حمله شیمیایی به بازار ارز؛ بزرگترین منبع ارزآوری ایران آب رفت
📌 جنگ هنوز به محاصره کامل تجاری نرسیده بود که صادرات صنعتی ایران بیش از ۴۰ درصد افت کرد؛ پرچم دار این سقوط شیمیاییها بودند. به گزارش زومان، جنگ فقط روی نقشه و میدان نبرد اتفاق نمیافتد. یک جای دیگر هم خودش را نشان میدهد؛ جایی که شاید کمتر دیده شود، ا...
جنگ هنوز به محاصره کامل تجاری نرسیده بود که صادرات صنعتی ایران بیش از ۴۰ درصد افت کرد؛ پرچم دار این سقوط شیمیاییها بودند. به گزارش زومان، جنگ فقط روی نقشه و میدان نبرد اتفاق نمیافتد. یک جای دیگر هم خودش را نشان میدهد؛ جایی که شاید کمتر دیده شود، اما برای اقتصاد مهمتر است: مسیر ورود ارز به کشور. در روزهای آغاز سال، هنوز محاصره دریایی به شکل جدی شکل نگرفته بود، اما صادرات ایران بیش از ۴۰ درصد کاهش یافت. افتی که در هیچکدام از ماههای دستکم دو سال گذشته با چنین شدتی دیده نشده بود. تا پیش از این، صادرات صنایع وضعیت یکدستی نداشت، اما نشانههایی از بهبود دیده میشد. صادرات صنایع در سال ۱۴۰۴ حدود ۱.۸ درصد رشد کرده بود و در بعضی ماهها صادرات شرکتهای بورسی نیز رشد نقطهبهنقطه مثبت داشت. اما در ماههای پایانی سال، ورق برگشت. در اسفند، صادرات صنایع شیمیایی ۱۴.۴ درصد، فلزات اساسی ۸.۹ درصد و فرآوردههای نفتی ۲۰ درصد کاهش یافت. فروردین اما شدت افت را چند برابر کرد. صادرات صنایع شیمیایی ۸۴.۴ درصد سقوط کرد. این صنعت یکی از مهمترین منابع ارزآوری اقتصاد ایران است و در برخی شرکتها بیش از ۷۰ درصد تولید مستقیماً صادر میشود. پس وقتی صادرات شیمیاییها میریزد، یکی از مهمترین شیرهای ورود ارز به اقتصاد هم بسته میشود. فلزات اساسی نیز با افت ۴۱.۸ درصدی صادرات مواجه شدند و صادرات فرآوردههای نفتی ۲۴.۵ درصد کاهش پیدا کرد. در میان صنایع اصلی، کانیهای غیرفلزی تنها گروهی بود که خلاف جهت حرکت کرد و صادراتش ۴.۱ درصد افزایش یافت؛ صنعتی که بخش مهمی از صادراتش به بازارهای نزدیک و کشورهای همسایه وابسته است. دادهها یک نشانه مهم دیگر هم دارند. اگر شرکتها را بر اساس سهم صادرات از فروششان دستهبندی کنیم، مشخص میشود شرکتهایی که بیشتر به بازار خارجی وابسته بودند، ضربه سنگینتری خوردند. در فروردین، رشد تولید شرکتهای صادراتمحور ۵۲.۶ درصد کاهش داشت. برای شرکتهایی که وابستگی صادراتی کمتری داشتند، این افت ۳۷.۸ درصد بود. تقریباً ۱۵ واحد درصد اختلاف. یعنی هرچه یک شرکت بیشتر به فروش خارجی وابسته بود، جنگ بیشتر به آن ضربه زد. وقتی همه این اعداد را کنار هم میگذاریم، تصویر روشنتر میشود. ارزش واقعی فروش صادراتی در فروردین ۴۳.۹ درصد پایین آمد و رشد سهماهه منتهی به این ماه به منفی ۱۷.۶ درصد رسید. این اعداد در واقع داستان یک «صندوق دلاری» را روایت میکنند؛ صندوقی که صنایع صادراتی هر ماه بخشی از ارز آن را برای اقتصاد کشور میسازند. حالا اندازه این صندوق کوچکتر شده است. شیمیاییها کمتر ارز وارد کردند. فلزات اساسی عقب نشستهاند. فرآوردههای نفتی کاهش داشتهاند و شرکتهای صادراتمحور شدید، بیشترین افت را تجربه کردهاند. اثری که خود را در ماههای بعد در بازار ارز نیز نشان داد. اما این تمام ماجرا نبود. دادههای فروردین مربوط به روزهایی است که اثر محاصره دریایی هنوز به شکل جدی در آنها دیده نمیشود. بنابراین این اعداد را باید بیشتر یک هشدار اولیه دانست تا تصویر نهایی آسیب جنگ به تجارت خارجی. اگر اختلال در حملونقل و تجارت ادامه پیدا کند، صادرات میتواند بیشتر تحت فشار قرار بگیرد. در آن صورت، مسئله فقط کاهش درآمد شرکتها نیست؛ عرضه ارز در اقتصاد تحت فشار بیسابقه قرار گرفته است. بازار ارز فقط با صادرات تعیین نمیشود. درآمد نفت، میزان بازگشت ارز صادراتی، تقاضای واردات، سیاست بانک مرکزی و البته انتظارات سیاسی هم در قیمت دلار نقش دارند. اما یک معادله ساده وجود دارد: اگر جنگ همزمان تقاضای ارز را بالا ببرد و عرضه ارز صادراتی را پایین بیاورد، فشار روی بازار ارز از دو طرف وارد میشود.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/08 - 17:01
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/08 - 17:01

نظرات (0)