز...
سالاری فر با تأکید بر نقش باورهای دینی در سلامت روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی گفت: دینداری واقعی با تقویت آرامش درونی، امید به آینده، کنترل خشم و افزایش مسئولیتپذیری میتواند به انسان در مواجهه با بحرانها و دشواریهای زندگی کمک کند و زمینهساز رفتارهای اخلاقمدارانه در روابط فردی و اجتماعی باشد. از خراسان جنوبی، محمدحسین سالاریفر، دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند، شامگاه (۹ آبان) در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «نقش دین در سلامت و پیشگیری از آسیبها» که در حاشیه تجمع میدان مادر برگزار شد، با تأکید بر نقش باورهای دینی در ارتقای سلامت روان و کاهش آسیبهای اجتماعی گفت: دینداری واقعی زمانی شکل میگیرد که باورهای دینی درونی شده و در رفتار، اخلاق و روابط اجتماعی انسان نمود پیدا کند. وی با اشاره به تفاوت میان معنویت، اخلاقمداری و دینداری افزود: هرچند معنویت و اخلاق از ارزشهای مهم انسانی هستند، اما هر فرد معنوی یا اخلاقمداری لزوماً دیندار نیست. همچنین صرف حضور در مجامع مذهبی و انجام مناسک دینی به معنای برخورداری از دینداری عمیق و واقعی نیست. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه برخی افراد ممکن است از دین بهعنوان ابزاری برای رسیدن به منافع مادی خود استفاده کنند، اظهار کرد: دینداری واقعی باید در رفتارهای روزمره انسان نمایان شود؛ بهگونهای که فرد دیندار در معاملات، روابط اجتماعی و برخورد با دیگران به اصول اخلاقی پایبند باشد و از گرانفروشی، فریبکاری و تضییع حقوق دیگران پرهیز کند. سالاریفر با اشاره به تجربه سه دهه فعالیت مشاورهای خود بیان کرد: در طول حدود ۳۰ سال فعالیت در حوزه مشاوره و مواجهه با بیش از ۲۰ هزار مراجعهکننده، به اهمیت نقش باورهای دینی در نحوه مواجهه افراد با مشکلات زندگی پی بردهام. البته بیماری و حوادث ناگوار ممکن است برای هر فردی اتفاق بیفتد و دینداری به معنای مصونیت قطعی از بیماری نیست، بلکه باورهای دینی میتوانند در چگونگی مواجهه با مشکلات و تحمل شرایط دشوار تأثیرگذار باشند. وی با اشاره به اینکه یکی از مسائل مهم جامعه، ناتوانی برخی افراد در تحمل فشارهای روانی و آسیبهای اجتماعی است، افزود: مشکلات زندگی ممکن است افراد را در شرایط دشواری قرار دهد، اما نوع نگرش انسان به زندگی، میزان امیدواری و برخورداری از حمایتهای معنوی میتواند در انتخاب راهکارهای مقابله با این مشکلات نقش داشته باشد. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به تجربههای بالینی خود در مواجهه با بیماران مبتلا به سرطان گفت: دو نفر از مراجعان من با تشخیص بیماری سرطان روبهرو شدند، اما نوع نگاه آنها به بیماری متفاوت بود. یکی از این افراد معتقد بود که پس از تشخیص بیماری، ارتباط عمیقتری با خداوند پیدا کرده و نگاهش به زندگی تغییر کرده است. این فرد بیماری خود را فرصتی برای بازنگری در زندگی و تقویت ارتباط معنوی با خداوند میدانست و تلاش میکرد با امیدواری و پذیرش شرایط، مسیر درمان را دنبال کند؛ در مقابل، فرد دیگری با پرسشهایی از جنس چرایی ابتلا به بیماری و نگرانی درباره آینده خانوادهاش مواجه بود. وی با بیان اینکه این دو تجربه، تفاوت در شیوه مواجهه افراد با یک بحران را نشان میدهد، تصریح کرد: باورهای دینی میتوانند به برخی افراد کمک کنند تا در شرایط دشوار، معنا و امید بیشتری در زندگی پیدا کنند و با آرامش و تابآوری بیشتری مسیر درمان را پشت سر بگذارند؛ هرچند روند بیماری و نتیجه درمان به عوامل متعددی وابسته است. این استاد دانشگاه با اشاره به نقش دین در ایجاد آرامش درونی گفت: در روانشناسی، مفهوم بهزیستی روانشناختی به احساس رضایت، آرامش و برخورداری از کیفیت مطلوب زندگی اشاره دارد و پژوهشهای متعددی به بررسی ارتباط میان دینداری و ابعاد مختلف سلامت روان پرداختهاند. وی با استناد به آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» اظهار کرد: یاد خداوند در آموزههای اسلامی بهعنوان عاملی برای آرامش قلبها معرفی شده است و باورهای دینی میتوانند برای بسیاری از افراد منبع امید، معنا و اطمینان در مواجهه با دشواریهای زندگی باشند. سالاریفر با اشاره به نقش اعتقاد به معاد در اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی افزود: هنگامی که انسان به پاسخگویی در برابر اعمال خود اعتقاد داشته باشد، این باور میتواند در تصمیمگیریهای او اثر بگذارد و زمینه پرهیز از تضییع حقوق دیگران، فریبکاری و رفتارهای آسیبزا را فراهم کند. وی ادامه داد: فردی که باورهای دینی را بهصورت عمیق پذیرفته است، تلاش میکند از گذشته خود درس بگیرد، اشتباهاتش را تکرار نکند و با امید بیشتری به آینده نگاه کند. چنین نگرشی میتواند به تقویت مسئولیتپذیری، خودکنترلی و توجه به ارزشهای انسانی کمک کند. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به اهمیت کنترل رفتارهای پرخطر بیان کرد: باورهای دینی در صورتی که بهدرستی درونی شده باشند، میتوانند نقش بازدارندهای در برابر برخی رفتارهای آسیبزا ایفا کنند. برای نمونه، پایبندی به اصول اخلاقی و دینی در روابط اجتماعی، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از رفتارهای پرخطر، از جمله زمینههایی است که میتواند تحت تأثیر نظام ارزشی فرد قرار گیرد. وی با تأکید بر اینکه نباید مشکلات و لغزشهای برخی افراد را به اصل دین نسبت داد، افزود: گاهی فرد خود را دیندار معرفی میکند، اما رفتار او با ارزشهای دینی همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، باید میان ادعای دینداری و پایبندی عملی به آموزههای دینی تفاوت قائل شد. سالاریفر همچنین به اهمیت نقش باورهای دینی در تقویت صبر و کنترل خشم اشاره کرد و گفت: نوع نگرش انسان به حوادث تلخ زندگی میتواند در نحوه واکنش او تأثیرگذار باشد. فردی که در شرایط دشوار، نگاه معنوی و توانایی بیشتری برای مدیریت هیجانهای خود دارد، ممکن است بهتر بتواند از واکنشهای شتابزده و آسیبزا پرهیز کند. وی با اشاره به نمونهای از تجربه شخصی خود در مواجهه با حادثه تلخ از دست دادن فرزند یک دوست گفت: این جوان که مدت کوتاهی از ازدواجش گذشته بود، در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. پدر او پس از مواجهه با پیکر فرزندش، با وجود شدت اندوه، به جای بروز رفتارهای انتقامجویانه، این اتفاق را بهعنوان آزمونی دشوار در زندگی خود پذیرفت و از خداوند یاری خواست. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند افزود: چنین تجربههایی نشان میدهد که نوع نگرش افراد به حوادث تلخ میتواند در نحوه مواجهه آنها با فقدان و اندوه نقش داشته باشد. البته سوگواری و بروز احساسات در مواجهه با فقدان عزیزان طبیعی است و افراد برای عبور از چنین شرایطی ممکن است به حمایت خانواده، اطرافیان و متخصصان نیاز داشته باشند. سالاریفر با اشاره به نقش دین در تقویت انگیزه و امید در زندگی اظهار کرد: دین برای انسان است و نیازهای معنوی او را پاسخ میدهد؛ بنابراین، عبادت و ارتباط با خداوند را نباید صرفاً مجموعهای از مناسک ظاهری دانست، بلکه این اعمال میتوانند در زندگی فردی و اجتماعی انسان معنا و جهت ایجاد کنند. وی با تأکید بر ضرورت گفتوگو با نسل جوان درباره کارکردهای دین گفت: اگر نوجوانان و جوانان درباره نقش دین در زندگی پرسش یا تردیدی دارند، باید با زبان قابل فهم و با تکیه بر استدلال، تجربه و یافتههای علمی با آنها گفتوگو کرد. بررسی موضوعاتی مانند ارتباط دینداری با سلامت روان، کنترل خشم، کیفیت زندگی و عملکرد مغز میتواند زمینهای برای آشنایی بیشتر آنان با پژوهشهای این حوزه فراهم کند. این استاد دانشگاه با اشاره به پژوهشی که در دانشگاه بیرجند در حال انجام است، بیان کرد: در این پژوهش، دانشجویان براساس میزان شناخت و آگاهی آنها از باورهای دینی بررسی شدهاند و فعالیتهای مغزی دو گروه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج اولیه، تفاوتهایی میان الگوهای فعالیت مغزی این دو گروه نشان داده است، اما برای نتیجهگیری دقیق، باید جزئیات روش تحقیق و یافتههای نهایی بهصورت علمی بررسی و منتشر شود. سالاریفر همچنین به موضوع ارتباط دینداری با فعالیتهای مغزی و احساس آرامش اشاره کرد و گفت: پژوهشهای علوم اعصاب، ارتباط میان فعالیتهای مغزی، هیجانها و تجربههای معنوی را بررسی میکنند. با این حال، تبیین دقیق این ارتباطها به شواهد علمی معتبر نیاز دارد و نباید نتایج پژوهشهای محدود را به همه افراد تعمیم داد. وی با اشاره به اهمیت پیشگیری از مصرف مواد اعتیادآور افزود: یکی از حوزههای مهم در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تقویت عوامل محافظتکننده در زندگی افراد، از جمله حمایت خانواده، مهارتهای خودکنترلی، برخورداری از معنا و هدف در زندگی و دسترسی به حمایتهای اجتماعی و تخصصی است. باورهای دینی نیز برای برخی افراد میتوانند بخشی از این عوامل محافظتکننده باشند. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه نباید درباره تأثیر دینداری بر سلامت، ادعاهای قطعی و بدون پشتوانه علمی مطرح کرد، گفت: بیماریهای جسمی و روانی میتوانند برای افراد مختلف اتفاق بیفتند و برخورداری از باورهای دینی، جایگزین درمان تخصصی نیست؛ بلکه در صورت همخوانی با نیازها و شرایط فرد، میتواند در کنار خدمات درمانی و حمایتهای اجتماعی به او کمک کند. سالاریفر در پایان بر ضرورت آشنایی بیشتر جوانان با پژوهشهای علمی در زمینه دین و سلامت تأکید کرد و افزود: برای پاسخگویی به پرسشهای نسل جدید، باید از ظرفیت دانشگاهها، مطالعات علمی و گفتوگوهای مستدل استفاده کنیم تا زمینه شناخت عمیقتر از نقش باورهای دینی در زندگی فردی و اجتماعی فراهم شود. از خراسان جنوبی، محمدحسین سالاریفر، دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند، شامگاه (۹ آبان) در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «نقش دین در سلامت و پیشگیری از آسیبها» که در حاشیه تجمع میدان مادر برگزار شد، با تأکید بر نقش باورهای دینی در ارتقای سلامت روان و کاهش آسیبهای اجتماعی گفت: دینداری واقعی زمانی شکل میگیرد که باورهای دینی درونی شده و در رفتار، اخلاق و روابط اجتماعی انسان نمود پیدا کند. وی با اشاره به تفاوت میان معنویت، اخلاقمداری و دینداری افزود: هرچند معنویت و اخلاق از ارزشهای مهم انسانی هستند، اما هر فرد معنوی یا اخلاقمداری لزوماً دیندار نیست. همچنین صرف حضور در مجامع مذهبی و انجام مناسک دینی به معنای برخورداری از دینداری عمیق و واقعی نیست. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه برخی افراد ممکن است از دین بهعنوان ابزاری برای رسیدن به منافع مادی خود استفاده کنند، اظهار کرد: دینداری واقعی باید در رفتارهای روزمره انسان نمایان شود؛ بهگونهای که فرد دیندار در معاملات، روابط اجتماعی و برخورد با دیگران به اصول اخلاقی پایبند باشد و از گرانفروشی، فریبکاری و تضییع حقوق دیگران پرهیز کند. سالاریفر با اشاره به تجربه سه دهه فعالیت مشاورهای خود بیان کرد: در طول حدود ۳۰ سال فعالیت در حوزه مشاوره و مواجهه با بیش از ۲۰ هزار مراجعهکننده، به اهمیت نقش باورهای دینی در نحوه مواجهه افراد با مشکلات زندگی پی بردهام. البته بیماری و حوادث ناگوار ممکن است برای هر فردی اتفاق بیفتد و دینداری به معنای مصونیت قطعی از بیماری نیست، بلکه باورهای دینی میتوانند در چگونگی مواجهه با مشکلات و تحمل شرایط دشوار تأثیرگذار باشند. وی با اشاره به اینکه یکی از مسائل مهم جامعه، ناتوانی برخی افراد در تحمل فشارهای روانی و آسیبهای اجتماعی است، افزود: مشکلات زندگی ممکن است افراد را در شرایط دشواری قرار دهد، اما نوع نگرش انسان به زندگی، میزان امیدواری و برخورداری از حمایتهای معنوی میتواند در انتخاب راهکارهای مقابله با این مشکلات نقش داشته باشد. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به تجربههای بالینی خود در مواجهه با بیماران مبتلا به سرطان گفت: دو نفر از مراجعان من با تشخیص بیماری سرطان روبهرو شدند، اما نوع نگاه آنها به بیماری متفاوت بود. یکی از این افراد معتقد بود که پس از تشخیص بیماری، ارتباط عمیقتری با خداوند پیدا کرده و نگاهش به زندگی تغییر کرده است. این فرد بیماری خود را فرصتی برای بازنگری در زندگی و تقویت ارتباط معنوی با خداوند میدانست و تلاش میکرد با امیدواری و پذیرش شرایط، مسیر درمان را دنبال کند؛ در مقابل، فرد دیگری با پرسشهایی از جنس چرایی ابتلا به بیماری و نگرانی درباره آینده خانوادهاش مواجه بود. وی با بیان اینکه این دو تجربه، تفاوت در شیوه مواجهه افراد با یک بحران را نشان میدهد، تصریح کرد: باورهای دینی میتوانند به برخی افراد کمک کنند تا در شرایط دشوار، معنا و امید بیشتری در زندگی پیدا کنند و با آرامش و تابآوری بیشتری مسیر درمان را پشت سر بگذارند؛ هرچند روند بیماری و نتیجه درمان به عوامل متعددی وابسته است. این استاد دانشگاه با اشاره به نقش دین در ایجاد آرامش درونی گفت: در روانشناسی، مفهوم بهزیستی روانشناختی به احساس رضایت، آرامش و برخورداری از کیفیت مطلوب زندگی اشاره دارد و پژوهشهای متعددی به بررسی ارتباط میان دینداری و ابعاد مختلف سلامت روان پرداختهاند. وی با استناد به آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» اظهار کرد: یاد خداوند در آموزههای اسلامی بهعنوان عاملی برای آرامش قلبها معرفی شده است و باورهای دینی میتوانند برای بسیاری از افراد منبع امید، معنا و اطمینان در مواجهه با دشواریهای زندگی باشند. سالاریفر با اشاره به نقش اعتقاد به معاد در اصلاح رفتارهای فردی و اجتماعی افزود: هنگامی که انسان به پاسخگویی در برابر اعمال خود اعتقاد داشته باشد، این باور میتواند در تصمیمگیریهای او اثر بگذارد و زمینه پرهیز از تضییع حقوق دیگران، فریبکاری و رفتارهای آسیبزا را فراهم کند. وی ادامه داد: فردی که باورهای دینی را بهصورت عمیق پذیرفته است، تلاش میکند از گذشته خود درس بگیرد، اشتباهاتش را تکرار نکند و با امید بیشتری به آینده نگاه کند. چنین نگرشی میتواند به تقویت مسئولیتپذیری، خودکنترلی و توجه به ارزشهای انسانی کمک کند. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با اشاره به اهمیت کنترل رفتارهای پرخطر بیان کرد: باورهای دینی در صورتی که بهدرستی درونی شده باشند، میتوانند نقش بازدارندهای در برابر برخی رفتارهای آسیبزا ایفا کنند. برای نمونه، پایبندی به اصول اخلاقی و دینی در روابط اجتماعی، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از رفتارهای پرخطر، از جمله زمینههایی است که میتواند تحت تأثیر نظام ارزشی فرد قرار گیرد. وی با تأکید بر اینکه نباید مشکلات و لغزشهای برخی افراد را به اصل دین نسبت داد، افزود: گاهی فرد خود را دیندار معرفی میکند، اما رفتار او با ارزشهای دینی همخوانی ندارد. در چنین شرایطی، باید میان ادعای دینداری و پایبندی عملی به آموزههای دینی تفاوت قائل شد. سالاریفر همچنین به اهمیت نقش باورهای دینی در تقویت صبر و کنترل خشم اشاره کرد و گفت: نوع نگرش انسان به حوادث تلخ زندگی میتواند در نحوه واکنش او تأثیرگذار باشد. فردی که در شرایط دشوار، نگاه معنوی و توانایی بیشتری برای مدیریت هیجانهای خود دارد، ممکن است بهتر بتواند از واکنشهای شتابزده و آسیبزا پرهیز کند. وی با اشاره به نمونهای از تجربه شخصی خود در مواجهه با حادثه تلخ از دست دادن فرزند یک دوست گفت: این جوان که مدت کوتاهی از ازدواجش گذشته بود، در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست داد. پدر او پس از مواجهه با پیکر فرزندش، با وجود شدت اندوه، به جای بروز رفتارهای انتقامجویانه، این اتفاق را بهعنوان آزمونی دشوار در زندگی خود پذیرفت و از خداوند یاری خواست. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند افزود: چنین تجربههایی نشان میدهد که نوع نگرش افراد به حوادث تلخ میتواند در نحوه مواجهه آنها با فقدان و اندوه نقش داشته باشد. البته سوگواری و بروز احساسات در مواجهه با فقدان عزیزان طبیعی است و افراد برای عبور از چنین شرایطی ممکن است به حمایت خانواده، اطرافیان و متخصصان نیاز داشته باشند. سالاریفر با اشاره به نقش دین در تقویت انگیزه و امید در زندگی اظهار کرد: دین برای انسان است و نیازهای معنوی او را پاسخ میدهد؛ بنابراین، عبادت و ارتباط با خداوند را نباید صرفاً مجموعهای از مناسک ظاهری دانست، بلکه این اعمال میتوانند در زندگی فردی و اجتماعی انسان معنا و جهت ایجاد کنند. وی با تأکید بر ضرورت گفتوگو با نسل جوان درباره کارکردهای دین گفت: اگر نوجوانان و جوانان درباره نقش دین در زندگی پرسش یا تردیدی دارند، باید با زبان قابل فهم و با تکیه بر استدلال، تجربه و یافتههای علمی با آنها گفتوگو کرد. بررسی موضوعاتی مانند ارتباط دینداری با سلامت روان، کنترل خشم، کیفیت زندگی و عملکرد مغز میتواند زمینهای برای آشنایی بیشتر آنان با پژوهشهای این حوزه فراهم کند. این استاد دانشگاه با اشاره به پژوهشی که در دانشگاه بیرجند در حال انجام است، بیان کرد: در این پژوهش، دانشجویان براساس میزان شناخت و آگاهی آنها از باورهای دینی بررسی شدهاند و فعالیتهای مغزی دو گروه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج اولیه، تفاوتهایی میان الگوهای فعالیت مغزی این دو گروه نشان داده است، اما برای نتیجهگیری دقیق، باید جزئیات روش تحقیق و یافتههای نهایی بهصورت علمی بررسی و منتشر شود. سالاریفر همچنین به موضوع ارتباط دینداری با فعالیتهای مغزی و احساس آرامش اشاره کرد و گفت: پژوهشهای علوم اعصاب، ارتباط میان فعالیتهای مغزی، هیجانها و تجربههای معنوی را بررسی میکنند. با این حال، تبیین دقیق این ارتباطها به شواهد علمی معتبر نیاز دارد و نباید نتایج پژوهشهای محدود را به همه افراد تعمیم داد. وی با اشاره به اهمیت پیشگیری از مصرف مواد اعتیادآور افزود: یکی از حوزههای مهم در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تقویت عوامل محافظتکننده در زندگی افراد، از جمله حمایت خانواده، مهارتهای خودکنترلی، برخورداری از معنا و هدف در زندگی و دسترسی به حمایتهای اجتماعی و تخصصی است. باورهای دینی نیز برای برخی افراد میتوانند بخشی از این عوامل محافظتکننده باشند. دانشیار روانشناسی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه نباید درباره تأثیر دینداری بر سلامت، ادعاهای قطعی و بدون پشتوانه علمی مطرح کرد، گفت: بیماریهای جسمی و روانی میتوانند برای افراد مختلف اتفاق بیفتند و برخورداری از باورهای دینی، جایگزین درمان تخصصی نیست؛ بلکه در صورت همخوانی با نیازها و شرایط فرد، میتواند در کنار خدمات درمانی و حمایتهای اجتماعی به او کمک کند. سالاریفر در پایان بر ضرورت آشنایی بیشتر جوانان با پژوهشهای علمی در زمینه دین و سلامت تأکید کرد و افزود: برای پاسخگویی به پرسشهای نسل جدید، باید از ظرفیت دانشگاهها، مطالعات علمی و گفتوگوهای مستدل استفاده کنیم تا زمینه شناخت عمیقتر از نقش باورهای دینی در زندگی فردی و اجتماعی فراهم شود.
📡 منبع: خبرگزاری شبستان خراسان جنوبی
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/01 - 08:31
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/11/01 - 08:31

نظرات (0)