جریانشناسی جنگ احزاب با نگاه قرآنی؛ از فشار و خیانت تا نصرت الهی

📌 مدرس دانشگاه با تشریح ابعاد تاریخی و قرآنی جنگ احزاب، این واقعه را صحنه صفآرایی جریانهای مختلف در برابر جبهه حق دانست و گفت: قرآن کریم ضمن تبیین فشارها، ترس، خیانت و رفتار منافقان، استقامت مؤمنان و نصرت الهی را از عوامل تعیینکننده در فرجام این نبر...
مدرس دانشگاه با تشریح ابعاد تاریخی و قرآنی جنگ احزاب، این واقعه را صحنه صفآرایی جریانهای مختلف در برابر جبهه حق دانست و گفت: قرآن کریم ضمن تبیین فشارها، ترس، خیانت و رفتار منافقان، استقامت مؤمنان و نصرت الهی را از عوامل تعیینکننده در فرجام این نبرد معرفی میکند. از خراسان جنوبی، دکتر مهدی خزاعی در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «جریانشناسی جنگ احزاب با نگاه قرآنی» با اشاره به حضور مردم و خانوادهها در میدانهای مختلف در بیش از ۱۹۰ شب، اظهار داشت: خدا را شاکریم که ما را نیز جزو امت مبعوث قرار داد و بیش از ۱۹۰ شب توانستیم در این میادین حضور داشته باشیم؛ شاید در هزار سال اخیر جبهه مبارزه و جهادی نداشتهایم که خانوادهها به شکل خانوادگی در خط مقدم حضور داشته باشند و این نیز یک نعمت الهی است که باید شاکر آن باشیم. وی ادامه داد: وقتی جنگ احزاب را تحلیل میکنیم، معمولاً در کنار نگاه تاریخی، تطبیقهایی با شرایط روز نیز انجام میشود، اما اگر این تطبیقها بر اساس اصول و به شکل علمی صورت نگیرد، آسیبهای متعددی خواهد داشت و گاهی سیاستبازیها نیز با آن مخلوط میشود. وی بیان کرد: برای تطبیق تاریخ با زمان معاصر باید اصول علمی را رعایت کنیم و نگاه به تاریخ باید مبتنی بر استخراج «سنن الهی» باشد؛ یعنی به جای جزئینگری و مصداقیابی مستقیم اشخاص، قواعد کلی و سنتهایی را که آیات مطرح میکنند استخراج و سپس آن سنتها را بر شرایط روز تطبیق دهیم. این مدرس دانشگاه با تأکید بر پرهیز از جزئینگری گفت: نمیخواهم بگویم هیچوقت نباید اشخاص امروز را با اشخاص گذشته تطبیق داد، اما برای چنین تطبیقی باید بسیار احتیاط کرد، بهویژه زمانی که نام قرآن کریم در میان است. نگاه ویژه قرآن به جنگ احزاب خزاعی با اشاره به دلیل انتخاب موضوع جنگ احزاب برای این نشست، تصریح کرد: قرآن کریم نگاه ویژهای به جنگ احزاب دارد و از آیه ۹ تا ۲۵ سوره احزاب بهطور ویژه این جنگ را مورد توجه قرار میدهد و آیات ۲۶ و ۲۷ نیز پس از جنگ احزاب را تحلیل میکنند. وی افزود: دلیل دوم انتخاب این موضوع، شباهت کلی شرایط جنگ احزاب با شرایط امروز است؛ رهبر شهید ما نیز جنگ احزاب را شبیه اتفاقات امروز دانسته بودند و شاخصی که برای این شباهت مطرح کردند، خود مفهوم «احزاب» است؛ یعنی حزبهای مختلف مشرکان علیه جبهه حق قیام کردند. صفآرایی شش حزب علیه مسلمانان خزاعی با اشاره به صفآرایی دشمنان در جنگ احزاب اظهار داشت: قریش با حدود چهار هزار سپاهی و ۳۰۰ اسب، بنیسلیم با حدود ۷۰۰ سپاهی و همچنین بنیاسد، بنیاشجع و ... در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در مجموع شش حزب، نیرویی حدود ۱۰ هزار نفر را تشکیل دادند؛ در مقابل، جمعیت مسلمانان حدود سه هزار نفر بود و فرماندهی جبهه دشمن نیز بر عهده ابوسفیان بود. وی ادامه داد: به تعبیری، اخبار جمع شدن احزاب علیه پیامبر(ص) از سوی فرشتگان وحی به ایشان رسید. پیامبر(ص) نیز با یاران خود مشورت کردند که داخل مدینه با دشمن بجنگند یا بیرون از شهر مستقر شوند و بر اساس نظر یاران پیامبر(ص)، مسلمانان داخل مدینه مستقر شدند. این فعال فرهنگی افزود: تقریباً تنها بخشی از مدینه که امکان نفوذ دشمن داشت، با پیشنهاد سلمان فارسی(س) به وسیله خندق مسدود شد. پیامبر(ص) نیز یکی از یاران خود را بهعنوان جانشین در مدینه قرار دادند و گروههای مختلف مسلمانان را برای حفر بخشهای مختلف خندق مسئول کردند. وی گفت: درباره مدت حفر خندق در منابع تاریخی نقلهای متفاوتی وجود دارد در برخی روایات شش روز و در برخی نقلها حدود یک ماه عنوان شده است. خزاعی طول خندق را بر اساس برخی آمار تاریخی حدود پنجونیم کیلومتر، عرض آن را حدود ۱۰ متر و عمق آن را حدود پنج متر عنوان کرد و افزود: با چنین ابعادی، عبور یک سوار از خندق کار بسیار دشواری بود. جنگ احزاب در شرایط فشار بر مسلمانان شکل گرفت وی با تشریح شرایط مسلمانان در جنگ احزاب بیان کرد: جنگ احزاب در شرایطی اتفاق افتاد که فشارهای زیادی بر مسلمانان وارد بود؛ کمبود مواد غذایی و قرار داشتن در آستانه قحطی، هوای سرد و شرایط سخت زمستان، جنگ روانی و دلسردی برخی از مسلمانان از جمله این فشارها بود. خزاعی، آمادهباش مستمر در دوران محاصره را فشار دیگری بر مسلمانان دانست و گفت: مسلمانان در آن زمان نیروی نظامی جداگانهای نداشتند و خود مردم رزمنده بودند؛ بنابراین باید به شکل مستمر آماده مقابله با حمله غافلگیرانه دشمن میبودند. وی افزود: خیانت بنیقریظه نیز فشار دیگری بر مسلمانان بود؛ بخشی از یهودیان که با پیامبر(ص) پیمان داشتند و از نظر مکانی پشت مدینه قرار گرفته بودند، پیمان خود را شکستند و همین مسئله موجب اضطراب مسلمانان شد؛ زیرا زنان و کودکان در داخل شهر بودند و مسلمانان از پشت سر نیز احساس امنیت نمیکردند. ترس مسلمانان؛ بدون سرزنش قرآن خزاعی درباره نخستین گروه مورد توجه قرآن یعنی عموم مسلمانان گفت: قرآن برای عموم مسلمانانی که در جنگ حضور داشتند، دو ویژگی برجسته مطرح میکند؛ نخست، شدت ترس و دوم اضطراب شدید. وی با اشاره به آیات سوره احزاب اظهار داشت: قرآن میفرماید «زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا»؛ یعنی چشمها از ترس از حرکت بازمانده و قلبها به گلو رسیده بود و برخی نسبت به خدا گمانهایی پیدا کردند. خزاعی افزود: قرآن ترس طبیعی مردم را سرکوفت نمیزند. در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز مردم با شنیدن خبر احتمال حمله و تخلیه برخی مراکز و مناطق، دچار ترس و اضطراب شدند. ترس یک واکنش غریزی است، اما باید مراقب بود که ترس به جایی نرسد که انسان نسبت به خداوند گمان بد پیدا کند. منافقان و بیماردلان؛ ایمان سودجویانه و تبلیغات مسموم وی درباره گروه دوم گفت: قرآن در موضوع جنگ احزاب، درباره منافقان و بیماردلان آیات متعددی دارد و ویژگیهای آنان را بیان میکند. این مدرس دانشگاه ادامه داد: یکی از ویژگیهای آنان گمان بد به خدا بود و میگفتند «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»؛ یعنی خدا و پیامبر جز فریب به ما وعدهای ندادهاند. وی ایمان سودجویانه را از دیگر ویژگیهای این گروه برشمرد و اظهار داشت: عمل آنان کم و توقعشان زیاد بود. هنگامی که جنگ سخت میشد، بهانه میآوردند که خانههای ما حفاظ ندارد و «إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ» و به دنبال فرار بودند. خزاعی افزود: ویژگی دیگر آنان علاقه به بازگشت به شرایط شرک و گذشته بود و اگر عهدی با پیامبر(ص) میبستند، در هنگام سختی به عهد خود وفا نمیکردند. وی با اشاره به آیات سوره احزاب گفت: در این آیات آمده است که این افراد جز اندکی در جنگ حضور نداشتند و وقتی جنگ سخت میشد، از میدان کنار میکشیدند. هر ویژگی شبیه منافقان، به معنای منافق بودن نیست خزاعی با تأکید بر ضرورت رعایت انصاف در جریانشناسی قرآنی گفت: قرآن کریم میان منافقان و بیماردلان تفاوت قائل میشود. اگر کسی یک ویژگی شبیه منافقان داشت، نباید به او برچسب منافق زد؛ باید مجموع ویژگیهای مطرحشده در قرآن را در نظر گرفت. وی تصریح کرد: اگر کسی مثلاً در نماز کاهل بود، نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه یکی از ویژگیهای منافقان کاهلی در نماز است، او را منافق دانست. شباهت در یک ویژگی به معنای یکی بودن هویت افراد نیست. این فعال فرهنگی با اشاره به ماجرای پیمانشکنی بنیقریظه اظهار داشت: قریش در ابتدا با یک مذاکره نتوانست بنیقریظه را همراه کند و مذاکرات متعددی انجام شد تا سرانجام آنان به سمت عهدشکنی با پیامبر(ص) رفتند. وی افزود: پیامبر(ص) چهار نفر را برای بررسی وضعیت نزد بنیقریظه فرستادند تا مطمئن شوند آیا عهدشکنی صورت گرفته است یا خیر و به آنان توصیه کردند اگر متوجه شدند عهدشکنی صورت گرفته، موضوع را عمومی نکنند و خبر را به خود پیامبر(ص) منتقل کنند، اما اگر عهدشکنی رخ نداده، تکذیب شایعه را اعلام کنند. خزاعی این رفتار را از نکات مهم مدیریتی در شرایط جنگی دانست و گفت: این همان نکتهای است که رهبر شهید نیز بر آن تأکید داشتند؛ یعنی نقاط ضعف را نباید برجسته کرد، بلکه باید نقاط قوت را برجسته و نقاط ضعف را حل کرد. مشورت پیامبر(ص) و رد پیشنهاد مذاکره با همپیمانان دشمن وی با اشاره به ادامه جنگ گفت: پس از آغاز جنگ، ترس شدیدی بر مردم حاکم شد، اما انصار پایداری ویژهای از خود نشان دادند. پیامبر(ص) دوباره با مردم مشورت کردند و پیشنهاد دادند با سران برخی قبایل که در ظاهر همپیمان پیامبر(ص) بودند اما اکنون پشت دشمن قرار گرفته بودند، مذاکره شود. خزاعی افزود: مردم با این پیشنهاد موافقت نکردند و گفتند اگر این مسئله وحی الهی است، اطاعت میکنیم، اما اگر نظر مشورتی است، چنین کاری انجام ندهیم؛ زیرا آنان پیش از اسلام نیز خرماهای ما را نمیخوردند و اکنون که مسلمان شدهاند، دیگر دلیلی ندارد که چنین امتیازی به آنان بدهیم. وی ادامه داد: پیامبر(ص) بر اساس مشورت مردم وارد مذاکره نشدند و دو نفر را برای پاسداری از زنان و کودکان در مدینه قرار دادند و جنگ ادامه پیدا کرد. نقش حضرت علی(ع) در رویارویی با عمرو بن عبدود خزاعی با اشاره به ماجرای عمرو بن عبدود گفت: در این مرحله، عمرو بن عبدود و تعدادی از نیروهای دشمن از خندق عبور کردند و حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) با او مواجه شد. وی افزود: در نقلهای تاریخی درباره تعداد افرادی که همراه عمرو بن عبدود از خندق عبور کردند اختلاف وجود دارد و حضرت علی(ع) در نهایت عمرو بن عبدود را به هلاکت رساندند و این اتفاق موجب ایجاد ترس در جبهه دشمن شد. طوفان و امداد الهی، پایان جنگ احزاب خزاعی با اشاره به ادامه نبرد گفت: پس از درگیریهای سخت، شب هنگام امداد الهی فرارسید و باد شدیدی وزیدن گرفت؛ خیمهها برچیده شد، دیگهای غذا واژگون شد و آتشها خاموش شد و ترس در جبهه دشمن افزایش یافت. وی افزود: پیامبر(ص) حذیفه بن یمان را به سوی دشمن فرستادند تا وضعیت آنان را بررسی کند. ابوسفیان که نسبت به وجود فرد نفوذی در میان سپاه خود نگران بود، دستور داد هرکس نام فرد کنار دستی خود را بپرسد تا اگر نفوذی وجود دارد، شناسایی شود. خزاعی ادامه داد: حذیفه نیز پیش از اینکه از او درباره نامش سؤال شود، از فرد کنار دست خود نامش را پرسید و بدین ترتیب شناسایی نشد. سپس به نزد پیامبر(ص) بازگشت و خبر فرار دشمن را اعلام کرد. شش جریان در جنگ احزاب از منظر قرآن وی در بخش اصلی سخنان خود با بیان اینکه قرآن کریم جریانهای حاضر در جنگ احزاب را به شش گروه تقسیم میکند، گفت: این شش گروه شامل «عموم مسلمانان، مؤمنان، منافقان و بیماردلان، پیامبر(ص)، کفار و همپیمانان کفار» است. خزاعی نخستین درس جریانشناسی قرآنی را این دانست که ملاک جناحبندی قرآن، حزب من و تو نیست و تصریح کرد: ملاک این است که چه کسی در سمت جبهه حق قرار دارد و چه کسی به آن پشت کرده است؛ بنابراین ملاک، ایمان و عمل صالح است. وی افزود: نکته مهم دیگر، انصاف کامل قرآن در این جناحبندی است؛ بهگونهای که حتی کفار و همپیمانان کفار را از یکدیگر جدا میکند و آنان را یک جریان واحد نمیداند. منافقان؛ ترس، بخل و تبلیغات مسموم این مدرس دانشگاه درباره ویژگیهای منافقان گفت: منافقان و بیماردلان تحلیل نادرستی از وضعیت داشتند، دشمن را بسیار بزرگ میدیدند و گمان میکردند احزاب هنوز از بین نرفتهاند. وی افزود: آنان شرایط داخلی را ناامن معرفی میکردند و میگفتند «یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ»؛ یعنی ای مردم یثرب، جای ماندن نیست، فرار کنید. خزاعی ادامه داد: غلبه ترس بر منافقان شدیدتر از عموم مسلمانان بود؛ آنان بخیل بودند و از اموال خود در شرایط جنگی استفاده نمیکردند و تا حد امکان تبلیغات مسموم انجام میدادند. وی اظهار داشت: از جمله این تبلیغات، دعوت مردم به ترک میدان، ایجاد دلسردی و بیان ادعاهایی درباره وخامت اوضاع بود. راهکار قرآن برای مواجهه با جریان نفاق خزاعی با بیان اینکه قرآن برای مواجهه با منافقان راهکارهایی ارائه میکند، گفت: نخستین راهکار، تبیین است؛ قرآن میفرماید «قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْفِرَارُ»؛ یعنی اگر فرار کنید، این فرار به نفع شما نخواهد بود. راهکار دیگر، تأکید بر اراده و نصرت خداوند است و اینکه پناهگاه اصلی انسان خداوند است. این فعال فرهنگی گفت: قرآن همچنین پیامبر(ص) را بهعنوان الگو و اسوه معرفی میکند و میفرماید «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ بنابراین برای هدایت باید به سیره و رفتار پیامبر(ص) توجه کرد. خزاعی ادامه داد: اگر منافقان از مسیر خود بازنگردند، قرآن از برخورد شدید با آنان سخن میگوید و در عین حال راه توبه را نیز نمیبندد و اگر منافقان بازگردند، امکان پذیرش توبه آنان وجود دارد. برای پیروزی باید هم با دشمن و هم با عوامل داخلی مقابله کرد وی تصریح کرد: در آیات جنگ احزاب، توجه قابلتوجهی به منافقان و بیماردلان شده است؛ این نشان میدهد اگر قرار است در یک جنگ پیروز شویم، در کنار مقابله با دشمن خارجی باید با جریانهایی که در داخل موجب تضعیف جبهه حق، دلسردی مردم و ایجاد ترس میشوند نیز مواجهه داشته باشیم. خزاعی افزود: اولین گروهی که قرآن درباره آن سخن میگوید نیز همین گروه منافقان و بیماردلان است و اگر آنان در جنگ فراموش شوند، ممکن است جامعه با مشکل مواجه شود. ایمان مؤمنان در سختیها آشکار میشود این مدرس دانشگاه در ادامه به ویژگیهای مؤمنان در جنگ احزاب اشاره کرد و گفت: تفاوت مؤمنان با منافقان در مواجهه با سختیها آشکار میشود؛ منافقان وقتی سختی جنگ را میبینند میگویند خدا و پیامبر به ما وعدهای جز فریب ندادهاند، اما مؤمنان وقتی سختی را میبینند، میگویند این همان وعده خدا و پیامبر است. وی افزود: قرآن میفرماید «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ»؛ یعنی مؤمنان سختی را نشانه تحقق وعده الهی میدانند. خزاعی بیان کرد: اگر روزی دیدیم دشمنان مختلف علیه جبههای متحد شدهاند، نباید لزوماً از این مسئله بترسیم؛ در منطق جنگ احزاب، اتحاد دشمنان علیه جبهه حق میتواند نشانه قرار گرفتن آن جبهه در مسیر حق باشد. وی با اشاره به شرایط منطقه و تحولات پس از جنگ ۱۲ روزه و آنچه «جنگ رمضان و نبرد هرمز» خواند، گفت: تنش و صفآرایی حزبهای مختلف کفار علیه جبهه حق، امروز نیز قابل مشاهده است و از این جهت شرایط امروز را میتوان از جهاتی شبیه جنگ احزاب دانست. نصرت الهی در اوج سختیها خزاعی با اشاره به سنت الهی در نصرت جبهه حق گفت: وقتی کار به سختی و استخوان میرسد، نباید تصور کرد که نصرت الهی نخواهد آمد. در جنگ احزاب نیز زمانی که سختیها به اوج رسید، امداد الهی فرارسید. وی ادامه داد: قرآن در جمعبندی جنگ احزاب نمیگوید شما به دلیل شمشیر زدن یا امکانات نظامی پیروز شدید، بلکه استقامت مؤمنان را مورد توجه قرار میدهد و پیروزی را به خداوند نسبت میدهد. خزاعی با اشاره به آیات سوره احزاب اظهار داشت: خداوند میفرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا»؛ یعنی وقتی لشکرها به سوی شما آمدند، خداوند بر آنان باد و لشکریانی فرستاد که شما آنان را نمیدیدید. وی افزود: استقامت مردم زمینهساز نصرت الهی بود، اما قرآن محور پیروزی را خداوند میداند. این فعال فرهنگی همچنین گفت: یکی از آثار استقامت، ذلیل شدن دشمن است؛ قرآن از فرود آمدن کسانی که از مواضع مستحکم و بلند خود قدرتنمایی میکردند سخن میگوید و در ادامه نیز از ترس در دل دشمن و بهرهمندی مالی مؤمنان پس از جنگ یاد میکند. ملاک نهایی، استقامت در جبهه حق است خزاعی گفت: محور پیروزی و نصرت، خداوند است و نه صرفاً امکانات و تجهیزات. در عین حال، تلاش و استقامت مؤمنان نادیده گرفته نمیشود، بلکه این استقامت زمینه نصرت الهی را فراهم میکند. وی افزود: وجود منافقان و بیماردلان نباید موجب ناامیدی شود؛ اگر مؤمنان کمیت و کیفیت ایمان و عمل خود را افزایش دهند، حتی در جامعهای که منافق و بیماردل وجود دارد، نصرت الهی میتواند بر جبهه حق نازل شود. این مدرس دانشگاه با تأکید دوباره بر پرهیز از برچسبزنی گفت: اگر کسی را دیدیم که برخی ویژگیهای منافقان را دارد، نباید سریعاً به او برچسب منافق بزنیم؛ قرآن در کنار منافقان از بیماردلان نیز سخن میگوید و میان این دو تفاوت وجود دارد. وی همچنین درباره درجات ایمان و نفاق اظهار داشت: همانگونه که قرآن مؤمنان را نیز دارای درجات مختلف میداند، درباره نفاق نیز میتوان درجات مختلفی را در نظر گرفت؛ بنابراین تشخیص اینکه فردی منافق است یا از بیماردلان، کار سادهای نیست و نباید تنها با مشاهده یک یا دو ویژگی، درباره افراد قضاوت کرد. خزاعی در پایان با اشاره به اهمیت الگوبرداری از پیامبر(ص) در شرایط دشوار گفت: اگر شرایط به اوج سختی برسد، وعده نصرت الهی همچنان پابرجاست؛ همانگونه که در ماجرای حضرت موسی(ع) نیز زمانی که یاران ایشان به رود نیل رسیدند و فرعون و سپاهیانش پشت سر آنان بودند، حضرت موسی(ع) فرمود «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛ خدا با من است و مرا هدایت خواهد کرد. وی خاطرنشان کرد: وعده الهی زمانی محقق میشود که انسان در اوج سختیها استقامت کند و از جبهه حق فاصله نگیرد. از خراسان جنوبی، دکتر مهدی خزاعی در میز دانشگاهیان و مردم با موضوع «جریانشناسی جنگ احزاب با نگاه قرآنی» با اشاره به حضور مردم و خانوادهها در میدانهای مختلف در بیش از ۱۹۰ شب، اظهار داشت: خدا را شاکریم که ما را نیز جزو امت مبعوث قرار داد و بیش از ۱۹۰ شب توانستیم در این میادین حضور داشته باشیم؛ شاید در هزار سال اخیر جبهه مبارزه و جهادی نداشتهایم که خانوادهها به شکل خانوادگی در خط مقدم حضور داشته باشند و این نیز یک نعمت الهی است که باید شاکر آن باشیم. وی ادامه داد: وقتی جنگ احزاب را تحلیل میکنیم، معمولاً در کنار نگاه تاریخی، تطبیقهایی با شرایط روز نیز انجام میشود، اما اگر این تطبیقها بر اساس اصول و به شکل علمی صورت نگیرد، آسیبهای متعددی خواهد داشت و گاهی سیاستبازیها نیز با آن مخلوط میشود. وی بیان کرد: برای تطبیق تاریخ با زمان معاصر باید اصول علمی را رعایت کنیم و نگاه به تاریخ باید مبتنی بر استخراج «سنن الهی» باشد؛ یعنی به جای جزئینگری و مصداقیابی مستقیم اشخاص، قواعد کلی و سنتهایی را که آیات مطرح میکنند استخراج و سپس آن سنتها را بر شرایط روز تطبیق دهیم. این مدرس دانشگاه با تأکید بر پرهیز از جزئینگری گفت: نمیخواهم بگویم هیچوقت نباید اشخاص امروز را با اشخاص گذشته تطبیق داد، اما برای چنین تطبیقی باید بسیار احتیاط کرد، بهویژه زمانی که نام قرآن کریم در میان است. نگاه ویژه قرآن به جنگ احزاب خزاعی با اشاره به دلیل انتخاب موضوع جنگ احزاب برای این نشست، تصریح کرد: قرآن کریم نگاه ویژهای به جنگ احزاب دارد و از آیه ۹ تا ۲۵ سوره احزاب بهطور ویژه این جنگ را مورد توجه قرار میدهد و آیات ۲۶ و ۲۷ نیز پس از جنگ احزاب را تحلیل میکنند. وی افزود: دلیل دوم انتخاب این موضوع، شباهت کلی شرایط جنگ احزاب با شرایط امروز است؛ رهبر شهید ما نیز جنگ احزاب را شبیه اتفاقات امروز دانسته بودند و شاخصی که برای این شباهت مطرح کردند، خود مفهوم «احزاب» است؛ یعنی حزبهای مختلف مشرکان علیه جبهه حق قیام کردند. صفآرایی شش حزب علیه مسلمانان خزاعی با اشاره به صفآرایی دشمنان در جنگ احزاب اظهار داشت: قریش با حدود چهار هزار سپاهی و ۳۰۰ اسب، بنیسلیم با حدود ۷۰۰ سپاهی و همچنین بنیاسد، بنیاشجع و ... در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در مجموع شش حزب، نیرویی حدود ۱۰ هزار نفر را تشکیل دادند؛ در مقابل، جمعیت مسلمانان حدود سه هزار نفر بود و فرماندهی جبهه دشمن نیز بر عهده ابوسفیان بود. وی ادامه داد: به تعبیری، اخبار جمع شدن احزاب علیه پیامبر(ص) از سوی فرشتگان وحی به ایشان رسید. پیامبر(ص) نیز با یاران خود مشورت کردند که داخل مدینه با دشمن بجنگند یا بیرون از شهر مستقر شوند و بر اساس نظر یاران پیامبر(ص)، مسلمانان داخل مدینه مستقر شدند. این فعال فرهنگی افزود: تقریباً تنها بخشی از مدینه که امکان نفوذ دشمن داشت، با پیشنهاد سلمان فارسی(س) به وسیله خندق مسدود شد. پیامبر(ص) نیز یکی از یاران خود را بهعنوان جانشین در مدینه قرار دادند و گروههای مختلف مسلمانان را برای حفر بخشهای مختلف خندق مسئول کردند. وی گفت: درباره مدت حفر خندق در منابع تاریخی نقلهای متفاوتی وجود دارد در برخی روایات شش روز و در برخی نقلها حدود یک ماه عنوان شده است. خزاعی طول خندق را بر اساس برخی آمار تاریخی حدود پنجونیم کیلومتر، عرض آن را حدود ۱۰ متر و عمق آن را حدود پنج متر عنوان کرد و افزود: با چنین ابعادی، عبور یک سوار از خندق کار بسیار دشواری بود. جنگ احزاب در شرایط فشار بر مسلمانان شکل گرفت وی با تشریح شرایط مسلمانان در جنگ احزاب بیان کرد: جنگ احزاب در شرایطی اتفاق افتاد که فشارهای زیادی بر مسلمانان وارد بود؛ کمبود مواد غذایی و قرار داشتن در آستانه قحطی، هوای سرد و شرایط سخت زمستان، جنگ روانی و دلسردی برخی از مسلمانان از جمله این فشارها بود. خزاعی، آمادهباش مستمر در دوران محاصره را فشار دیگری بر مسلمانان دانست و گفت: مسلمانان در آن زمان نیروی نظامی جداگانهای نداشتند و خود مردم رزمنده بودند؛ بنابراین باید به شکل مستمر آماده مقابله با حمله غافلگیرانه دشمن میبودند. وی افزود: خیانت بنیقریظه نیز فشار دیگری بر مسلمانان بود؛ بخشی از یهودیان که با پیامبر(ص) پیمان داشتند و از نظر مکانی پشت مدینه قرار گرفته بودند، پیمان خود را شکستند و همین مسئله موجب اضطراب مسلمانان شد؛ زیرا زنان و کودکان در داخل شهر بودند و مسلمانان از پشت سر نیز احساس امنیت نمیکردند. ترس مسلمانان؛ بدون سرزنش قرآن خزاعی درباره نخستین گروه مورد توجه قرآن یعنی عموم مسلمانان گفت: قرآن برای عموم مسلمانانی که در جنگ حضور داشتند، دو ویژگی برجسته مطرح میکند؛ نخست، شدت ترس و دوم اضطراب شدید. وی با اشاره به آیات سوره احزاب اظهار داشت: قرآن میفرماید «زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا»؛ یعنی چشمها از ترس از حرکت بازمانده و قلبها به گلو رسیده بود و برخی نسبت به خدا گمانهایی پیدا کردند. خزاعی افزود: قرآن ترس طبیعی مردم را سرکوفت نمیزند. در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز مردم با شنیدن خبر احتمال حمله و تخلیه برخی مراکز و مناطق، دچار ترس و اضطراب شدند. ترس یک واکنش غریزی است، اما باید مراقب بود که ترس به جایی نرسد که انسان نسبت به خداوند گمان بد پیدا کند. منافقان و بیماردلان؛ ایمان سودجویانه و تبلیغات مسموم وی درباره گروه دوم گفت: قرآن در موضوع جنگ احزاب، درباره منافقان و بیماردلان آیات متعددی دارد و ویژگیهای آنان را بیان میکند. این مدرس دانشگاه ادامه داد: یکی از ویژگیهای آنان گمان بد به خدا بود و میگفتند «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا»؛ یعنی خدا و پیامبر جز فریب به ما وعدهای ندادهاند. وی ایمان سودجویانه را از دیگر ویژگیهای این گروه برشمرد و اظهار داشت: عمل آنان کم و توقعشان زیاد بود. هنگامی که جنگ سخت میشد، بهانه میآوردند که خانههای ما حفاظ ندارد و «إِنَّ بُیُوتَنَا عَوْرَةٌ» و به دنبال فرار بودند. خزاعی افزود: ویژگی دیگر آنان علاقه به بازگشت به شرایط شرک و گذشته بود و اگر عهدی با پیامبر(ص) میبستند، در هنگام سختی به عهد خود وفا نمیکردند. وی با اشاره به آیات سوره احزاب گفت: در این آیات آمده است که این افراد جز اندکی در جنگ حضور نداشتند و وقتی جنگ سخت میشد، از میدان کنار میکشیدند. هر ویژگی شبیه منافقان، به معنای منافق بودن نیست خزاعی با تأکید بر ضرورت رعایت انصاف در جریانشناسی قرآنی گفت: قرآن کریم میان منافقان و بیماردلان تفاوت قائل میشود. اگر کسی یک ویژگی شبیه منافقان داشت، نباید به او برچسب منافق زد؛ باید مجموع ویژگیهای مطرحشده در قرآن را در نظر گرفت. وی تصریح کرد: اگر کسی مثلاً در نماز کاهل بود، نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه یکی از ویژگیهای منافقان کاهلی در نماز است، او را منافق دانست. شباهت در یک ویژگی به معنای یکی بودن هویت افراد نیست. این فعال فرهنگی با اشاره به ماجرای پیمانشکنی بنیقریظه اظهار داشت: قریش در ابتدا با یک مذاکره نتوانست بنیقریظه را همراه کند و مذاکرات متعددی انجام شد تا سرانجام آنان به سمت عهدشکنی با پیامبر(ص) رفتند. وی افزود: پیامبر(ص) چهار نفر را برای بررسی وضعیت نزد بنیقریظه فرستادند تا مطمئن شوند آیا عهدشکنی صورت گرفته است یا خیر و به آنان توصیه کردند اگر متوجه شدند عهدشکنی صورت گرفته، موضوع را عمومی نکنند و خبر را به خود پیامبر(ص) منتقل کنند، اما اگر عهدشکنی رخ نداده، تکذیب شایعه را اعلام کنند. خزاعی این رفتار را از نکات مهم مدیریتی در شرایط جنگی دانست و گفت: این همان نکتهای است که رهبر شهید نیز بر آن تأکید داشتند؛ یعنی نقاط ضعف را نباید برجسته کرد، بلکه باید نقاط قوت را برجسته و نقاط ضعف را حل کرد. مشورت پیامبر(ص) و رد پیشنهاد مذاکره با همپیمانان دشمن وی با اشاره به ادامه جنگ گفت: پس از آغاز جنگ، ترس شدیدی بر مردم حاکم شد، اما انصار پایداری ویژهای از خود نشان دادند. پیامبر(ص) دوباره با مردم مشورت کردند و پیشنهاد دادند با سران برخی قبایل که در ظاهر همپیمان پیامبر(ص) بودند اما اکنون پشت دشمن قرار گرفته بودند، مذاکره شود. خزاعی افزود: مردم با این پیشنهاد موافقت نکردند و گفتند اگر این مسئله وحی الهی است، اطاعت میکنیم، اما اگر نظر مشورتی است، چنین کاری انجام ندهیم؛ زیرا آنان پیش از اسلام نیز خرماهای ما را نمیخوردند و اکنون که مسلمان شدهاند، دیگر دلیلی ندارد که چنین امتیازی به آنان بدهیم. وی ادامه داد: پیامبر(ص) بر اساس مشورت مردم وارد مذاکره نشدند و دو نفر را برای پاسداری از زنان و کودکان در مدینه قرار دادند و جنگ ادامه پیدا کرد. نقش حضرت علی(ع) در رویارویی با عمرو بن عبدود خزاعی با اشاره به ماجرای عمرو بن عبدود گفت: در این مرحله، عمرو بن عبدود و تعدادی از نیروهای دشمن از خندق عبور کردند و حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) با او مواجه شد. وی افزود: در نقلهای تاریخی درباره تعداد افرادی که همراه عمرو بن عبدود از خندق عبور کردند اختلاف وجود دارد و حضرت علی(ع) در نهایت عمرو بن عبدود را به هلاکت رساندند و این اتفاق موجب ایجاد ترس در جبهه دشمن شد. طوفان و امداد الهی، پایان جنگ احزاب خزاعی با اشاره به ادامه نبرد گفت: پس از درگیریهای سخت، شب هنگام امداد الهی فرارسید و باد شدیدی وزیدن گرفت؛ خیمهها برچیده شد، دیگهای غذا واژگون شد و آتشها خاموش شد و ترس در جبهه دشمن افزایش یافت. وی افزود: پیامبر(ص) حذیفه بن یمان را به سوی دشمن فرستادند تا وضعیت آنان را بررسی کند. ابوسفیان که نسبت به وجود فرد نفوذی در میان سپاه خود نگران بود، دستور داد هرکس نام فرد کنار دستی خود را بپرسد تا اگر نفوذی وجود دارد، شناسایی شود. خزاعی ادامه داد: حذیفه نیز پیش از اینکه از او درباره نامش سؤال شود، از فرد کنار دست خود نامش را پرسید و بدین ترتیب شناسایی نشد. سپس به نزد پیامبر(ص) بازگشت و خبر فرار دشمن را اعلام کرد. شش جریان در جنگ احزاب از منظر قرآن وی در بخش اصلی سخنان خود با بیان اینکه قرآن کریم جریانهای حاضر در جنگ احزاب را به شش گروه تقسیم میکند، گفت: این شش گروه شامل «عموم مسلمانان، مؤمنان، منافقان و بیماردلان، پیامبر(ص)، کفار و همپیمانان کفار» است. خزاعی نخستین درس جریانشناسی قرآنی را این دانست که ملاک جناحبندی قرآن، حزب من و تو نیست و تصریح کرد: ملاک این است که چه کسی در سمت جبهه حق قرار دارد و چه کسی به آن پشت کرده است؛ بنابراین ملاک، ایمان و عمل صالح است. وی افزود: نکته مهم دیگر، انصاف کامل قرآن در این جناحبندی است؛ بهگونهای که حتی کفار و همپیمانان کفار را از یکدیگر جدا میکند و آنان را یک جریان واحد نمیداند. منافقان؛ ترس، بخل و تبلیغات مسموم این مدرس دانشگاه درباره ویژگیهای منافقان گفت: منافقان و بیماردلان تحلیل نادرستی از وضعیت داشتند، دشمن را بسیار بزرگ میدیدند و گمان میکردند احزاب هنوز از بین نرفتهاند. وی افزود: آنان شرایط داخلی را ناامن معرفی میکردند و میگفتند «یَا أَهْلَ یَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَکُمْ»؛ یعنی ای مردم یثرب، جای ماندن نیست، فرار کنید. خزاعی ادامه داد: غلبه ترس بر منافقان شدیدتر از عموم مسلمانان بود؛ آنان بخیل بودند و از اموال خود در شرایط جنگی استفاده نمیکردند و تا حد امکان تبلیغات مسموم انجام میدادند. وی اظهار داشت: از جمله این تبلیغات، دعوت مردم به ترک میدان، ایجاد دلسردی و بیان ادعاهایی درباره وخامت اوضاع بود. راهکار قرآن برای مواجهه با جریان نفاق خزاعی با بیان اینکه قرآن برای مواجهه با منافقان راهکارهایی ارائه میکند، گفت: نخستین راهکار، تبیین است؛ قرآن میفرماید «قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْفِرَارُ»؛ یعنی اگر فرار کنید، این فرار به نفع شما نخواهد بود. راهکار دیگر، تأکید بر اراده و نصرت خداوند است و اینکه پناهگاه اصلی انسان خداوند است. این فعال فرهنگی گفت: قرآن همچنین پیامبر(ص) را بهعنوان الگو و اسوه معرفی میکند و میفرماید «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»؛ بنابراین برای هدایت باید به سیره و رفتار پیامبر(ص) توجه کرد. خزاعی ادامه داد: اگر منافقان از مسیر خود بازنگردند، قرآن از برخورد شدید با آنان سخن میگوید و در عین حال راه توبه را نیز نمیبندد و اگر منافقان بازگردند، امکان پذیرش توبه آنان وجود دارد. برای پیروزی باید هم با دشمن و هم با عوامل داخلی مقابله کرد وی تصریح کرد: در آیات جنگ احزاب، توجه قابلتوجهی به منافقان و بیماردلان شده است؛ این نشان میدهد اگر قرار است در یک جنگ پیروز شویم، در کنار مقابله با دشمن خارجی باید با جریانهایی که در داخل موجب تضعیف جبهه حق، دلسردی مردم و ایجاد ترس میشوند نیز مواجهه داشته باشیم. خزاعی افزود: اولین گروهی که قرآن درباره آن سخن میگوید نیز همین گروه منافقان و بیماردلان است و اگر آنان در جنگ فراموش شوند، ممکن است جامعه با مشکل مواجه شود. ایمان مؤمنان در سختیها آشکار میشود این مدرس دانشگاه در ادامه به ویژگیهای مؤمنان در جنگ احزاب اشاره کرد و گفت: تفاوت مؤمنان با منافقان در مواجهه با سختیها آشکار میشود؛ منافقان وقتی سختی جنگ را میبینند میگویند خدا و پیامبر به ما وعدهای جز فریب ندادهاند، اما مؤمنان وقتی سختی را میبینند، میگویند این همان وعده خدا و پیامبر است. وی افزود: قرآن میفرماید «هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ»؛ یعنی مؤمنان سختی را نشانه تحقق وعده الهی میدانند. خزاعی بیان کرد: اگر روزی دیدیم دشمنان مختلف علیه جبههای متحد شدهاند، نباید لزوماً از این مسئله بترسیم؛ در منطق جنگ احزاب، اتحاد دشمنان علیه جبهه حق میتواند نشانه قرار گرفتن آن جبهه در مسیر حق باشد. وی با اشاره به شرایط منطقه و تحولات پس از جنگ ۱۲ روزه و آنچه «جنگ رمضان و نبرد هرمز» خواند، گفت: تنش و صفآرایی حزبهای مختلف کفار علیه جبهه حق، امروز نیز قابل مشاهده است و از این جهت شرایط امروز را میتوان از جهاتی شبیه جنگ احزاب دانست. نصرت الهی در اوج سختیها خزاعی با اشاره به سنت الهی در نصرت جبهه حق گفت: وقتی کار به سختی و استخوان میرسد، نباید تصور کرد که نصرت الهی نخواهد آمد. در جنگ احزاب نیز زمانی که سختیها به اوج رسید، امداد الهی فرارسید. وی ادامه داد: قرآن در جمعبندی جنگ احزاب نمیگوید شما به دلیل شمشیر زدن یا امکانات نظامی پیروز شدید، بلکه استقامت مؤمنان را مورد توجه قرار میدهد و پیروزی را به خداوند نسبت میدهد. خزاعی با اشاره به آیات سوره احزاب اظهار داشت: خداوند میفرماید «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا»؛ یعنی وقتی لشکرها به سوی شما آمدند، خداوند بر آنان باد و لشکریانی فرستاد که شما آنان را نمیدیدید. وی افزود: استقامت مردم زمینهساز نصرت الهی بود، اما قرآن محور پیروزی را خداوند میداند. این فعال فرهنگی همچنین گفت: یکی از آثار استقامت، ذلیل شدن دشمن است؛ قرآن از فرود آمدن کسانی که از مواضع مستحکم و بلند خود قدرتنمایی میکردند سخن میگوید و در ادامه نیز از ترس در دل دشمن و بهرهمندی مالی مؤمنان پس از جنگ یاد میکند. ملاک نهایی، استقامت در جبهه حق است خزاعی گفت: محور پیروزی و نصرت، خداوند است و نه صرفاً امکانات و تجهیزات. در عین حال، تلاش و استقامت مؤمنان نادیده گرفته نمیشود، بلکه این استقامت زمینه نصرت الهی را فراهم میکند. وی افزود: وجود منافقان و بیماردلان نباید موجب ناامیدی شود؛ اگر مؤمنان کمیت و کیفیت ایمان و عمل خود را افزایش دهند، حتی در جامعهای که منافق و بیماردل وجود دارد، نصرت الهی میتواند بر جبهه حق نازل شود. این مدرس دانشگاه با تأکید دوباره بر پرهیز از برچسبزنی گفت: اگر کسی را دیدیم که برخی ویژگیهای منافقان را دارد، نباید سریعاً به او برچسب منافق بزنیم؛ قرآن در کنار منافقان از بیماردلان نیز سخن میگوید و میان این دو تفاوت وجود دارد. وی همچنین درباره درجات ایمان و نفاق اظهار داشت: همانگونه که قرآن مؤمنان را نیز دارای درجات مختلف میداند، درباره نفاق نیز میتوان درجات مختلفی را در نظر گرفت؛ بنابراین تشخیص اینکه فردی منافق است یا از بیماردلان، کار سادهای نیست و نباید تنها با مشاهده یک یا دو ویژگی، درباره افراد قضاوت کرد. خزاعی در پایان با اشاره به اهمیت الگوبرداری از پیامبر(ص) در شرایط دشوار گفت: اگر شرایط به اوج سختی برسد، وعده نصرت الهی همچنان پابرجاست؛ همانگونه که در ماجرای حضرت موسی(ع) نیز زمانی که یاران ایشان به رود نیل رسیدند و فرعون و سپاهیانش پشت سر آنان بودند، حضرت موسی(ع) فرمود «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛ خدا با من است و مرا هدایت خواهد کرد. وی خاطرنشان کرد: وعده الهی زمانی محقق میشود که انسان در اوج سختیها استقامت کند و از جبهه حق فاصله نگیرد.
📡 منبع: خبرگزاری شبستان خراسان جنوبی
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/10 - 06:31
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/10 - 06:31

نظرات (0)