تشریح مغالطات رایج در فضای رسانهای

📌 عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه استفاده از احساسات زمانی به مغالطه تبدیل میشود که تنها دلیل برای اثبات یک ادعا باشد، بر ضرورت توجه به شواهد، مستندات و استدلال منطقی در تحلیل اخبار تأکید کرد. از خراسان جنوبی، دکتر مصطفی فروتن تنها در میز د...
عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه استفاده از احساسات زمانی به مغالطه تبدیل میشود که تنها دلیل برای اثبات یک ادعا باشد، بر ضرورت توجه به شواهد، مستندات و استدلال منطقی در تحلیل اخبار تأکید کرد. از خراسان جنوبی، دکتر مصطفی فروتن تنها در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «چگونه فریب نخوریم؟ شناخت مغالطات رایج در زندگی روزمره و اخبار سیاسی» که در حاشیه تجمع میدان مادر بیرجند برگزار شد، با بیان اینکه بحث مغالطات صرفاً به فضای مجازی محدود نمیشود، اظهار کرد: مغالطه در زندگی روزمره، مسائل اقتصادی، اخبار سیاسی، فضای رسانهای و فضای مجازی نیز اتفاق میافتد و شناخت آن یک مهارت کاربردی برای فهم درست و نادرست و تشخیص استدلال صحیح از استدلال معیوب است. وی با اشاره به اینکه گاهی افراد یک حرف را تنها به دلیل تکرار زیاد باور میکنند، افزود: ممکن است فردی حرفی را چندین بار بشنود و در نهایت به این دلیل که آن حرف بارها تکرار شده است، آن را درست تصور کند، در حالی که استدلال محکمی پشت آن وجود ندارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند ادامه داد: این مسئله در فضای مجازی نیز بسیار دیده میشود؛ برای مثال، یک پیام ابتدا در یک گروه منتشر میشود، سپس در چند کانال و گروه دیگر بازنشر میشود و بعد از مدتی، چون همه آن را ارسال میکنند، مخاطب تصور میکند که حتماً خبر درست است. فروتن تنها با بیان اینکه «تکرار، دلیل صحت یک ادعا نیست»، نمونههایی از شایعات منتشرشده درباره چهرههای سیاسی و نظامی را مطرح کرد و گفت: در مواردی شایعهای درباره شهادت یا بازداشت یک فرد منتشر شده و کانالها و گروههای مختلف آن را تکرار کردهاند؛ اما پس از مدتی تصاویر یا اخبار حضور همان فرد منتشر شده و نادرستی ادعا مشخص شده است. وی افزود: در تبلیغات تجاری نیز ممکن است از همین الگو استفاده شود؛ برای مثال، یک فوتبالیست معروف اعلام کند که واکسن کرونا نزده و بیمار نشده است و برخی علاقهمندان او به دلیل اعتماد و علاقهای که به این فرد دارند، نتیجه بگیرند که واکسن ضرورتی ندارد، در حالی که موفقیت یا تجربه یک فرد در حوزه فوتبال، دلیلی برای درستی اظهارنظر او در حوزه پزشکی نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند تصریح کرد: ممکن است یک مجری تلویزیونی یا فردی تحصیلکرده درباره درمان افسردگی اظهار نظری کند و بگوید صرفاً با مثبتاندیشی این مشکل را برطرف کرده است؛ مثبتاندیشی میتواند بخشی از یک فرآیند باشد، اما اینکه یک فرد با تجربه شخصی خود نتیجه بگیرد این روش برای همه کافی است، استدلال کاملی نیست. مغالطه؛ استدلالنماهایی که میتوانند مخاطب را فریب دهند فروتن تنها در تعریف سادهای از مغالطه گفت: مغالطه یعنی استدلالی که شبیه استدلال است؛ یعنی فرد ظاهراً برای حرف خود دلیل میآورد، اما آن دلیل واقعی و منطقی نیست و ممکن است ناقص، معیوب یا اشتباه باشد. وی با اشاره به اینکه مغالطه گاهی میتواند مخاطب را قانع کند، افزود: ظاهر یک سخن ممکن است منطقی و قانعکننده به نظر برسد، اما وقتی آن را از نظر منطقی و علمی بررسی کنیم، متوجه میشویم که اشکالی در استدلال وجود دارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند بیان کرد: شناخت مغالطات چند فایده دارد؛ نخست اینکه خودمان فریب نخوریم، دوم اینکه دیگران نتوانند با استفاده از این تکنیکها ما را فریب دهند و سوم اینکه بتوانیم افرادی را که در دام مغالطه افتادهاند، آگاه و از این وضعیت خارج کنیم. وی گفت: در فضای امروز که اخبار سیاسی و پیامهای مختلف از طریق فضای مجازی منتشر میشود، شناخت مغالطات و برخورداری از مهارت تشخیص آنها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. فروتن تنها در ادامه به معرفی برخی منابع مطالعاتی پرداخت و از کتاب «مغالطات» اثر دکتر علیاصغر خندان بهعنوان یکی از کتابهای کاربردی این حوزه نام برد و گفت: این کتاب مثالهای متعدد و کاریکاتورهای مختلف دارد و نمونههای آن به مسائل روزمره زندگی نزدیک است. وی همچنین به کتاب «منطق کاربردی» و دیگر آثار مرتبط با مغالطات اشاره کرد و افزود: موضوع مغالطات در برخی دروس دانشگاهی از جمله منطق، فلسفه برای کودکان و آموزش تفکر به کودک و نوجوان نیز مورد توجه قرار میگیرد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با تأکید بر اهمیت آموزش چنین مهارتهایی به کودکان اظهار کرد: در کنار آموزش زبان، باید به آموزش مفاهیم و مهارتهایی مانند تفکر منطقی و شناخت مغالطات نیز توجه شود. نقل قول ناقص؛ بریدن یک جمله از ابتدا و انتهای سخن فروتن تنها یکی از نخستین مغالطات رایج را «مغالطه نقل قول ناقص» عنوان کرد و گفت: گاهی جناحها یا جریانهای مختلف برای حمله به یکدیگر، بخشی از سخنان یک مسئول یا شخصیت را جدا میکنند و بدون توجه به قبل و بعد آن، همان بخش را منتشر میکنند. وی افزود: ممکن است یک سخنران در یک سخنرانی طولانی، جملهای را با توضیحاتی قبل و بعد از آن بیان کرده باشد، اما رسانه تنها چند ثانیه از سخنان او را جدا کند و با انتشار همان بخش، معنای سخن را تغییر دهد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به نمونهای از آیه قرآن درباره نزدیک نشدن به نماز در حال مستی، اظهار کرد: اگر تنها بخشی از آیه نقل شود، معنای کامل آن منتقل نمیشود؛ در فضای رسانهای امروز نیز که بسیاری از مردم حوصله شنیدن یک سخنرانی کامل را ندارند، ممکن است یک کلیپ کوتاه، مخاطب را به قضاوتی متفاوت از معنای اصلی سخن برساند. وی همچنین با اشاره به نمونههایی از سخنان آیتالله علمالهدی گفت: گاهی بخشهایی از سخنان ایشان بدون ابتدا و انتهای سخن منتشر میشود و معنای سخن را تغییر میدهد. فروتن تنها تصریح کرد: برای مثال اگر مسئولی گفته باشد «اگر آمریکا تمام شروط ما را اجرا کند، تنگه هرمز باز خواهد شد»، نمیتوان تنها بخش «تنگه هرمز باز خواهد شد» را منتشر کرد و بخش مربوط به شروط را حذف کرد؛ چراکه با این کار ذهن مخاطب منحرف میشود. مغالطه تکرار؛ دروغ با تکرار حقیقت نمیشود وی «مغالطه تکرار» را از دیگر مغالطات رایج دانست و گفت: فرد به جای اینکه برای ادعای خود دلیل بیاورد، همان ادعا را بارها تکرار میکند تا مخاطب پس از چند بار شنیدن، آن را باور کند. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند ادامه داد: وقتی یک خبر یا ادعا بارها در کانالها و گروههای مختلف تکرار میشود، ذهن مخاطب با آن آشنا میشود و ممکن است احساس کند که چون این خبر زیاد تکرار شده، حتماً درست است در حالی که اگر یک حرف دروغ را هزار بار تکرار کنیم، بار هزار و یکم نیز دروغ است و تکرار، دروغ را به حقیقت تبدیل نمیکند. وی این نوع مغالطه را در مسائل سیاسی نیز قابل مشاهده دانست و با اشاره به برخی ادعاهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز، پیروزی در جنگ و توان نظامی ایران، تأکید کرد: صرف تکرار یک ادعا، دلیلی برای صحت آن نیست. دوگانه جعلی؛ محدود کردن انتخابها به «یا این یا آن» فروتن تنها «مغالطه دوگانههای جعلی» یا «طرد شقوق دیگر» را سومین نمونه دانست و گفت: در این مغالطه، برای مسئلهای که ممکن است سه، چهار یا حتی ده راهحل داشته باشد، تنها دو گزینه مطرح میشود؛ گویی هیچ راه دیگری وجود ندارد. وی با اشاره به مثالهایی از زندگی روزمره اظهار کرد: اینکه به یک کودک گفته شود «یا باید پزشک شوی یا مهندس، وگرنه در جامعه موفق نمیشوی»، یک دوگانه جعلی است؛ چراکه مسیرهای شغلی و مهارتی بسیار متنوعی وجود دارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: در مسائل سیاسی نیز ممکن است گفته شود «یا باید تمام سیاستهای داخلی را بپذیری یا باید تهاجم خارجی را بپذیری». این در حالی است که میتوان نسبت به برخی سیاستهای داخلی نقد داشت و در عین حال با تهاجم خارجی نیز مخالف بود. وی با اشاره به عبارتهایی مانند «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» اظهار کرد: این موارد نیز در شرایطی میتوانند به شکل دوگانه جعلی مطرح شوند؛ زیرا ممکن است میان گزینهها حالتهای ترکیبی و راههای دیگری نیز وجود داشته باشد. فروتن تنها ادامه داد: برای نمونه، ممکن است فردی ضمن نقد دولت، منتقد دلسوز باشد و این به معنای تندرو بودن او نیست. همچنین دفاع از کشور لزوماً به معنای جنگطلبی نیست و میتوان هم از کشور دفاع کرد و هم دیپلماسی هوشمندانه و محکمی داشت. پهلوانپنبه؛ ضعیف کردن نظر طرف مقابل برای حمله آسانتر وی «مغالطه پهلوانپنبه» را چهارمین مورد برشمرد و توضیح داد: در این مغالطه، فرد به جای اینکه ادعای واقعی طرف مقابل را نقد کند، آن را به بدترین یا ضعیفترین شکل ممکن تفسیر میکند و سپس همان نسخه ضعیفشده را مورد حمله قرار میدهد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: برای مثال، اگر کسی بگوید «به دلیل شرایط اقتصادی بهتر است کمتر برای غذا خوردن به رستوران برویم»، پاسخ دادن به اینکه «یعنی میگویی باید در خانه زندانی شویم؟» تحریف سخن طرف مقابل است. وی ادامه داد: اگر دانشآموزی از حجم زیاد تکالیف مدرسه انتقاد کند، اینکه گفته شود «شما میخواهید بچهها هر وقت دلشان خواست مدرسه بروند و هر کاری خواستند انجام دهند»، نیز نمونهای از همین مغالطه است؛ چراکه سخن اولیه درباره میزان تکلیف بوده و به شکل دیگری بازسازی شده است. علت جعلی؛ نسبت دادن یک معلول به علت اشتباه فروتن تنها پنجمین مغالطه را «علت جعلی» عنوان کرد و گفت: در این مغالطه، فرد یک پدیده را به علتی نسبت میدهد که علت واقعی آن نیست و گاهی نیز دو حادثه همزمان را بهاشتباه به رابطه علت و معلولی مرتبط میکند. وی با اشاره به مثال دانشآموزی که علت نمره پایین خود را مهمان داشتن در شب امتحان عنوان میکند، افزود: ممکن است علت اصلی موفق نبودن فرد، تنبلی یا نداشتن برنامهریزی باشد، اما او مهمان داشتن را بهعنوان علت معرفی میکند. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به تجربهای از گفتوگو با یک دانشجو اظهار کرد: دانشجویی مدعی شده بود که به دلیل وضعیت حجابش از سوی یک استاد نمره کمی گرفته است. موضوع را پیگیری کردم و با بررسی برگه امتحانی مشخص شد که نمره اعلامشده با پاسخهای او ارتباط داشته و علت ادعایی، یعنی حجاب، علت واقعی نمره پایین نبوده است. وی در ادامه با اشاره به نمونههای سیاسی گفت: گاهی گفته میشود حمله به ایران با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای انجام شده است، در حالی که ممکن است اهداف و عوامل دیگری نیز در چنین رخدادی مطرح باشد و یک بهانه نمیتواند لزوماً علت اصلی یک اقدام تلقی شود. فروتن تنها با اشاره به حمله جورج بوش به عراق افزود: یکی از بهانههای مطرحشده برای حمله به عراق، وجود سلاحهای کشتار جمعی بود، اما در نهایت ادعاهای مطرحشده درباره وجود چنین تسلیحاتی به شکل ادعایی که مطرح شده بود اثبات نشد. وی همچنین درباره اظهارنظری مبنی بر اینکه «اگر میدانستیم رهبری را شهید میکنند، غنیسازی را تعطیل میکردیم»، گفت: در این سخن یک فرض پنهان وجود دارد و آن اینکه عدم تعطیلی غنیسازی، علت شهادت رهبری بوده است؛ در حالی که چنین رابطه علت و معلولیای را نمیتوان صرفاً با یک «اگر» اثبات کرد و ممکن است برای اقدام دشمن بهانههای دیگری نیز مطرح شود. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند در ادامه به مغالطه دیگری در همین مثال اشاره کرد و گفت: وقتی فردی در حوزه تخصصی خود سخن نمیگوید و در حوزهای غیرتخصصی اظهارنظر میکند، باید در پذیرش آن نظر احتیاط کرد. تعمیم شتابزده؛ از چند نمونه محدود به یک نتیجه کلی فروتن تنها ششمین مغالطه را «تعمیم شتابزده» دانست و اظهار کرد: در این مغالطه، فرد بر اساس تعداد محدودی نمونه، یک نتیجه بسیار کلی درباره همه افراد یا یک جامعه میگیرد. وی با بیان خاطرهای از حضور خود در دانشگاهی در یکی از شهرها گفت: در یک روز، در کلاس با رفتار نامناسب یک دانشجو مواجه شدم، بعد در صف غذای سلف دو دانشجو را درگیر دیدم و در ادامه نیز شاهد برخورد نامناسب فرد دیگری با آشپز بودم؛ اما اینکه بر اساس این سه مورد نتیجه بگیریم مردم آن شهر همگی بداخلاق هستند، یک تعمیم شتابزده است. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: اگر در یک شهر از دو مغازه برخورد نامناسب یا گرانفروشی ببینیم، نمیتوانیم نتیجه بگیریم که همه مغازههای آن شهر چنین هستند. وی با اشاره به نمونههای رسانهای گفت: اگر یک ایرانی در خارج از کشور در یک مصاحبه دیدگاهی را مطرح کند، نمیتوان آن فرد را نماینده ۸۵ میلیون ایرانی دانست و نظر او را به کل جامعه ایران نسبت داد. فروتن تنها ادامه داد: اگر در یک دانشگاه در گوشهای اتفاق نامناسبی رخ دهد، نمیتوان آن را به کل دانشگاه و همه فعالیتهای علمی و فرهنگی آن تعمیم داد. وی همچنین با اشاره به اظهارنظر یکی از استادان درباره فارغالتحصیلان یک دانشگاه گفت: اینکه فردی بر اساس چند نمونه، تمام فارغالتحصیلان یک دانشگاه را بیسواد بداند، تعمیم شتابزده است. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به مثال دیگری از زندگی روزمره گفت: اگر فردی سردرد داشته باشد و با مصرف یک دارو بهبود پیدا کند، نمیتوان نتیجه گرفت که هر فرد دیگری با علائم مشابه نیز باید همان دارو را مصرف کند؛ زیرا ممکن است علت بیماریها متفاوت باشد. وی همچنین درباره نظرسنجیهای فضای مجازی هشدار داد و گفت: اگر در یک کانال متعلق به یک جریان سیاسی خاص، ۸۰ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی با موضوعی موافق باشند، نمیتوان نتیجه گرفت که ۸۰ درصد مردم ایران نیز با آن موافق هستند؛ زیرا اعضای آن کانال نماینده کل جامعه نیستند. فروتن تنها افزود: همچنین نمیتوان بر اساس اظهارنظر یک فرد منتسب به یک جریان سیاسی، نتیجه گرفت که همه افراد آن جریان همین نظر را دارند. توهین به جای استدلال وی «مغالطه توهین» را از دیگر موارد رایج عنوان کرد و گفت: وقتی فردی نظری ارائه میدهد، به جای اینکه با استدلال ضعف آن نظر را نشان دهیم، شخصیت او را مورد حمله قرار میدهیم. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به مثال یک کارمند تازهوارد اظهار کرد: اگر یک کارمند تازهوارد پیشنهادی برای بهبود امور ارائه دهد، نمیتوان گفت «تو تازهواردی و حق اظهارنظر نداری». پیشنهاد او باید از نظر درستی یا نادرستی بررسی و با استدلال نقد شود. وی افزود: در فضای سیاسی نیز گاهی به جای پاسخ به یک استدلال، به شخصیت افراد توهین میشود. این شیوه جایگزین استدلال نیست. فروتن تنها تصریح کرد: اگر فردی از رسانه یا برنامهای خوشش نمیآید، نمیتواند صرفاً با گفتن اینکه «این رسانه حکومتی است» یا «این رسانه بد است» یک سخن را رد کند؛ اگر اشکالی در سخن وجود دارد، باید همان اشکال با استدلال بیان شود. توسل به مرجع نامعتبر یا مبهم وی در ادامه «توسل به مرجع نامعتبر یا مبهم» را مورد دیگری از مغالطات برشمرد و گفت: اگر فردی در یک زمینه تخصص ندارد و درباره آن موضوع اظهارنظر تخصصی میکند، صرف شهرت او دلیل اعتبار سخنش نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: برای مثال، اگر یک بازیگر درباره یک رژیم غذایی یا موضوع پزشکی اظهارنظر کند، نمیتوان صرفاً به دلیل شهرت او در بازیگری، نظر تخصصیاش را در حوزه پزشکی معتبر دانست. وی همچنین بر اهمیت توجه به منبع خبر تأکید کرد و گفت: وقتی گفته میشود «یک منبع اعلام کرده» یا «گزارشهایی وجود دارد»، باید پرسید این منبع چیست و تا چه اندازه معتبر است. فروتن تنها ادامه داد: نمیتوان بر اساس منابع مبهم و ناشناس، دائماً نسبت به نقاط مختلف کشور ادعا و شک ایجاد کرد و هر روز منتظر یک ادعای جدید بود. برچسبزنی و مسموم کردن چاه وی «مغالطه برچسبزنی یا مسموم کردن چاه» را نیز از موارد رایج دانست و گفت: در این روش، پیش از اینکه به سخن یک فرد پاسخ داده شود، با زدن یک برچسب، ذهن مخاطب نسبت به او منفی میشود تا حرف او دیگر شنیده نشود. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به نمونهای در خانواده گفت: ممکن است در یک بحث خانوادگی، فردی به دیگری بگوید «به حرفهای او گوش نکن؛ این آدم منفیباف است»، در حالی که ممکن است همان فرد حرف درستی زده باشد و برچسبزدن نباید جای بررسی محتوای سخن را بگیرد. وی در ادامه به نمونههایی در رسانهها اشاره کرد و گفت: گاهی در خبرها به جای بیان علت واقعی یک پرونده، بر شغل یا جایگاه فرد تأکید میشود؛ مثلاً گفته میشود «یک دانشجو اعدام شد» یا «یک پزشک اعدام شد»، در حالی که باید علت محکومیت و اعدام مشخص شود و صرف دانشجو یا پزشک بودن، دلیل بیگناهی نیست. فروتن تنها افزود: گاهی نیز رسانه با انتشار تصاویر معصومانه از فرد، مانند عکس دوران کودکی یا تصویری در کنار حیوانات، احساسات مخاطب را تحریک میکند و در کنار آن از برچسبزنی و علت جعلی نیز استفاده میشود؛ مجموعه این موارد میتواند بر ذهن مخاطب اثر بگذارد. وی همچنین به تجربه خود در فضای دانشگاه اشاره کرد و گفت: گاهی به استادان معارف گفته میشود که شما در ازای دریافت پول، چنین مطالبی را بیان میکنید یا «مزدور نظام» هستید. این نیز نمونهای از برچسبزنی است که به جای پاسخ به محتوای سخن، شخصیت گوینده را هدف قرار میدهد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند «توسل به احساسات» را از دیگر مغالطات عنوان کرد و گفت: در بحثهای روزمره نیز ممکن است فرد برای متقاعد کردن دیگری به جای ارائه دلیل، احساسات او را تحریک کند. وی با اشاره به یک مثال خانوادگی اظهار کرد: ممکن است در خرید وسیلهای اختلاف نظر وجود داشته باشد و فرد برای متقاعد کردن طرف مقابل بگوید «تو اصلاً به فکر آینده بچهها نیستی». در حالی که ممکن است علت مخالفت فرد با خرید، گران بودن یا نامناسب بودن زمان خرید باشد و اتفاقاً او نیز به آینده فرزندان فکر کند. فروتن تنها تأکید کرد: استفاده از احساسات زمانی مغالطه محسوب میشود که احساسات تنها دلیل ارائهشده برای اثبات یک ادعا باشد. وی در پاسخ به پرسشی درباره استفاده رسانهها از احساسات برای بیان یک واقعیت، توضیح داد: اگر برای یک ادعا شواهد و مدارک مستند و قوی وجود داشته باشد و رسانه برای انتقال آن پیام از احساسات نیز استفاده کند، صرف استفاده از احساسات مغالطه نیست؛ مغالطه زمانی رخ میدهد که تنها دلیل ما احساسات باشد. توسل به اکثریت؛ زیاد بودن طرفداران، دلیل درستی نیست وی آخرین نمونه مورد اشاره خود را «مغالطه توسل به اکثریت» عنوان کرد و گفت: اینکه اکثریت مردم حرفی را میزنند، لزوماً به معنای درست بودن آن نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: نمیتوان گفت چون یک کانال میلیونها عضو دارد، پس مطالب آن درست است؛ یا چون مطلبی میلیونها لایک گرفته، حتماً حقیقت دارد. فروتن تنها ادامه داد: حتی اگر بیشتر افراد یک رژیم غذایی را امتحان کرده باشند، این موضوع به خودی خود دلیل علمی بر درست بودن آن رژیم نیست. اکثریت نیز ممکن است در یک موضوع اشتباه کنند. وی اظهار کرد: بیش از صد نوع مغالطه وجود دارد و این موارد در زندگی روزمره، مسائل سیاسی، اقتصادی، رسانهای و حوزههای مختلف بروز پیدا میکند. اگر این مغالطات را نشناسیم، ممکن است فریب بخوریم، برداشت غلطی داشته باشیم و در تحلیلهای خود دچار خطا شویم. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند خاطرنشان کرد: امیدواریم با کسب این مهارتها بتوانیم تا حدی از گرفتار شدن در مغالطات و آسیبهای تفکر پیشگیری کنیم و تلاش کنیم منطقی فکر کنیم و منطقی استدلال کنیم. از خراسان جنوبی، دکتر مصطفی فروتن تنها در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «چگونه فریب نخوریم؟ شناخت مغالطات رایج در زندگی روزمره و اخبار سیاسی» که در حاشیه تجمع میدان مادر بیرجند برگزار شد، با بیان اینکه بحث مغالطات صرفاً به فضای مجازی محدود نمیشود، اظهار کرد: مغالطه در زندگی روزمره، مسائل اقتصادی، اخبار سیاسی، فضای رسانهای و فضای مجازی نیز اتفاق میافتد و شناخت آن یک مهارت کاربردی برای فهم درست و نادرست و تشخیص استدلال صحیح از استدلال معیوب است. وی با اشاره به اینکه گاهی افراد یک حرف را تنها به دلیل تکرار زیاد باور میکنند، افزود: ممکن است فردی حرفی را چندین بار بشنود و در نهایت به این دلیل که آن حرف بارها تکرار شده است، آن را درست تصور کند، در حالی که استدلال محکمی پشت آن وجود ندارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند ادامه داد: این مسئله در فضای مجازی نیز بسیار دیده میشود؛ برای مثال، یک پیام ابتدا در یک گروه منتشر میشود، سپس در چند کانال و گروه دیگر بازنشر میشود و بعد از مدتی، چون همه آن را ارسال میکنند، مخاطب تصور میکند که حتماً خبر درست است. فروتن تنها با بیان اینکه «تکرار، دلیل صحت یک ادعا نیست»، نمونههایی از شایعات منتشرشده درباره چهرههای سیاسی و نظامی را مطرح کرد و گفت: در مواردی شایعهای درباره شهادت یا بازداشت یک فرد منتشر شده و کانالها و گروههای مختلف آن را تکرار کردهاند؛ اما پس از مدتی تصاویر یا اخبار حضور همان فرد منتشر شده و نادرستی ادعا مشخص شده است. وی افزود: در تبلیغات تجاری نیز ممکن است از همین الگو استفاده شود؛ برای مثال، یک فوتبالیست معروف اعلام کند که واکسن کرونا نزده و بیمار نشده است و برخی علاقهمندان او به دلیل اعتماد و علاقهای که به این فرد دارند، نتیجه بگیرند که واکسن ضرورتی ندارد، در حالی که موفقیت یا تجربه یک فرد در حوزه فوتبال، دلیلی برای درستی اظهارنظر او در حوزه پزشکی نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند تصریح کرد: ممکن است یک مجری تلویزیونی یا فردی تحصیلکرده درباره درمان افسردگی اظهار نظری کند و بگوید صرفاً با مثبتاندیشی این مشکل را برطرف کرده است؛ مثبتاندیشی میتواند بخشی از یک فرآیند باشد، اما اینکه یک فرد با تجربه شخصی خود نتیجه بگیرد این روش برای همه کافی است، استدلال کاملی نیست. مغالطه؛ استدلالنماهایی که میتوانند مخاطب را فریب دهند فروتن تنها در تعریف سادهای از مغالطه گفت: مغالطه یعنی استدلالی که شبیه استدلال است؛ یعنی فرد ظاهراً برای حرف خود دلیل میآورد، اما آن دلیل واقعی و منطقی نیست و ممکن است ناقص، معیوب یا اشتباه باشد. وی با اشاره به اینکه مغالطه گاهی میتواند مخاطب را قانع کند، افزود: ظاهر یک سخن ممکن است منطقی و قانعکننده به نظر برسد، اما وقتی آن را از نظر منطقی و علمی بررسی کنیم، متوجه میشویم که اشکالی در استدلال وجود دارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند بیان کرد: شناخت مغالطات چند فایده دارد؛ نخست اینکه خودمان فریب نخوریم، دوم اینکه دیگران نتوانند با استفاده از این تکنیکها ما را فریب دهند و سوم اینکه بتوانیم افرادی را که در دام مغالطه افتادهاند، آگاه و از این وضعیت خارج کنیم. وی گفت: در فضای امروز که اخبار سیاسی و پیامهای مختلف از طریق فضای مجازی منتشر میشود، شناخت مغالطات و برخورداری از مهارت تشخیص آنها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. فروتن تنها در ادامه به معرفی برخی منابع مطالعاتی پرداخت و از کتاب «مغالطات» اثر دکتر علیاصغر خندان بهعنوان یکی از کتابهای کاربردی این حوزه نام برد و گفت: این کتاب مثالهای متعدد و کاریکاتورهای مختلف دارد و نمونههای آن به مسائل روزمره زندگی نزدیک است. وی همچنین به کتاب «منطق کاربردی» و دیگر آثار مرتبط با مغالطات اشاره کرد و افزود: موضوع مغالطات در برخی دروس دانشگاهی از جمله منطق، فلسفه برای کودکان و آموزش تفکر به کودک و نوجوان نیز مورد توجه قرار میگیرد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با تأکید بر اهمیت آموزش چنین مهارتهایی به کودکان اظهار کرد: در کنار آموزش زبان، باید به آموزش مفاهیم و مهارتهایی مانند تفکر منطقی و شناخت مغالطات نیز توجه شود. نقل قول ناقص؛ بریدن یک جمله از ابتدا و انتهای سخن فروتن تنها یکی از نخستین مغالطات رایج را «مغالطه نقل قول ناقص» عنوان کرد و گفت: گاهی جناحها یا جریانهای مختلف برای حمله به یکدیگر، بخشی از سخنان یک مسئول یا شخصیت را جدا میکنند و بدون توجه به قبل و بعد آن، همان بخش را منتشر میکنند. وی افزود: ممکن است یک سخنران در یک سخنرانی طولانی، جملهای را با توضیحاتی قبل و بعد از آن بیان کرده باشد، اما رسانه تنها چند ثانیه از سخنان او را جدا کند و با انتشار همان بخش، معنای سخن را تغییر دهد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به نمونهای از آیه قرآن درباره نزدیک نشدن به نماز در حال مستی، اظهار کرد: اگر تنها بخشی از آیه نقل شود، معنای کامل آن منتقل نمیشود؛ در فضای رسانهای امروز نیز که بسیاری از مردم حوصله شنیدن یک سخنرانی کامل را ندارند، ممکن است یک کلیپ کوتاه، مخاطب را به قضاوتی متفاوت از معنای اصلی سخن برساند. وی همچنین با اشاره به نمونههایی از سخنان آیتالله علمالهدی گفت: گاهی بخشهایی از سخنان ایشان بدون ابتدا و انتهای سخن منتشر میشود و معنای سخن را تغییر میدهد. فروتن تنها تصریح کرد: برای مثال اگر مسئولی گفته باشد «اگر آمریکا تمام شروط ما را اجرا کند، تنگه هرمز باز خواهد شد»، نمیتوان تنها بخش «تنگه هرمز باز خواهد شد» را منتشر کرد و بخش مربوط به شروط را حذف کرد؛ چراکه با این کار ذهن مخاطب منحرف میشود. مغالطه تکرار؛ دروغ با تکرار حقیقت نمیشود وی «مغالطه تکرار» را از دیگر مغالطات رایج دانست و گفت: فرد به جای اینکه برای ادعای خود دلیل بیاورد، همان ادعا را بارها تکرار میکند تا مخاطب پس از چند بار شنیدن، آن را باور کند. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند ادامه داد: وقتی یک خبر یا ادعا بارها در کانالها و گروههای مختلف تکرار میشود، ذهن مخاطب با آن آشنا میشود و ممکن است احساس کند که چون این خبر زیاد تکرار شده، حتماً درست است در حالی که اگر یک حرف دروغ را هزار بار تکرار کنیم، بار هزار و یکم نیز دروغ است و تکرار، دروغ را به حقیقت تبدیل نمیکند. وی این نوع مغالطه را در مسائل سیاسی نیز قابل مشاهده دانست و با اشاره به برخی ادعاهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز، پیروزی در جنگ و توان نظامی ایران، تأکید کرد: صرف تکرار یک ادعا، دلیلی برای صحت آن نیست. دوگانه جعلی؛ محدود کردن انتخابها به «یا این یا آن» فروتن تنها «مغالطه دوگانههای جعلی» یا «طرد شقوق دیگر» را سومین نمونه دانست و گفت: در این مغالطه، برای مسئلهای که ممکن است سه، چهار یا حتی ده راهحل داشته باشد، تنها دو گزینه مطرح میشود؛ گویی هیچ راه دیگری وجود ندارد. وی با اشاره به مثالهایی از زندگی روزمره اظهار کرد: اینکه به یک کودک گفته شود «یا باید پزشک شوی یا مهندس، وگرنه در جامعه موفق نمیشوی»، یک دوگانه جعلی است؛ چراکه مسیرهای شغلی و مهارتی بسیار متنوعی وجود دارد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: در مسائل سیاسی نیز ممکن است گفته شود «یا باید تمام سیاستهای داخلی را بپذیری یا باید تهاجم خارجی را بپذیری». این در حالی است که میتوان نسبت به برخی سیاستهای داخلی نقد داشت و در عین حال با تهاجم خارجی نیز مخالف بود. وی با اشاره به عبارتهایی مانند «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگطلبی» اظهار کرد: این موارد نیز در شرایطی میتوانند به شکل دوگانه جعلی مطرح شوند؛ زیرا ممکن است میان گزینهها حالتهای ترکیبی و راههای دیگری نیز وجود داشته باشد. فروتن تنها ادامه داد: برای نمونه، ممکن است فردی ضمن نقد دولت، منتقد دلسوز باشد و این به معنای تندرو بودن او نیست. همچنین دفاع از کشور لزوماً به معنای جنگطلبی نیست و میتوان هم از کشور دفاع کرد و هم دیپلماسی هوشمندانه و محکمی داشت. پهلوانپنبه؛ ضعیف کردن نظر طرف مقابل برای حمله آسانتر وی «مغالطه پهلوانپنبه» را چهارمین مورد برشمرد و توضیح داد: در این مغالطه، فرد به جای اینکه ادعای واقعی طرف مقابل را نقد کند، آن را به بدترین یا ضعیفترین شکل ممکن تفسیر میکند و سپس همان نسخه ضعیفشده را مورد حمله قرار میدهد. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: برای مثال، اگر کسی بگوید «به دلیل شرایط اقتصادی بهتر است کمتر برای غذا خوردن به رستوران برویم»، پاسخ دادن به اینکه «یعنی میگویی باید در خانه زندانی شویم؟» تحریف سخن طرف مقابل است. وی ادامه داد: اگر دانشآموزی از حجم زیاد تکالیف مدرسه انتقاد کند، اینکه گفته شود «شما میخواهید بچهها هر وقت دلشان خواست مدرسه بروند و هر کاری خواستند انجام دهند»، نیز نمونهای از همین مغالطه است؛ چراکه سخن اولیه درباره میزان تکلیف بوده و به شکل دیگری بازسازی شده است. علت جعلی؛ نسبت دادن یک معلول به علت اشتباه فروتن تنها پنجمین مغالطه را «علت جعلی» عنوان کرد و گفت: در این مغالطه، فرد یک پدیده را به علتی نسبت میدهد که علت واقعی آن نیست و گاهی نیز دو حادثه همزمان را بهاشتباه به رابطه علت و معلولی مرتبط میکند. وی با اشاره به مثال دانشآموزی که علت نمره پایین خود را مهمان داشتن در شب امتحان عنوان میکند، افزود: ممکن است علت اصلی موفق نبودن فرد، تنبلی یا نداشتن برنامهریزی باشد، اما او مهمان داشتن را بهعنوان علت معرفی میکند. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به تجربهای از گفتوگو با یک دانشجو اظهار کرد: دانشجویی مدعی شده بود که به دلیل وضعیت حجابش از سوی یک استاد نمره کمی گرفته است. موضوع را پیگیری کردم و با بررسی برگه امتحانی مشخص شد که نمره اعلامشده با پاسخهای او ارتباط داشته و علت ادعایی، یعنی حجاب، علت واقعی نمره پایین نبوده است. وی در ادامه با اشاره به نمونههای سیاسی گفت: گاهی گفته میشود حمله به ایران با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای انجام شده است، در حالی که ممکن است اهداف و عوامل دیگری نیز در چنین رخدادی مطرح باشد و یک بهانه نمیتواند لزوماً علت اصلی یک اقدام تلقی شود. فروتن تنها با اشاره به حمله جورج بوش به عراق افزود: یکی از بهانههای مطرحشده برای حمله به عراق، وجود سلاحهای کشتار جمعی بود، اما در نهایت ادعاهای مطرحشده درباره وجود چنین تسلیحاتی به شکل ادعایی که مطرح شده بود اثبات نشد. وی همچنین درباره اظهارنظری مبنی بر اینکه «اگر میدانستیم رهبری را شهید میکنند، غنیسازی را تعطیل میکردیم»، گفت: در این سخن یک فرض پنهان وجود دارد و آن اینکه عدم تعطیلی غنیسازی، علت شهادت رهبری بوده است؛ در حالی که چنین رابطه علت و معلولیای را نمیتوان صرفاً با یک «اگر» اثبات کرد و ممکن است برای اقدام دشمن بهانههای دیگری نیز مطرح شود. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند در ادامه به مغالطه دیگری در همین مثال اشاره کرد و گفت: وقتی فردی در حوزه تخصصی خود سخن نمیگوید و در حوزهای غیرتخصصی اظهارنظر میکند، باید در پذیرش آن نظر احتیاط کرد. تعمیم شتابزده؛ از چند نمونه محدود به یک نتیجه کلی فروتن تنها ششمین مغالطه را «تعمیم شتابزده» دانست و اظهار کرد: در این مغالطه، فرد بر اساس تعداد محدودی نمونه، یک نتیجه بسیار کلی درباره همه افراد یا یک جامعه میگیرد. وی با بیان خاطرهای از حضور خود در دانشگاهی در یکی از شهرها گفت: در یک روز، در کلاس با رفتار نامناسب یک دانشجو مواجه شدم، بعد در صف غذای سلف دو دانشجو را درگیر دیدم و در ادامه نیز شاهد برخورد نامناسب فرد دیگری با آشپز بودم؛ اما اینکه بر اساس این سه مورد نتیجه بگیریم مردم آن شهر همگی بداخلاق هستند، یک تعمیم شتابزده است. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: اگر در یک شهر از دو مغازه برخورد نامناسب یا گرانفروشی ببینیم، نمیتوانیم نتیجه بگیریم که همه مغازههای آن شهر چنین هستند. وی با اشاره به نمونههای رسانهای گفت: اگر یک ایرانی در خارج از کشور در یک مصاحبه دیدگاهی را مطرح کند، نمیتوان آن فرد را نماینده ۸۵ میلیون ایرانی دانست و نظر او را به کل جامعه ایران نسبت داد. فروتن تنها ادامه داد: اگر در یک دانشگاه در گوشهای اتفاق نامناسبی رخ دهد، نمیتوان آن را به کل دانشگاه و همه فعالیتهای علمی و فرهنگی آن تعمیم داد. وی همچنین با اشاره به اظهارنظر یکی از استادان درباره فارغالتحصیلان یک دانشگاه گفت: اینکه فردی بر اساس چند نمونه، تمام فارغالتحصیلان یک دانشگاه را بیسواد بداند، تعمیم شتابزده است. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به مثال دیگری از زندگی روزمره گفت: اگر فردی سردرد داشته باشد و با مصرف یک دارو بهبود پیدا کند، نمیتوان نتیجه گرفت که هر فرد دیگری با علائم مشابه نیز باید همان دارو را مصرف کند؛ زیرا ممکن است علت بیماریها متفاوت باشد. وی همچنین درباره نظرسنجیهای فضای مجازی هشدار داد و گفت: اگر در یک کانال متعلق به یک جریان سیاسی خاص، ۸۰ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی با موضوعی موافق باشند، نمیتوان نتیجه گرفت که ۸۰ درصد مردم ایران نیز با آن موافق هستند؛ زیرا اعضای آن کانال نماینده کل جامعه نیستند. فروتن تنها افزود: همچنین نمیتوان بر اساس اظهارنظر یک فرد منتسب به یک جریان سیاسی، نتیجه گرفت که همه افراد آن جریان همین نظر را دارند. توهین به جای استدلال وی «مغالطه توهین» را از دیگر موارد رایج عنوان کرد و گفت: وقتی فردی نظری ارائه میدهد، به جای اینکه با استدلال ضعف آن نظر را نشان دهیم، شخصیت او را مورد حمله قرار میدهیم. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به مثال یک کارمند تازهوارد اظهار کرد: اگر یک کارمند تازهوارد پیشنهادی برای بهبود امور ارائه دهد، نمیتوان گفت «تو تازهواردی و حق اظهارنظر نداری». پیشنهاد او باید از نظر درستی یا نادرستی بررسی و با استدلال نقد شود. وی افزود: در فضای سیاسی نیز گاهی به جای پاسخ به یک استدلال، به شخصیت افراد توهین میشود. این شیوه جایگزین استدلال نیست. فروتن تنها تصریح کرد: اگر فردی از رسانه یا برنامهای خوشش نمیآید، نمیتواند صرفاً با گفتن اینکه «این رسانه حکومتی است» یا «این رسانه بد است» یک سخن را رد کند؛ اگر اشکالی در سخن وجود دارد، باید همان اشکال با استدلال بیان شود. توسل به مرجع نامعتبر یا مبهم وی در ادامه «توسل به مرجع نامعتبر یا مبهم» را مورد دیگری از مغالطات برشمرد و گفت: اگر فردی در یک زمینه تخصص ندارد و درباره آن موضوع اظهارنظر تخصصی میکند، صرف شهرت او دلیل اعتبار سخنش نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: برای مثال، اگر یک بازیگر درباره یک رژیم غذایی یا موضوع پزشکی اظهارنظر کند، نمیتوان صرفاً به دلیل شهرت او در بازیگری، نظر تخصصیاش را در حوزه پزشکی معتبر دانست. وی همچنین بر اهمیت توجه به منبع خبر تأکید کرد و گفت: وقتی گفته میشود «یک منبع اعلام کرده» یا «گزارشهایی وجود دارد»، باید پرسید این منبع چیست و تا چه اندازه معتبر است. فروتن تنها ادامه داد: نمیتوان بر اساس منابع مبهم و ناشناس، دائماً نسبت به نقاط مختلف کشور ادعا و شک ایجاد کرد و هر روز منتظر یک ادعای جدید بود. برچسبزنی و مسموم کردن چاه وی «مغالطه برچسبزنی یا مسموم کردن چاه» را نیز از موارد رایج دانست و گفت: در این روش، پیش از اینکه به سخن یک فرد پاسخ داده شود، با زدن یک برچسب، ذهن مخاطب نسبت به او منفی میشود تا حرف او دیگر شنیده نشود. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به نمونهای در خانواده گفت: ممکن است در یک بحث خانوادگی، فردی به دیگری بگوید «به حرفهای او گوش نکن؛ این آدم منفیباف است»، در حالی که ممکن است همان فرد حرف درستی زده باشد و برچسبزدن نباید جای بررسی محتوای سخن را بگیرد. وی در ادامه به نمونههایی در رسانهها اشاره کرد و گفت: گاهی در خبرها به جای بیان علت واقعی یک پرونده، بر شغل یا جایگاه فرد تأکید میشود؛ مثلاً گفته میشود «یک دانشجو اعدام شد» یا «یک پزشک اعدام شد»، در حالی که باید علت محکومیت و اعدام مشخص شود و صرف دانشجو یا پزشک بودن، دلیل بیگناهی نیست. فروتن تنها افزود: گاهی نیز رسانه با انتشار تصاویر معصومانه از فرد، مانند عکس دوران کودکی یا تصویری در کنار حیوانات، احساسات مخاطب را تحریک میکند و در کنار آن از برچسبزنی و علت جعلی نیز استفاده میشود؛ مجموعه این موارد میتواند بر ذهن مخاطب اثر بگذارد. وی همچنین به تجربه خود در فضای دانشگاه اشاره کرد و گفت: گاهی به استادان معارف گفته میشود که شما در ازای دریافت پول، چنین مطالبی را بیان میکنید یا «مزدور نظام» هستید. این نیز نمونهای از برچسبزنی است که به جای پاسخ به محتوای سخن، شخصیت گوینده را هدف قرار میدهد. توسل به احساسات عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند «توسل به احساسات» را از دیگر مغالطات عنوان کرد و گفت: در بحثهای روزمره نیز ممکن است فرد برای متقاعد کردن دیگری به جای ارائه دلیل، احساسات او را تحریک کند. وی با اشاره به یک مثال خانوادگی اظهار کرد: ممکن است در خرید وسیلهای اختلاف نظر وجود داشته باشد و فرد برای متقاعد کردن طرف مقابل بگوید «تو اصلاً به فکر آینده بچهها نیستی». در حالی که ممکن است علت مخالفت فرد با خرید، گران بودن یا نامناسب بودن زمان خرید باشد و اتفاقاً او نیز به آینده فرزندان فکر کند. فروتن تنها تأکید کرد: استفاده از احساسات زمانی مغالطه محسوب میشود که احساسات تنها دلیل ارائهشده برای اثبات یک ادعا باشد. وی در پاسخ به پرسشی درباره استفاده رسانهها از احساسات برای بیان یک واقعیت، توضیح داد: اگر برای یک ادعا شواهد و مدارک مستند و قوی وجود داشته باشد و رسانه برای انتقال آن پیام از احساسات نیز استفاده کند، صرف استفاده از احساسات مغالطه نیست؛ مغالطه زمانی رخ میدهد که تنها دلیل ما احساسات باشد. توسل به اکثریت؛ زیاد بودن طرفداران، دلیل درستی نیست وی آخرین نمونه مورد اشاره خود را «مغالطه توسل به اکثریت» عنوان کرد و گفت: اینکه اکثریت مردم حرفی را میزنند، لزوماً به معنای درست بودن آن نیست. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند افزود: نمیتوان گفت چون یک کانال میلیونها عضو دارد، پس مطالب آن درست است؛ یا چون مطلبی میلیونها لایک گرفته، حتماً حقیقت دارد. فروتن تنها ادامه داد: حتی اگر بیشتر افراد یک رژیم غذایی را امتحان کرده باشند، این موضوع به خودی خود دلیل علمی بر درست بودن آن رژیم نیست. اکثریت نیز ممکن است در یک موضوع اشتباه کنند. وی اظهار کرد: بیش از صد نوع مغالطه وجود دارد و این موارد در زندگی روزمره، مسائل سیاسی، اقتصادی، رسانهای و حوزههای مختلف بروز پیدا میکند. اگر این مغالطات را نشناسیم، ممکن است فریب بخوریم، برداشت غلطی داشته باشیم و در تحلیلهای خود دچار خطا شویم. عضو هیأت علمی دانشگاه بیرجند خاطرنشان کرد: امیدواریم با کسب این مهارتها بتوانیم تا حدی از گرفتار شدن در مغالطات و آسیبهای تفکر پیشگیری کنیم و تلاش کنیم منطقی فکر کنیم و منطقی استدلال کنیم.
📡 منبع: خبرگزاری شبستان خراسان جنوبی
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/12 - 05:31
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/12 - 05:31

نظرات (0)