خبر خراسان جنوبی

قیمت دلار چقدر سریع ۲ برابر می‌شود؟ روایت ۳۸ سال آب رفتن ریال

قیمت دلار چقدر سریع ۲ برابر می‌شود؟ روایت ۳۸ سال آب رفتن ریال
📌 دلار ۵۱۵ روز زمان نیاز داشت تا از ۱۰۰ به ۲۰۰ هزار تومان برسد؛ اما آیا این سریع‌ترین زمان دو برابر شدن قیمت دلار در تاریخ بازار ارز است؟ را تجربه می‌کند که تا همین چند سال پیش دور از تصور به نظر می‌رسید. اما پشت رکورد ۲۰۰ هزار تومانی، عدد دیگری وجود د...
دلار ۵۱۵ روز زمان نیاز داشت تا از ۱۰۰ به ۲۰۰ هزار تومان برسد؛ اما آیا این سریع‌ترین زمان دو برابر شدن قیمت دلار در تاریخ بازار ارز است؟ را تجربه می‌کند که تا همین چند سال پیش دور از تصور به نظر می‌رسید. اما پشت رکورد ۲۰۰ هزار تومانی، عدد دیگری وجود دارد که شاید تصویر دقیق‌تری از وضعیت بازار ارز بدهد: زمانی که طول می‌کشد تا قیمت دلار دو برابر شود. بررسی تاریخی زومان نشان می‌دهد سرعت دو برابر شدن دلار در دوره‌های مختلف تفاوت چشمگیری داشته است. گاهی طی کردن این مسیر چند سال و حتی بیش از یک دهه زمان برده و گاهی با وقوع یک شوک بزرگ سیاسی یا ارزی، همان مسیر در چند ماه طی شده است. این مقایسه یک الگوی مهم را هم آشکار می‌کند: دوره‌های آرامش و جهش در بازار ارز الزاماً دو داستان جدا نیستند. در چند مقطع تاریخی، یک دوره طولانی حرکت آهسته دلار با وقوع یک شوک پایان یافته و زمان دو برابر شدن آن ناگهان از چند هزار روز به چند صد روز کاهش پیدا کرده است. دلار در ۵ فروردین ۱۴۰۴ برای نخستین‌بار مرز ۱۰۰ هزار تومان را لمس کرد و حدود ۵۱۵ روز بعد از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرد. به این ترتیب، دلار در حدود ۱۷ ماه دو برابر شده است. بررسی دوره‌های تاریخی نشان می‌دهد این بازه از نظر سرعت، چهارمین دوره سریع دو برابر شدن دلار در میان مقاطع بررسی‌شده است. رکورد اول به سال ۱۳۹۷ تعلق دارد؛ زمانی که دلار تنها در ۱۲۲ روز بیش از دو برابر شد. جهش ابتدای دهه ۱۳۹۰ با ۲۷۵ روز در جایگاه بعدی قرار می‌گیرد و جهش ارزی دهه ۱۳۷۰ نیز حدود ۴۸۲ روز طول کشید. دوره فعلی با ۵۱۵ روز پس از این سه مقطع قرار می‌گیرد. اما معنای عدد ۵۱۵ روز زمانی روشن‌تر می‌شود که جهش‌های قبلی را همراه با دوره آرامش پیش از آنها ببینیم. در دو نمونه مهم، بازاری که سال‌ها آهسته حرکت کرده بود، پس از یک شوک سیاسی و ارزی ناگهان سرعت گرفته است. سریع‌ترین دو برابر شدن دلار در دوره‌های بررسی‌شده در سال ۱۳۹۷ رخ داد؛ اما برای فهم این رکورد باید بیش از پنج سال به عقب برگشت. پس از جهش ارزی ابتدای دهه ۹۰، سرعت رشد دلار به شکل محسوسی کاهش یافت. از ۹ مهر ۱۳۹۱ که دلار حدود ۳۲۱۹ تومان بود تا ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ که به ۶۱۲۵ تومان رسید، حدود ۲۰۴۰ روز زمان سپری شد. این دوره با مذاکرات هسته‌ای، توافق برجام، کاهش ریسک سیاسی و بهبود نسبی دسترسی به منابع ارزی همراه بود. مجموعه این عوامل به بازار اجازه داد چند سال با سرعت بسیار کمتری نسبت به دوره قبل حرکت کند. اما این آرامش در بهار ۱۳۹۷ شکست. خروج آمریکا از برجام در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، چشم‌انداز بازگشت تحریم‌های نفتی و بانکی و محدود شدن دوباره دسترسی ایران به منابع ارزی، انتظارات بازار را تغییر داد. نتیجه در سرعت دلار دیده شد. در فاصله ۱۳ اردیبهشت تا ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، قیمت دلار از حدود ۶۱۲۵ تومان به ۱۲ هزار و ۷۰۰ تومان رسید؛ تنها ۱۲۲ روز. به این ترتیب، بازاری که برای حرکت قبلی خود بیش از ۲۰۰۰ روز زمان صرف کرده بود، حرکت بعدی را در حدود چهار ماه طی کرد. بیش از پنج سال آرامش و سپس ۱۲۲ روز جهش؛ این بزرگ‌ترین تغییر سرعت دلار در دوره‌های بررسی‌شده است. الگوی مشابهی را می‌توان در ابتدای دهه ۹۰ دید؛ با این تفاوت که دوره آرامش پیش از آن بسیار طولانی‌تر بود. از اواخر دهه ۷۰ تا ابتدای دهه ۹۰، نزدیک به ۴۶۹۷ روز، یعنی حدود ۱۳ سال طول کشید تا دلار از محدوده حدود ۸۰۰ تومان به حوالی ۱۵۰۰ تومان برسد. در بخش بزرگی از دهه ۸۰، افزایش درآمدهای نفتی و دسترسی دولت به منابع ارزی، امکان مداخله گسترده‌تر در بازار را فراهم کرده بود. با وجود ادامه تورم داخلی، نرخ ارز با سرعتی بسیار کمتر از سال‌های بعد افزایش پیدا می‌کرد. اما از اواخر سال ۱۳۹۰ شرایط تغییر کرد. تشدید فشارهای بین‌المللی بر سر برنامه هسته‌ای ایران، تحریم بانک مرکزی و محدودیت‌های نفتی، دسترسی کشور به منابع ارزی را دشوارتر کرد. آرامشی که سال‌ها در بازار ارز برقرار بود، جای خود را به یکی از سریع‌ترین جهش‌های تاریخی داد. از ۸ دی ۱۳۹۰ تا ۹ مهر ۱۳۹۱ تنها ۲۷۵ روز طول کشید تا دلار از حدود ۱۵۴۲ تومان به ۳۲۱۹ تومان برسد. مقایسه دو عدد بار دیگر همان تغییر سرعت را نشان می‌دهد: نزدیک به ۱۳ سال حرکت آهسته، سپس کمتر از ۹ ماه برای جهش بعدی. سومین دوره سریع در بررسی زومان به سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۷۳ بازمی‌گردد. دلار در این مقطع طی حدود ۴۸۲ روز از محدوده ۱۹۶ تومان به حدود ۳۶۰ تومان رسید. منشأ فشار در این دوره با جهش‌های دهه ۹۰ متفاوت بود. هنوز خبری از تحریم‌های گسترده هسته‌ای نبود؛ مسئله اصلی به وضعیت منابع و مصارف ارزی کشور بازمی‌گشت. پس از پایان جنگ، نیاز گسترده به واردات برای بازسازی اقتصاد و اجرای طرح‌های توسعه‌ای، تقاضا برای ارز را افزایش داده بود. هم‌زمان سررسید بدهی‌های خارجی و محدودیت منابع ارزی، تراز پرداخت‌های کشور را تحت فشار قرار داد. در نتیجه، بازار ارز وارد دوره‌ای از بی‌ثباتی شد و سرعت افزایش نرخ دلار بالا رفت. این بار شوک نه از خروج یک کشور از توافق هسته‌ای یا تحریم بانک مرکزی، بلکه از فشار بر منابع ارزی و بدهی‌های خارجی آمد. با این حال، نتیجه از یک جهت مشابه بود: زمان حرکت دلار به کمتر از یک سال و نیم کاهش یافت. کنار هم گذاشتن این دوره‌ها یک الگوی مهم را نشان می‌دهد. آرامش بازار ارز الزاماً به معنای از بین رفتن فشار بر ارزش ریال نیست؛ گاهی فقط به این معناست که دولت هنوز توان مهار آن فشار را دارد. اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته یک ابزار مهم برای این کار داشته است: درآمد نفت. وقتی صادرات نفت بالا بوده و دولت به منابع ارزی آن دسترسی داشته، بانک مرکزی توان بیشتری برای عرضه ارز در بازار و کنترل نرخ دلار پیدا کرده است. به این ترتیب، حتی در سال‌هایی که تورم داخلی ادامه داشته، نرخ ارز می‌توانسته برای مدتی آهسته‌تر از سطح عمومی قیمت‌ها حرکت کند. این همان چیزی است که در بخش‌هایی از دهه ۸۰ به‌وضوح دیده شد. درآمد بالای نفتی دست دولت را برای عرضه ارز باز گذاشته بود و دلار برای سال‌ها با سرعت کمی افزایش پیدا کرد. در فاصله مذاکرات هسته‌ای تا پیش از خروج آمریکا از برجام نیز افزایش دسترسی به منابع ارزی و کاهش ریسک سیاسی به آرام‌تر شدن بازار کمک کرد. اما این سازوکار یک نقطه ضعف دارد. تزریق دلار می‌تواند برای مدتی اثر تورم داخلی را بر بازار ارز بپوشاند، اما خود تورم را از بین نمی‌برد. اگر در همین دوره حجم پول، کسری بودجه و سطح عمومی قیمت‌ها همچنان بالا برود، میان نرخ ارزی که با عرضه دلار مهار شده و فشارهای ایجادشده در داخل اقتصاد فاصله شکل می‌گیرد. هرچه درآمد و دسترسی ارزی بیشتر باشد، دولت می‌تواند مدت بیشتری این فاصله را مدیریت کند.مشکل زمانی آغاز می‌شود که این پشتوانه ضعیف شود. افت صادرات یا قیمت نفت، تحریم فروش نفت و نقل‌وانتقال پول، جنگ یا هر شوک دیگری که دسترسی دولت به ارز را محدود کند، قدرت مداخله بانک مرکزی را کاهش می‌دهد. در همین زمان، افزایش نااطمینانی معمولاً تقاضا برای ارز را نیز بالا می‌برد. عرضه ضعیف‌تر می‌شود، تقاضا بالا می‌رود و نرخ دلار بخشی از فاصله‌ای را که در دوره آرامش با تورم داخلی پیدا کرده بود، با سرعت بیشتری جبران می‌کند. از این زاویه، جهش‌های ارزی فقط محصول روز وقوع یک شوک نیستند. بخشی از زمینه آنها ممکن است سال‌ها قبل و در دوره‌ای ساخته شده باشد که قیمت‌ها در داخل بالا می‌رفتند، اما درآمد نفت و عرضه ارز اجازه نمی‌داد تمام این فشار هم‌زمان در نرخ دلار دیده شود. تجربه دو جهش بزرگ دهه ۹۰ این رابطه را نشان می‌دهد. یک بار نزدیک به ۱۳ سال حرکت آهسته دلار، پس از محدود شدن درآمدها و دسترسی ارزی، به جهشی ۲۷۵ روزه ختم شد و بار دیگر بیش از پنج سال حرکت آرام‌تر، با خروج آمریکا از برجام و بازگشت محدودیت‌های نفتی و بانکی، جای خود را به جهشی ۱۲۲ روزه داد. بنابراین شاید رابطه را بتوان ساده‌تر بیان کرد: تورم و ناترازی‌های داخلی فشار را می‌سازند؛ درآمد نفت و دسترسی به ارز می‌تواند برای مدتی آن را در بازار ارز مهار کند؛ و شوک‌هایی که این توان ارزی را تضعیف می‌کنند، می‌توانند زمان تخلیه فشار را کوتاه کنند. دوره فعلی هنوز به سرعت دو رکورد بزرگ دهه ۹۰ نرسیده است. دلار برای حرکت از ۱۰۰ هزار به ۲۰۰ هزار تومان ۵۱۵ روز زمان نیاز داشته؛ بسیار بیشتر از ۱۲۲ روز سال ۱۳۹۷ و ۲۷۵ روز ابتدای دهه ۹۰، اما بسیار کوتاه‌تر از دوره‌هایی که حرکت دلار با سال اندازه‌گیری می‌شد. عدد ۲۰۰ هزار تومان رکورد تازه بازار ارز است، اما شاید تغییر مهم‌تر در واحد اندازه‌گیری زمان رخ داده باشد: ساعت دو برابر شدن دلار دوباره از «سال» به «ماه» برگشته است.
📡 منبع: رسانه زومان
🕒 تاریخ انتشار در سایت: 2026/08/27 - 11:00

نظرات (0)

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود
قبلی 12 بعدی

۱۴۰۴ © تمامی حقوق برای خبرگزاری خبر خراسان جنوبی محفوظ می باشد و کپی برداری از محتوا مجاز نمی باشد.