کالابرگ با سفره ایرانی چه کرد؟ لبنیات به نفع تخممرغ کنار رفت
📌 دولت در نیمه دوم سال پیش، یک حذف داشت و یک اضافه؛ حذف ارز ترجیحی و اضافه شدن کالابرگ. طرحی که قرار بود قدرت خریدتان را ترمیم کند. به گزارش زومان، اگر این روزها پای دخل یک فروشگاه بایستید، احتمالاً با یک صحنه آشنا روبهرو میشوید: قفسهها لزوماً خالی ...
دولت در نیمه دوم سال پیش، یک حذف داشت و یک اضافه؛ حذف ارز ترجیحی و اضافه شدن کالابرگ. طرحی که قرار بود قدرت خریدتان را ترمیم کند. به گزارش زومان، اگر این روزها پای دخل یک فروشگاه بایستید، احتمالاً با یک صحنه آشنا روبهرو میشوید: قفسهها لزوماً خالی نیستند، اما قیمتها دیگر قابل پیشبینی نیستند. فروشنده کالا دارد؛ اما نمیداند هفته بعد همین کالا را با چه قیمتی باید جایگزین کند. مشتری هم وارد فروشگاه میشود، اما قبل از اینکه بپرسد «چی بخرم؟» باید از خودش بپرسد: «چی رو نخرم؟» دادههای بازار خردهفروشی دقیقاً همین قصه را روایت میکنند. در فاصله پاییز ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، قیمت سبد کالاهای تندمصرف خانوار ۵۰ درصد بالا رفت؛ یعنی اگر خرید ماهانه یک خانواده ۱۰ میلیون تومان بود، حالا برای همان سبد باید حدود ۱۵ میلیون تومان کنار بگذارد. کالاهای تند مصرف، محصولاتی ارزانقیمت با سرعت فروش بالا هستند که نیازهای روزمره و مستمر خانوار را تأمین میکنند. مواد غذایی، لبنیات، نوشیدنیها، شویندهها و محصولات بهداشتی در این دسته جای میگیرند. اما اتفاق عجیب اینجاست: مقدار مصرف تقریباً تکان نخورد. رشد مصرف فقط ۰.۲ درصد بود؛ یعنی تقریباً صفر. این یعنی خانوادهها نه توانستند به اندازه گرانی، خریدشان را بیشتر کنند و از آن طرف هم تقریبا مصرف به همان اندازه قبل باقی ماند. این گزارش بر پایه دادههای شرکت پژوهش بازار رسانه امروز (emrc)، نوشته شده که رفتار مصرفکننده را در فروشگاههای خردهفروشی در شهرهای مهم ایران پایش میکند برای فروشنده، مشکل اصلی الزاماً پیدا کردن کالا نیست. از میان ۴۰۰ فروشگاه بررسیشده، ۵۵ درصد گفتهاند با مشکل تأمین کالا از سوی تأمینکننده مواجه نبودهاند. پس قفسهها میتوانند پر باشند؛ مشکل جای دیگری است: قیمت. تقریباً همه فروشگاهها از نوسان شدید و غیرقابل پیشبینی قیمتها بهعنوان یکی از اصلیترین مشکلاتشان گفتهاند. لبنیات در این میان رکورددار بوده: قیمتها ۸۰ درصد نوسان داشتهاند. برای مواد غذایی این رقم ۵۳ درصد، محصولات مراقبت خانگی ۵۲ درصد، محصولات مراقبت شخصی و تنقلات هر کدام ۳۸ درصد و نوشیدنیها ۳۳ درصد بوده است. یعنی فروشنده با یک مسئله ساده اما فرساینده روبهروست: امروز بفروشد، فردا با چه قیمتی دوباره همان کالا را بخرد؟ حالا برسیم به مهمترین طرف ماجرا: مشتری. در سه ماه نخست اجرای طرح کالابرگ و همزمان با موج اول گرانی، قیمت کالاهای تندمصرف ۱۶ درصد بالا رفت و مصرف آنها بیش از ۳ درصد کاهش پیدا کرد. واکنش خانوار خیلی ساده بود: کمتر خرید. اما همه کالاها به یک اندازه قربانی نشدند. لبنیات بیشترین افت مصرف را تجربه کرد؛ اتفاقی که در نگاه اول عجیب است، چون مشکل تأمین آن فقط ۱.۸ درصد بوده و از این نظر یکی از کمدردسرترین گروهها بوده است. قیمت لبنیات هم در این دوره ۵۵ درصد بالا رفت. اما مرغ و تخممرغ جهش ۱۳۰ درصدی داشتند. وقتی یک خانواده مجبور است بین شیر و پنیر و تأمین پروتئین اصلی سفرهاش انتخاب کند، احتمالاً چیزی را حذف میکند که میتواند کمتر مصرف شود. اینجا اقتصاد از داخل سبد خرید خودش را نشان میدهد. قرار بود کالابرگ بخشی از همین فشار را کم کند؛ اما دادههای فروشگاهها نشان میدهد اثر آن چندان فراگیر نبوده است. ۵۲ درصد فروشگاهها اصلاً کالابرگ ارائه نمیکردند. از فروشگاههایی که ارائه میکردند، فقط ۳ درصد گفتهاند اثر کالابرگ بر فروششان «بسیار زیاد» بوده و ۲۱ درصد اثر آن را «زیاد» ارزیابی کردهاند. ۱۳ درصد اثر متوسط و ۷ درصد اثر کم را گزارش کردهاند. در مجموع، ۷۳ درصد فروشگاهها یا اصلاً کالابرگ نداشتند یا اثر چندانی از آن ندیدند. سوال مهم این است آیا کالابرگ توانست قدرت خرید خانواده را بالا ببرد؟ این دادهها دستکم نشان نمیدهند که چنین اتفاقی افتاده باشد. یک طرف دخل، فروشندهای ایستاده که قیمت خرید فردایش را نمیداند. طرف دیگر، مشتریای ایستاده که درآمدش با سرعت قیمتها حرکت نمیکند. و بین این دو، قفسهای قرار دارد که شاید هنوز پر باشد؛ اما انتخابهای روی آن روزبهروز کمتر میشود. شما چه نظری دارید؟ آیا کالابرگ توانسته قدرت خریدتان را بهبود دهد؟
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/02 - 18:01
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/09/02 - 18:01

نظرات (0)