خبر خراسان جنوبی

درس‌های جنگ سرد برای بحران اقتصادی جنگ ایران

درس‌های جنگ سرد برای بحران اقتصادی جنگ ایران
📌 یادداشت فارن پالیسی هشدار می‌دهد که مدیریت‌شدن پیامدهای اقتصادی جنگ ایران، اعتمادبه‌نفسی نابجا ایجاد کرده و خطر تشدید بحران را افزایش داده است. اما اشفورد و متیو روژانسکی در یادداشتی در فارن پالیسی با عنوان «پارادوکس ثبات-بی‌ثباتی به بازارها رسید» اس...
یادداشت فارن پالیسی هشدار می‌دهد که مدیریت‌شدن پیامدهای اقتصادی جنگ ایران، اعتمادبه‌نفسی نابجا ایجاد کرده و خطر تشدید بحران را افزایش داده است. اما اشفورد و متیو روژانسکی در یادداشتی در فارن پالیسی با عنوان «پارادوکس ثبات-بی‌ثباتی به بازارها رسید» است؛ به اثر تحولات جنگ ایران بر بازارهای جهانی پرداخته و نوشتند: بن‌بست در جنگ دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران آن‌قدر طولانی شده که حتی شوخی درباره «روز گراندهاگ» (اصطلاحی منتسب به فیلمی به همین نام برای تکرار مداوم یک وضعیت بدون هیچ پیشرفتی) هم دیگر تازگی خود را از دست داده است. در ماه‌های اخیر دوره‌هایی از حملات هوایی شدید رخ داده و پس از هر دوره، از سرگیری مذاکرات صلح اعلام شده است. با وجود این، هیچ‌یک از این تحولات تغییری بنیادین در وضعیت ایجاد نکرده است. حالا دولت آمریکا بار دیگر به راهبردی قدیمی روی آورده است: فشار اقتصادی حداکثری؛ یا آن‌طور که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، توصیف کرده، یک «روز دی اقتصادی» که ایران نمی‌تواند در برابر آن دوام بیاورد. به نظر می‌رسد دولت آمریکا باور دارد که گذر زمان به سود اوست و ادامه محاصره و تحریم شرکای تجاری ایران در جایی موفق خواهد شد که بمباران‌ها موفق نبوده‌اند. اما این بازی خطرناکی است. این واقعیت که تاکنون تشدید تنش و پیامدهای وخیم جهانی آن تا حد زیادی مدیریت شده‌اند، خطر را کمتر نمی‌کند؛ بلکه بیشتر می‌کند. یکی از دلایلی که جنگ توانسته ادامه پیدا کند این است که پیامدهای اقتصادی آن همچنان قابل مدیریت باقی مانده و همین موضوع، اعتمادبه‌نفسی نابجا ایجاد کرده که گویا اوضاع در آینده نیز همین‌گونه خواهد ماند. در دوران جنگ سرد، استراتژیست‌ها مفهومی را شناسایی کردند که بعدها به «پارادوکس ثبات-بی‌ثباتی» معروف شد. زمانی که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی به توانایی نابودی متقابل یکدیگر با سلاح‌های هسته‌ای دست یافتند، جنگ مستقیم میان دو ابرقدرت تقریباً غیرقابل تصور شد. اما نتیجه متناقض این وضعیت، صلحی باثبات و قابل پیش‌بینی نبود. اطمینان از اینکه هیچ‌یک از دو طرف عمداً جنگ هسته‌ای را آغاز نخواهد کرد، در عمل فضای بیشتری برای رقابت در سطوح پایین‌تر از آستانه هسته‌ای ایجاد کرد: جنگ‌های نیابتی، عملیات مخفیانه، مداخلات نظامی و بحران‌های منطقه‌ای. با این حال، درگیری‌های در آستانه هسته‌ای می‌توانستند تشدید شوند و در عمل نیز چنین شد. جنگ‌های نیابتی پای ابرقدرت‌ها را مستقیماً به میدان باز کردند و رویارویی‌های متعارف، هشدارهای هسته‌ای را به دنبال داشتند. همان اطمینانی که وقوع فاجعه را چنان غیرمنطقی می‌دانست که گمان می‌کرد هیچ‌یک از طرفین اجازه وقوع آن را نمی‌دهند، به رفتارهای پرخطرتری دامن زد که احتمال همان فاجعه را افزایش می‌داد. اکنون شاهد اتفاقی مشابه هستیم. از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ماه فوریه، بازارها اختلالی فوق‌العاده بزرگ را تجربه کرده‌اند. حذف یک‌شبه تا ۲۰ درصد از تولید جهانی نفت به فروپاشی اقتصادی در سراسر جهان منجر نشد. قیمت‌ها افزایش یافتند، زنجیره‌های تأمین تغییر کردند و دولت‌ها بخشی از ذخایر خود را آزاد کردند. این اتفاق تا حد زیادی نتیجه تدابیری بود که از زمان نخستین شوک بزرگ نفتی در سال ۱۹۷۳ ایجاد شده‌اند. خطوط لوله جایگزین، آزادسازی نفت از ذخایر راهبردی و گسترش فناوری‌های جدید و سبز، همگی نقش داشتند. برخی کشورهای فقیرتر با کمبود و سهمیه‌بندی مواجه شدند، اما فروپاشی جهانی رخ نداد. با این حال، محدود ماندن نسبی پیامدهای بحران تا حد زیادی مدیون شانس نیز بود. بازار پیش از ژانویه با مازاد عرضه روبه‌رو بود و استفاده از ابتکاری که «ذخیره‌سازی شناور» نامیده می‌شود ــ تعبیری برای نفتکش‌های حامل نفت تحریم‌شده روسیه و ایران که در دریا گرفتار شده‌اند ــ در عمل به ذخایر جهانی اضافه کرد. تصمیم‌های چین نیز نقشی تعیین‌کننده داشتند. پکن پیش از آغاز جنگ، به‌شدت مشغول خرید نفت مازاد برای پر کردن ذخایر خود بود و همین مسئله به چین اجازه داد واردات خود را تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز کاهش دهد. ترکیبی از برنامه‌ریزی، سازگاری و شانس باعث شده معامله‌گران نفت عمدتاً آرام بمانند. شوک کمتر از انتظار در قیمت نفت نیز این تصور گسترده‌تر را تقویت کرده که جنگ به هر شکل، پیش از آنکه بحرانی واقعی رخ دهد، پایان خواهد یافت. حتی فروپاشی آتش‌بس و تبدیل شدن شرایط به مجموعه‌ای نامنظم از حملات هوایی متقابل، در کنار تعهد ظاهری دولت آمریکا به اعمال فشار اقتصادی بلندمدت، نتوانسته این اطمینان را به میزان قابل توجهی خدشه‌دار کند. اما عبور از یک مرحله بحران به این معنا نیست که می‌دانیم مرحله بعد به کجا خواهد رسید. اینجاست که درس «پارادوکس ثبات-بی‌ثباتی» اهمیت پیدا می‌کند. در بحران‌های دوران جنگ سرد، هیچ‌کس نمی‌توانست با اطمینان پیش‌بینی کند کدام بحران ممکن است از آستانه هسته‌ای عبور کند و همین عدم قطعیت بود که آن بحران‌ها را تا این اندازه خطرناک می‌کرد. همین عدم قطعیت امروز بر بحران انرژی نیز سایه انداخته است. نمی‌دانیم جنگ چه مدت ادامه خواهد یافت؛ نمی‌دانیم تردد در تنگه هرمز بهتر خواهد شد یا بدتر؛ نمی‌دانیم زیرساخت‌های بیشتری هدف قرار خواهند گرفت یا خیر و نمی‌دانیم آیا تحول سیاسی یا نظامی تازه‌ای ناگهان محاسبات واشنگتن، تهران یا دیگر بازیگران را تغییر خواهد داد. آنچه می‌دانیم این است که خسارت اقتصادی تا همین‌جا نیز قابل توجه بوده است. قیمت نفت اکنون در محدوده ۹۰ دلار برای هر بشکه قرار دارد. از آنجا که انرژی در تقریباً تمام بخش‌های اقتصاد جهانی ــ از کود و تولید صنعتی گرفته تا سردخانه‌ها و فرآوری مواد غذایی ــ نقش دارد، افزایش قیمت نفت به‌سرعت به قیمت کالاهای مصرفی منتقل می‌شود. میانگین تورم آمریکا طی شش ماه گذشته نزدیک به ۳.۵ درصد بوده است؛ رقمی بالاتر از هدف فدرال رزرو و متوسط تاریخی رشد شاخص قیمت مصرف‌کننده. در سطح جهانی نیز تورم رو به افزایش است. در همین حال، بیشتر ضربه‌گیرهایی که شوک اولیه را قابل مدیریت کردند، اکنون تحلیل رفته‌اند. ذخایر راهبردی نفت آمریکا به پایین‌ترین سطح از دهه ۱۹۸۰ رسیده است. هنوز مقداری تردد از تنگه هرمز انجام می‌شود، اما حجم نفتی که امروز از این مسیر عبور می‌کند به شکل نامطلوبی پایین‌تر از دوره آتش‌بس است و فاصله آن با دوره پیش از جنگ حتی بیشتر است. بخشی از تولید انرژی کشورهای خلیج فارس همچنان متوقف است و تهدیدهای حوثی‌های یمن نیز می‌تواند نفتی را که از طریق خطوط لوله جایگزین منتقل می‌شود، به خطر بیندازد. در شرایط عادی، کمبود عرضه باعث می‌شود سرمایه به سمت ایجاد ظرفیت‌های جدید و گزینه‌های جایگزین حرکت کند. اما سرمایه‌گذارانی که روی تداوم قیمت‌های بالاتر شرط بسته‌اند، بارها متضرر شده‌اند. یکی از دلایل این مسئله ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر نزدیک بودن پایان جنگ است؛ اظهاراتی که هر بار قیمت‌ها را پایین می‌آورد و در نتیجه همان سیگنال بازاری را که می‌تواند به ایجاد تاب‌آوری بیشتر منجر شود، تضعیف می‌کند. خلاصه اینکه هنوز از منطقه خطر خارج نشده‌ایم و هیچ سازوکار کارآمدی در بازار وجود ندارد که به ما نشان دهد واقعاً چقدر با لبه پرتگاه فاصله داریم. بازارها دولت نیستند. با این حال، منطق بنیادینِ شرایط کنونی همان پارادوکس دوران جنگ سرد را تداعی می‌کند: باور به اینکه برای تشدید بحران سقفی نهایی وجود دارد، می‌تواند رفتار بازیگران را در سطوح پایین‌تر از آن سقف تهاجمی‌تر کند. بنابراین همچنان کاملاً ممکن است بحران نفتی ناشی از این جنگ به یک فاجعه اقتصادی جهانی زنجیره‌ای تبدیل شود. با وجود تلاش‌های نظامی آمریکا برای افزایش انتقال نفت از تنگه هرمز، عرضه بازارهای جهانی همچنان چند میلیون بشکه کمتر از سطح تولید پیش از جنگ است. تورم بار دیگر به‌آرامی در حال افزایش است و حملات به پالایشگاه‌ها در جنگ روسیه و اوکراین نیز فشار بیشتری بر قیمت نفت و فرآورده‌های نفت و گاز -از سوخت جت گرفته تا پروپان- وارد می‌کند. در بخش پایانی این یادداشت آمده است: دولت آمریکا ادعا کرده است که فشار اقتصادی علیه تهران نتیجه خواهد داد. ممکن است این محاسبه درست باشد. اما واقعیت این است که هیچ‌کس نمی‌داند. همین عدم قطعیت باید بر شیوه نگاه ما به جنگ‌های آینده نیز اثر بگذارد. در جهانی که اقتصادهای آن به یکدیگر پیوند خورده‌اند، اقتصاد و جنگ روزبه‌روز جدایی‌ناپذیرتر می‌شوند. محتمل‌ترین نقطه اشتعال برای یک درگیری آینده میان ایالات متحده و چین ــ یعنی جنگ بر سر تایوان ــ خود یک جنگ اقتصادی نیز خواهد بود؛ جنگی که بر اساس برخی برآوردها می‌تواند ۱۰ تریلیون دلار برای اقتصاد جهانی هزینه داشته باشد. پارادوکس قدیمی ثبات-بی‌ثباتی به این دلیل خطرناک بود که اطمینان از امکان جلوگیری از فاجعه، خود می‌توانست رفتارهایی را تشویق کند که وقوع همان فاجعه را ممکن می‌ساخت. ممکن است اکنون در حال مشاهده شکل‌گیری نسخه جدیدی از همین پارادوکس، در برابر چشمانمان باشیم. تاب‌آوری بازارهای جهانی انرژی تاکنون مانع از آن شده است که این جنگ به یک فاجعه اقتصادی تبدیل شود؛ اما این موفقیت هیچ تضمینی نیست که در آینده از آستانه بحران عبور نکنیم. حتی ممکن است همین موفقیت، ما را بسیار بیشتر به لبه پرتگاه نزدیک کرده باشد.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/05 - 06:00

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.