ترامپ و دکترین قلعه؛ آمریکا پشت سیمخاردار چه چیزی را از دست میدهد؟
📌 اکونومیست میگوید ترامپ در مهار آشفتگی مرز موفق بوده، اما سیاست مهاجرتی او اکنون نیروی کار و استعدادهای خارجی را نیز از آمریکا دور میکند. به گزارش زومان، جلد تازه اکونومیست یک پرچم آمریکا را نشان میدهد که نه از ستاره و نوار، بلکه از سیم خاردار ساخت...
اکونومیست میگوید ترامپ در مهار آشفتگی مرز موفق بوده، اما سیاست مهاجرتی او اکنون نیروی کار و استعدادهای خارجی را نیز از آمریکا دور میکند. به گزارش زومان، جلد تازه اکونومیست یک پرچم آمریکا را نشان میدهد که نه از ستاره و نوار، بلکه از سیم خاردار ساخته شده است. بالای آن تنها دو کلمه دیده میشود: «ورود ممنوع!» و پایینتر، بازی زبانی معناداری با نام ایالات متحده: «ایالات نامهماننواز آمریکا». این تصویر خلاصه استدلال سرمقاله شماره ۲۹ اوت تا ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اکونومیست درباره سیاست مهاجرتی دونالد ترامپ است: رئیسجمهور آمریکا به یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتیاش عمل کرده و مرز جنوبی را تحت کنترل درآورده، اما به باور این نشریه، سیاستی که میتوانست در همین نقطه به یک موفقیت سیاسی تبدیل شود، اکنون بسیار فراتر رفته است. اکونومیست برخلاف بسیاری از منتقدان ترامپ، گزارشش را با پذیرش یک واقعیت آغاز میکند: باید برای بازگرداندن نظم به مرز، بخشی از اعتبار را به او داد. البته کاهش ورود غیرقانونی مهاجران از اواخر دولت جو بایدن آغاز شده بود. دولت بایدن با تأخیر محدودیتهایی را بر مسیری اعمال کرد که به بسیاری اجازه میداد وارد خاک آمریکا شوند، درخواست پناهندگی بدهند و در انتظار رسیدگی به پرونده خود وارد بازار کار شوند. ترامپ پس از ورود به کاخ سفید این محدودیتها را بسیار شدیدتر کرد. نتیجه از نگاه اکونومیست روشن است: مرز جنوبی که در سالهای نخست ریاستجمهوری بایدن به نمادی از آشفتگی تبدیل شده بود، اکنون آرام شده است. این اتفاق اهمیت سیاسی بزرگی دارد. وقتی رأیدهندگان احساس کنند دولت کنترل مرز را در اختیار دارد، پذیرش آنها برای بحثی منطقیتر درباره مهاجرت نیز بیشتر میشود. مشکل از جایی آغاز میشود که سیاست «کنترل مرز» به سیاست «بستن درهای آمریکا» تبدیل میشود. ترامپ وعده داده بود «بزرگترین عملیات اخراج در تاریخ آمریکا» را اجرا کند. دولت ابتدا تلاش کرد این عملیات را با تمرکز بر مجرمان توجیه کند و کاخ سفید از بازداشت «بدترینِ بدترینها» سخن میگفت. اما اکونومیست مینویسد بیشتر کسانی که بازداشت شدهاند، سابقه محکومیت کیفری ندارند. شیوه اجرای عملیات نیز در ابتدا بهشدت خبرساز شد. حضور گسترده مأموران مهاجرتی در مینیاپولیس و کشتهشدن دو معترض آمریکایی موجی از واکنشهای سیاسی ایجاد کرد. از آن زمان تصاویر پرسروصدا کمتر شدهاند، اما اکونومیست هشدار میدهد که نباید این تغییر را با عقبنشینی دولت اشتباه گرفت: «ماشین اخراج» کند نشده، فقط آرامتر کار میکند. به جای عملیات نمایشی در ساختمانها و پارکینگ فروشگاهها، مأموران بیشتر با پلیس محلی همکاری میکنند یا افرادی را که اعتبار ویزایشان تمام شده در فرودگاهها بازداشت میکنند. دولت ترامپ همچنین وضعیت موقت صدها هزار هائیتیایی، افغان و اتباع کشورهای دیگر را لغو کرده و در نتیجه شمار بیشتری را در معرض اخراج قرار داده است. اکونومیست میان کنترل مرز و اخراج گسترده تمایز مهمی قائل میشود. بسیاری از آمریکاییها از اخراج مهاجرانی که مرتکب جرم شدهاند حمایت میکنند، اما این حمایت لزوماً شامل خانوادههایی نمیشود که سالها یا حتی دههها در آمریکا زندگی و کار کردهاند. نشریه بریتانیایی سپس به بخش ایدئولوژیکتر جریان «ماگا» میرسد؛ جریانی که از نگاه آن، مسئله دیگر فقط مهاجرت غیرقانونی نیست. اکونومیست به ادبیات مقامهایی مانند استیون میلر اشاره میکند که از مفاهیمی چون «آمریکاییهای میراثی» و «مهاجرت معکوس» استفاده میکنند؛ اصطلاحاتی که منتقدان آنها را نشانه حرکت بخشی از راست آمریکا به سمت نوعی بومیگرایی شدید میدانند. به باور اکونومیست، آثار این نگاه اکنون در سیاست ورود قانونی به آمریکا نیز دیده میشود. یکی از مهمترین بخشهای استدلال اکونومیست همینجاست. اگر هدف دولت صرفاً جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی بود، سختگیری در مرز را میشد مستقل از سیاست مهاجرت قانونی ارزیابی کرد. اما محدودیتها به دانشجویان، متخصصان و مهاجران قانونی نیز رسیده است. اکونومیست مینویسد دولت صدور ویزای مهاجرتی جدید برای شهروندان ۷۵ کشور غیرثروتمند را متوقف کرده است. نتیجه چنین سیاستی حتی میتواند گریبان شهروندان آمریکایی را بگیرد؛ برای مثال، یک آمریکایی که با شهروند نیجریه ازدواج کند ممکن است نتواند همراه همسرش در آمریکا زندگی کند. دادگاهی نیز اخیراً این سیاست را غیرقانونی دانسته است. همزمان مسیر ورود دانشجویان خارجی دشوارتر شده است. براساس برآورد مورد استناد اکونومیست، شمار ویزاهای دانشجویی صادرشده در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ۲۹ درصد کاهش یافته است. مقررات تازه نیز فشار بیشتری وارد میکنند: دانشجوی خارجی باید دوره تحصیل خود را در زمان محدودتری تمام کند و پس از پایان آن تنها فرصت کوتاهی برای پیدا کردن کار داشته باشد. پیامد این سیاستها دیگر فقط سیاسی یا جمعیتی نیست. اکونومیست میگوید مهاجرت خالص آمریکا در سال ۲۰۲۵ به صفر رسیده و نیروی کار از ژانویه یک میلیون نفر کوچکتر شده است. این کاهش برای اقتصادی که بخشهایی از آن به نیروی مهاجر متکی است، بدون هزینه نیست. ساختوساز، رستورانها و دیگر کسبوکارهای خدماتی با کمبود نیروی کار روبهرو شدهاند. خود اخراج نیز ارزان نیست. اکونومیست هزینه رسیدگی به پرونده، بازداشت و اخراج هر نفر را حدود ۱۷ هزار دلار برآورد میکند. اما نگرانی بزرگتر به مهاجران متخصص مربوط میشود. شرکتهایی که میخواهند برای نیروهای متخصص خارجی ویزای اچوانبی بگیرند، با هزینهای بیش از ۱۰۰ هزار دلار برای هر درخواست روبهرو شدهاند؛ بدون آنکه تضمینی برای پذیرش درخواست وجود داشته باشد. استدلال دولت این است که محدودکردن نیروی خارجی میتواند فرصت و دستمزد بیشتری برای آمریکاییها ایجاد کند. اکونومیست نتیجه متفاوتی میگیرد: بالا بردن هزینه استخدام متخصص خارجی ممکن است به جای افزایش دستمزد نیروی بومی، توان شرکتهای آمریکایی برای توسعه و ایجاد شغل را کاهش دهد. اینجاست که سیم خاردار روی جلد معنای دیگری پیدا میکند. اکونومیست استدلال میکند که مهاجرت فقط منبع نیروی کار ارزان برای آمریکا نبوده؛ یکی از موتورهای تاریخی نوآوری این کشور نیز بوده است. نزدیک به نیمی از شرکتهای فهرست فورچون ۵۰۰ را مهاجران یا فرزندان مهاجران تأسیس کردهاند. ایلان ماسک تنها یکی از مشهورترین نمونههای مسیری است که سالها استعدادهای خارجی را ابتدا به دانشگاههای آمریکا و سپس به شرکتها و سیلیکونولی رسانده است. اگر این مسیر باریک شود، هزینه آن شاید در کوتاهمدت چندان دیده نشود. مسئله بلندمدت این است که دانشجوی بااستعدادی که امروز آمریکا را انتخاب نمیکند، ممکن است فردا شرکتش را نیز در آمریکا تأسیس نکند. از همین رو اکونومیست به نتیجهای میرسد که روی جلدش خلاصه شده است: تبدیل آمریکا به یک قلعه، برخلاف تصور بخشی از هواداران ترامپ، الزاماً به معنای محافظت از ویژگیهای آمریکایی نیست؛ زیرا بخشی از پویایی اقتصادی و فرهنگی آمریکا محصول همان تازهواردانی بوده که اکنون ورودشان دشوارتر میشود. با این همه، سرمقاله به دفاع ساده از مهاجرت بازنمیگردد. اکونومیست در پایان دوباره امتیازی به ترامپ میدهد: نظام پناهندگی آمریکا واقعاً امکان سوءاستفاده داشت و دموکراتها نمیتوانند با نادیدهگرفتن نگرانی رأیدهندگان درباره مرز، یک سیاست مهاجرتی پایدار بسازند. پیشنهاد این نشریه این است که پناهجویان درخواست خود را در نخستین کشور امنی که به آن میرسند ثبت کنند، نه اینکه رسیدن به خاک آمریکا عملاً به مزیتی برای ورود تبدیل شود. اما روی دیگر این سیاست باید بازکردن مسیر برای استعدادهای جهانی و پرهیز از متلاشیکردن خانوادههایی باشد که سالها در آمریکا زندگی کردهاند. تناقضی که اکونومیست روی جلد خود به تصویر کشیده نیز همین است: ترامپ توانسته مرزی را که آشفته بود آرام کند؛ اما اگر سیم خاردار کنترل مرز به دور کل آمریکا کشیده شود، کسانی که پشت آن میمانند فقط مهاجران غیرقانونی نخواهند بود. استعداد، نیروی کار و بخشی از همان پویاییای که اقتصاد آمریکا را ساخته است نیز ممکن است پشت در بماند.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/28 - 12:30
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/28 - 12:30

نظرات (0)